پارت سی و یک :

هرچند گله ای هم نداشت او هیچ وقت آنچنان به مادیات اهمیت نداده بود ..البته نه تا همین اواخر که به بهانه وضعیت مالی شان و اینکه از پس مخارج خوابگاه خصوصی بر نمی آمدند ،می‌خواستند او را به تبریز ببرند.

چندی بعد با توقف در طبقه هفتم از آسانسور پیاده شدند .

طناز همانکه دستش را جلو برد تا کد قفل الکترونیک را وارد کند در آپارتمان به رویشان باز شده و مهتاب مادر طناز، درحالیکه یک تاپ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نوا نبوی در رمان نوای سرخ نوا نبوی
تصویر شخصیت اهورا ارجمند در رمان نوای سرخ اهورا ارجمند
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آریا

    1

    خانوم نویسنده باز کجا رفتین ده روز گذشته ها ولی خبری ازادامه رمان نیست

    ۴ روز پیش
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
کپی شد!