خلاصه رمان :
طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سرگرد نیروی انتظامیه. طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد رایان رادمنش می شه. طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ ! پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !! ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه. توی این ماموریت با پسری به اسم علی اشنا می شه که می شه گفت دست راستِ رئیس باند موادِ. علی توی زندگیش درد های زیادی کشیده. طنین از نگاه علی ترس داره و همیشه ازش دوری می کنه اما... پایان_خوش
قسمتی از متن رمان خاطره
علیرضا لیموچی
0دوستان مهدیه لیمو چی دیگه نویسندگی را کنار گذاشت 🙏❤
۲ سال پیشرائیتی
0حیف شد😭هیچوقت انقدر منتظر نبودم😂😭
۹ ماه پیشنگین
2حداقل بگید اسم جلد دومش چیه
۵ ماه پیشسما
0اسم جلد دوم این کتاب چیه
۳ هفته پیشبانو
0ببین تخیلت عالیه ها ولی برای رمان نوشتن به یسری تحقیقاتم نیاز داری جانم برای من رمانت از نظر نوشتاری باگ داشت ویه نکته مهم یه نویسنده هیچوقت یه داستانو نیمه کاره ول نمیکنه چون روح یه نویسنده به رمانیه که مینویسه و صدالبته این رمان یه تقلید بود اصل رمان قشنگ تره
۴ هفته پیشالی
1سلام اسم فصل دومش چیه میخام میخونم
۱ ماه پیشHaniye
2رمان خوبی بود ولی اون قسمت هایی که سن شون رو میگفت فقط نوشته بود که:ساله بودم خوب طرفی که من باشم از کجا بفهمم که چند سالشه؟ بعد یکی دیگه این که اسم جلد دومش چیه حداقل آخر سر مینوشتید که آدم تو فکر بقیه اش نمونه
۲ ماه پیشریحانه
8این چه وضع رمان نوشتنه؟ دختر اگه چادری و مذهبی باشه هیچ وقت اجازه نمیده نامحرم ها بهش دست بزنه اون وقت جوری نوشته شده ک کیاوش و اریانا و آریا خیلی راحت بغلش میکنن و هیچی نمیگه! خیلی رمان مسخره ای بود اصلنم قشنگ نبود حیف وقتتون خدافظ
۱ سال پیششوکا
2آریانا دختر بود کیاوش بهش *** کرد آریا بهش دست نزد لطفا حواست باشه داری چی میگی
۱ سال پیشپانی
1دقیقااااااا
۸ ماه پیشناشناس
0دوست عزیز اریانا دختر بود،کیارش هم به زور بغلش میکرد اریا هم پسر خالش بود که اصلا نقشی تو این رمان نداشت.اصلا دستم ندادن والله😂
۲ ماه پیشasra
3دوستان لطفا به نویسندگی و نویسنده احترام بزاریم و غیر منطقی حرف نزنیم.بالاخره هرکس یه دیدگاهی داره که دیدگاه نویسنده هم اینطور بوده.نظرات رو لا اقل با احترام بنویسیم.فقط یه سوال فصل ۲ نداره!؟؟🤔والله ما برای عشق از دست رفتمون هم این همه صبر نمیکنیم که برای فصل ۲ این میکنیم😂🤣
۲ ماه پیشحنا
0خدا وکیلی آبروی هر چی نویسنده رو بردین حیف وقت که برا این رمان گذاشتیم
۴ ماه پیشغزل
0ولی چرت بود
۴ ماه پیشغزل
0از این رمان هر چیزی اتفاق میوفته و ممکنه که پلیس اومده باشه و صدای شلیک پلیس بوده باشه
۴ ماه پیشکرم رمان
2برای کسایی که رمان های مافیایی و پلیسی می خونن رمان خیلی چرتی هست اولا که دختره چرا انقدر زود عاشق شد دوما همش قلبش میگرفت درد قلب هم بخاطر عشق نیست پس مشکل قلبی داشته و اگه مشکل قلبی داشته باشه بهش اجازه نمیدن توی مأموریت به این مهمی جاسوس باشه ته رمان باز بود هرجا هم دنبالش گشتم ادامه اش نبود
۱ سال پیشفاطیما
2آره اگه مشکل قلبی داشته اصلا تو پلیس راهش نمی دانند چون اونها باید از لحاظ جسمی و روحی سلامت باشند
۵ ماه پیشرز سفید
4از خلاصه مشخصه چقدر رمان غیرمنطقییه ، 23 سالشه و سرگرده؟🤣🤣به مخاطب احترام بذارین لااقل قبل نوشتن یک سرچ بکنین
۵ ماه پیشنگین
4رمان خوبی بود ولی کاش طنین عاشق سرگرد رادمنش میشود اینجوری خیلی بهتر بود و اینکه آخرش کاش طنین نمی مرد اما هنوز مطمئن نیستیم که مرده یا نه پس لطفاً اسم جلد دوم خاطره رو بزارید
۵ ماه پیشمینا
1زیاد جالب نبود
۶ ماه پیشسمیرا
3شروعش نکردم تو همون خلاصه داستان خوندم دختر 23 و سرگرده خندم گرفت
۶ ماه پیش

الناز
0لطفا فصل دو زودتر بنویس