پارت سی و دوم :
طناز که عادت کرده بود چهره اکثرا شلخته و با مانتو مقنعه نوا را ببیند . چشمانش برق خریدارانه ای زده وبه مسخرگی گفت :
-جـــون میگن نوا میخوای بیخیال تبریز بشی جفت مون مهاجرت کنیم بریم فرانسه صفا سیتی ؟
نوا که میدانست که طناز سر به سرش میگذارد خندیده و همانطور که از اتاق خارج میشد گفت :
-شرمنده عزیزم من به همجنس خودم گرایشی ندارم ... برو یکی دیگه برای خودت پیدا کن ...
لطفا صبر کنید...

ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️