دوست داشتی؟
رمان کانی اثر حدیث

رمان کانی

  • به قلم حدیث
  • ⏱️۴ ساعت و ۵۹ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 116.3K 👁
  • 585 ❤️
  • 730 💬

خلاصه رمان :

درمورددختری بنام کانیه ،دختری مهربون وخوش قلب ، ک بعنوان خون بس وارد زندگیه اربابی جوان وسنگدل میشه ،اربابی ک از تمام زن هامتنفره .. باماهمرا باشین تاببینیم کانیه قصه ما چطوربا این ارباب سنگدل کنارمیاد؟؟

قسمتی از متن رمان کانی

وقتی بلندشدم عین موش اب کشیده شده بودم ...
سالار
باعصبانیت گلدون رومیزو محکم کبوندم تودیوار.
حالا کارشون بجایی رسیده ،ازمن
دزدی میکنن؟فقط منتظرم نادرو بچه هاگیرشون بیارن ،
میدونم چه بلایی سرشون بیارم .
کاری میکنم ک دیگه هیچ احدالناسی
جرات نکنه دیگه این گوروبخوره .
تاحالا کسی جرات نکرده روحرفم حرف بزنه چه برسه به اینکه دزدی کنه ازم .
خودم ورومبل انداختموچشماموبستم .
،-:سلام اقا
----باصدایه نادر چشماموبازمیکنم و منتظر ادامه حرفشم ،بادیدن قیافه عصبیم اب گلوشوازترس قورت میده
ویه قدم عقب میره ..
نادر:اقا گرفتیمشون الانم توحیاطن .
ازرویه مبل بلندمیشم وبه سمت حیاط میرم .
نادرم ازپشت دنبالم میاد.
بادیدن اون دوتا به سمتشون میرم .
وقتی چشمشون بهم می افته، ترسو قشنگ تو چشاشون میبینم .نه تنها اون دوتا حتی کساییم ک توحیاط بودن ترسوقشنگ میشدتوچشماشون حس کرد.
به سمتشون میرم و اروم اروم دورشون میچرخم ، بعدازدودور چرخیدن ،محکم بانوک کفشم به پهلویه حسن میزنم .
اززور درد یه لحظه نفسش بندمیاد .
مجتبی بادیدن حسن به گریه والتماس کردن می افته..
-:اقا گوخوردیم ،غلط کردیم ،اقا توروخدا ببخشمون ،نادونی کردیم،
دیگ همچین غلطی نمیکنیم .اقا خاک زیرپاتونیم ازگ*ن*ا*همون بگذرین ،اقا توروخداکاری بهمون نداشته باشین،جوونی کردیم اقا.
---بدون توجه به التماس کردناشون به سمت نادربرمیگردم .
-:میبرینشون وسط روستا و نفری100 ضربه شلاق ،تا بقیه هم بفهمن درافتادن با سالارخان یعنی چی .
بعدم ازروستا بیرونشون میکنی و به مردم میگی اگ کسی بهشون جاومکان بده به سرنوشت اینا دچارمیشن ..
-:چشم اقا .
دوباره وارد سالن شدم و رومبلی ک درقسمت بالایه سالن و مخصوصه خودمه میشینم و سیگاری روشن میکنم ....
کانی
احساس میکردم انگاریکی کنارگوشم داره وزوز میکنه .
-:کانی ؟کانییی؟؟باتوام دختربلندشو .
-:هوم ..بزاربخوابم،خوابم میاد .
-:بلندنمیشی باشه ،پس منوفاطی دوتایی میریم پیش بی بی .
----بااین حرف رز هوشیارشدم وباقیافه خواب الود بهش نگاه میکردم .
-:گفتی کجا میخواین برین ؟
-:ن مثل اینکه واقعاگیج خوابی ،مگه قرارنبودامروزبریم خونه بی بی ؟پاشودیگ فاطی منتظرمونه .
-:وای اصلا یادم نبودالان دوسوته حاضرمیشم ،نمیتونستی زودتر بلندم کنی ؟
-:روتوبرم سه ساعته دارم صدات میکنم ،زودباش الان فاطی ،قاطی میکنه واسمون .
-:باشه بابا
---بیست دقیقه بعدبا رز به سمت خونه فاطی اینا رفتیم ،ازدورفاطی رو جلودر دیدیم .
هرچی جلوترمیرفتیم قیافه اخموفاطی هم بیشترتودید بود .
- :چ عجب پرنسسا تشریف اووردن ،میزاشتین شب می اومدین .
-:بجون خودت مقصر کانی بود ،خانم خوابش برده بود.
-:بجایه سلام صب بخیرت عین برج زهرمار شدی چرا ؟
-:واقعا ک کانی خیلی روداری .نیم ساعته منوالاف کردین .
-:این حرفاروبیخیال بیان زودتربریم
بی بی منتظرمونه .
سه تایی به سمت خونه بی بی رفتیم .
ازبچگی با فاطی دوست بودیم .
فاطی تک فرزنده ،مادرش بعداز فاطی به خاطر ضربه اسب توشکمش دیگه نتونست بارداربشه .
البته اسمش فاطیماست مافاطی صداش میکنیم .
مانی بما سه تا همیشه میگه سه تفنگدار....
کانی
-:راستی خبردارم دست اول .
-:ماشالله فاطی همیشه یه خبرداری واسه گفتن .
-:رز خانوم ازخداتم باشه براتون خبرایه دست اول میارم .
-:حالا بگو بینیم خبرت چیه ؟
-:وای کانی میگن دیروز سالارخان دوتا ازجوونایه روستاشونوک ازش دزدی کردنودستورداده وسط روستانفری صدضربه شلاقشون بزنن،
ازروستاهم بیرونشون کنن ،


