پارت صد و هفتم :
﴿نیما﴾
فضای اطرافم، توی هالهی بزرگی از تاریکیه که با صدای جیرجیرکها از لای نیمه باز پنجره، یه نمآهنگ وحشتناکی ساخته.
سکوت انگار صاحب اصلی این خونهست، چون حتی میتونم از جایی که نشستم، صدای حرکت برگ درختا توی جهت باد رو با وجود پنجرهی بستهی اتاق هم بشنوم.
هیچ نوری نیست، هیچ کورسویی از روشنایی؛ تنها چیزی که توی دل تاریکی رو روشن میکنه و باریکهی نورش از درز نیمهبا
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اشکیر
1چشماتو درویش کن مال منه هاا
۱ هفته پیشtitiii
5منی که رو نریمانم کراش دارم:
۱ هفته پیشابجی نیما
5وایی فقط موقعی که نیما به ترکیب خودشو رابین لبخند میزنه و دلش میخاد بازم کنار رابین باشه تو حلقه عرر رابنیما قشنگم
۲ هفته پیشابجی نیما
6حالا همه هشتک #ارش_بی_لیاقت
۲ هفته پیشDiaa
16همه شون گناه دارن دلم برا همه شون میسوزه ناخواسته زندگیشون به گند و گوه کشیده شد
۱ ماه پیشنسترن
6تو پارتا نیما به متین میگه کسی که هممون گول زد که بازی کنیم صادراتی بود یعنی رابین همش تو گوششون خونده که ما بازی کنیم تا کلاب مال ما بشه و انتقام بگیریم اینا هم بهش گوش دادن زیاد هم ناخواسته نبوده چون یکی مثل سهیل خودش خودشو انداخت تو بازی کی مثل پویا سامان سامیار و بقیه
۱ ماه پیشریری
5کودک بودن💔
۱ ماه پیشDiaa
4اگرم رابین کاری نمیکرد دبیرستانیای جوگیر همون بلای که سر اشکان یا بقیه رو اوردن رو ادامه دار سر همه تازه واردا میاوردن ، نیاز بود به یه تلنگر تا به خودشون بیان یک چهارم بلاهارو جبران کنن
۱ ماه پیشابجی نیما
2گولشون زد که بیاید بازی کنیم این بار ما میبریم به اونا حالی میکنیم که ما کی ایم و اینا اینجوری گولشون زد بماند که نیما هم بخاطر متین مجبور شد بازی کنه ولی ناخواسته بود چونکه رابین واقعا گولشون زد و هیچوقت بهشون نگفت که با این کارشون عضویت کلاب میگیرن اوناهیچوقت نمیدونستن که برای کلاب دارن بازی میکنن
۲ هفته پیشابجی نیما
0عهه ریدم از خنده داشتی موقعی که راهنمایی بودنو میگفتیی ضایع شدم
۲ هفته پیشابجی نیما
1اخه تو چقدر با ادبب و با شخصیتیی داداش قشنگم دست هرکی که امشب تورو کتک زد فلج شه به حق پنج تنن
۲ هفته پیشابجی نیما
1الهی قربون اون دنده هات که وقتی نفس میکشی درد میگیرن چشم قشنگ ابجیی
۲ هفته پیشابجی نیما
1حاجیی من نیما میخامم
۲ هفته پیشابجی نیما
2ارش فدای اون چشمایی که انقدر با جزئیات کشیده برهه به هرحال چشم های جنگلی داداشم هرچیزی نی که هرکس بتونه به خوبی فراموشش کنه
۲ هفته پیشابجی نیما
1من تو رو میپرستم نیماا به جدم میپرستمت اصلا برات رو زانوهامم
۲ هفته پیشابجی نیما
2هعی نیما اخه تو واقعا به این خوبیقشنگی چرا بی اعتماد به نفس میخام بشینم برات زار بزنم پسر
۲ هفته پیشابجی نیما
1اوو چه جوری میکشه ارش نیمارو بابا داداش یاواش تر ارامم باش حیوان
۲ هفته پیشابجی نیما
1نگو اینجوری قلبم اتیش گرفت برات تو با ارزش ترین فرد رمانیی حداقل برای من
۲ هفته پیشابجی نیما
1اخه داداش قشنگم چراا تو ده هیچ اون ارش رو میزنی چه از نظر ظاهر چه اخلاق چه شخصیت چه استایل همه چیی فقط تو یه چیز اون از تو بهتره اونم خانوادس..الهی بگردم برات
۲ هفته پیشابجی نیما
1اخ اخ ارش چقدر سوختی که حرفای رابین تو حلقه رو یادته؟با اینکه خودت تو حلقه مقابل بودی و داشتی حق پرست و بیگ بنگ رو کتک میزدی
۲ هفته پیشابجی نیما
1ماماان کجایی بیا که دوماد ایندتو پیدا کردم بیاا چشماشم سبزهه
۲ هفته پیشحدیث
0گذاشتن نیما و آرش داخل یه اتاق مثل گذاشتن بمب ساعتی میمونه هرآن منتظرم منفجر بشن😂🔥
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ابجی نیما
12طبیعیه رو بابای ارش هم کراش زدم؟