بیشتر بخوانید

نظرات رمان کانی

  • شهرزاد

    0

    عاالی بود رمان قشنگی بود❤️❤️

    ۳ روز پیش
  • Z. N. J

    0

    رمان قشنگی بود ولی میتونست بهتر هم باشه، من که خیلی خوشم اومد و ناتموم موندن جملات باعث می شد ادامه رمان رو بخونی و کنجکاو بشی، عالی بود حتما پیشنهاد می کنم بخونید. ممنون!

    ۱ هفته پیش
  • واقعا خوب بود مثل

    0

    بفیه رمانا نبود سریع عاشق بشن و بمیرن برا هم قشنگ خون بس بودنو نشون داد

    ۲ هفته پیش
  • Zahra

    1

    رمان خیلی خوبیه حرف نداره

    ۲ هفته پیش
  • نسیم

    1

    سلام بر نویسنده گرامی خسته نباشید رمانت عزیزم عالی بود تمام جنبه های شخصیتی ادمارو تو رمانت اورده بودی؛ به عبارتی دیگه رمانت جنبه روانشناسی_شناختی داره. نکات اخلاقی هم داشت .ضمنا خیلی خوشم اومد از نوع نگارشت قبل از تغییر شخصیتا جملرو طوری تموم میکردی که ادمو ترغیب به ادامه دادن میکردی. خیلی خوشحال

    ۲ هفته پیش
  • نسیم

    1

    شدم که رمانتو خوندم به نظرم همه باید با رمانت اشنا بشن و حتما بخوننش چون درسای زندگی خیلی اموزنده ای توش در جریان بود من به شخصه که خیلی خوشم اومد و خسته نباشید میگم عزیزم ممنون🖤💛

    ۲ هفته پیش
  • Robab

    1

    رمان خوبی بود ولی به نظرم پسره خیلی بی منطقه 😮 💨 فقط طرز فکرشو برم من🙄

    ۳ هفته پیش
  • مریم

    0

    آلیی بود خیلی خوشم اومد

    ۲ ماه پیش
  • زهرا نظری

    0

    خوب بود وبه همه نکات توجه کرده بود در کل عالی بود و لذت بردم

    ۲ ماه پیش
  • سایه

    0

    ببخشید من دستم خورد به گزینه حذف رمان چیکار کنم 😫

    ۳ ماه پیش
  • آزاده | ناظر برنامه

    نگران نباشید مشکلی پیش نیومده

    ۳ ماه پیش
  • لارا

    0

    رمان خوبی بود

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عالیییییییی بود💗حرف نداشت حتما بخونید🥰🥰

    ۴ ماه پیش
  • ندا

    3

    رمان خیلی خوبی بود ارزش خوندن داره

    ۴ ماه پیش
  • Neda

    2

    رمان خیلی خیلی خوبی بود واقعا ارزش خوندن داشت من ک خیلی خوشم اومد ازش

    ۴ ماه پیش
  • دیانا

    1

    خوب بود ارزش خوندن رو خیلی داره

    ۴ ماه پیش
  • remas

    1

    خوبه ولی زیاد تقطیع کلمه داشت این چیه دگه بابا

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️