رمان گلگونهرخ
- به قلم مهدیه فیروزی
- 21 پارت
- در حال نگارش
- 42.6K 👁
- 212 ❤️
- 403 💬
قرار بود بعد از مراسم ازدواج دختر بزرگ خانوادهی بختیار با پسرعمویش، دختر کوچک نازنین بالاخره پس از سالها دلدادگی به آرزویش یعنی وصال با صامت آهنگر برسد؛ اما درست در اوج تب و تاب روزهای آمادگی برای مراسم خواهرش، تصادفی شاید از پیش تعیین شده زندگیشان را زیر و رو میکند؛ در پی این حادثهی هولناک که نازنین را به عزای عزیزترین شخص زندگیاش مینشاند، عمویش فرخ بختیار؛ مردی سنتی و کهنهفکر تصمیم میگیرد به جای خواهرش یاسمین، نازنین را به هر ضرب و زور پای سفرهی عقد با پسرش بنشاند؛ اما این تصمیم او رازهای تاریک گذشتهی خودش را بیآنکه بداند به خطر افشا میاندازد. حال نازنین یا باید به هر ریسمانی برای مقابله با عمویش چنگ بیندازد و یا با پذیرش فرمان او دنبالهی راهی را بگیرد که تنها راه پی بردن به گذشتهی هولناکش، پس گرفتن حق و حقوقی که سالها ناعادلانه ازشان محروم شد و نجات خانوادهای است که او را به عنوان تنها ناجی دارد. در این بین؛ آشنایی با پسرعمویی که هرگز موفق به دیدن او نشده بود بذر عشقی میانشان میکارد که شاید تنها مرهم زخمهای نازنین از رهایی صامت و زندگی رویاییاش و جنگ با سرنوشت خواهرش است که به او تحمیل شد. کسی چه میداند؟ شاید از ازل قرار بود نازنین سرنوشت خواهرش را زندگی کند!
اطلاعیه ها :
سلام به قشنگای گلگونهرخ🦋
تصویرسازی شخصیتها قرار گرفت؛ این تصاویر طبق توصیفات و مخصوص شخصیتهای گلگونهرخ ساخته شده، چطوره؟ دوسشون دارین؟😁
عزیزای دلم؛ امیدوارم حالتون خوب باشه♡
خیلی خوشحالم که میتونم «گلگونهرخ» رو به همراهی شما بنویسم و به سرانجام برسونم🦋
نکتهای که باید بگم؛ رمان تا انتها رایگان در اختیارتون قرار داره و میتونید مطالعه کنید، بعد از اتمام حق عضویتی میشه🌸
اگه به عاشقانههای پر فراز و نشیب از دل تاریخ علاقه دارید، خوشحال میشم گلگونهرخ رو دنبال کنید و با نظراتتون انرژی رمان رو مثبت و بالا حفظ کنید🤍
حالا اگه واسه زندگی با این عاشقانه آمادهای، دستت رو بده من و بزن بریم😁✨
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
متأسفانه الان امکان بیشتر شدن روزهای پارتگذاری نیست عزیزم؛ فعلا از شما حمایت و انرژی، از من پارت هدیه🤍
۱۹ دقیقه پیشهناسه
در پارت 211آخخخخخخخخخخ از دست این مردگ پول پرست که خودشون رو میفروشن .بنظرم صامت عشق و علاقه اش رو به پول فروخته. اما الان که نازنین رو میبینه نمیتونه ابراز علاقه نکنه. بنظرم ی ریگی به کفش صامت هست
۳ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
صامت آدم مرموزیه، معلوم نیست چی توی سرشه
۳۱ دقیقه پیشصدف
0به نظر منم فرخ صامت رو نمی کشه اما صدرصد یه نقشه ای داره از طرفی فک نکنم بیاد مثلا دخترش رو به یه آهنگر بده پس این فرضیه درست نیست اما امکان داره زوج یاسمن و صامت رو داشته باشیم.....
۴ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره این فرضیه رده؛ باتوجه به اینکه قانونِ فرخ اینهکه خون بختیار به هیچ خونی گره نخوره، امکان نداره سایدا رو به صامت بده
۳۲ دقیقه پیشآزیتا قنواتی
در پارت 190بسیار عالی قلمت مانا بانو
۵ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قربانت🤍
۴۰ دقیقه پیششهناز
در پارت 200خیلی اعصابم خرد شد واقعا بعضی وقتها میگی عدالت کجای خدا چرا به دادشان نرسید چرا همیشه ضالم سالم وپولداره چرا همیشه بدبختی برای بی پولهای واقعا چرا
۱ ساعت پیشهناسه
در پارت 211نازنین چرا نمیره پیش خواهرش و باهاش حرف بزنه تا هردو آرام بشن. مخصوصا یاسمین که الان فقط چشم هدش کار میکنن. باید آرامش کنی نازنین.برو با خواهرت درد و دل کن
۳ ساعت پیشنجوا
در پارت 210سلام گلم قربونت برم با این قلمت عالی هستش من فکر می کنم هرچه نازنین مقاومت ک کنه آخرش با کیسان ازدواج می کنه و شاید صامت یاسمین رفت فدات دوستتدارم💜
۸ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
صامت و یاسمین؟ اینم زوج جالبیهها
۶ ساعت پیشنعنا
در پارت 211فک کنم فرخ دختر خدشو قالب صامت کنه تا نازنین برا کیسان بشه البته شاید به روش های ادبی تو
۱۱ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
حدس جالب و عجیبیه🤔
۶ ساعت پیشفاطمه زهرا
در پارت 210همه ی ما فکر کردیم یاسمین میمیره...اما کتایون...خب مهدیه جان منتظر سوپرایز غمگین بعدیم
۲۰ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
میخواستم یکم شادش کنما.. خودت گفتی غمگین
۲۰ ساعت پیشصدف
در پارت 211چقدر قشنگ بودددد مرسی مهدیه عزیز❤️ 🔥✨ امیدوارم مارو منتظر نزاری و پارت هدیه بدیییی🥲🫶🏻
۲۰ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
این حمایتها و انرژیها که باشه البته که منتظر نمیذارم قشنگم🤍
۲۰ ساعت پیشفاطمه زهرا
در پارت 210دوست دارم راجب فاتح بیشتر بدونم...راجب فاتح توضیح بیشتری توی رمان هست؟هیچ علاقه ای ندارم راجب فرخ و کتایون بدونم🎀ولی راجب فرخ و صفورا چرا...و اینکه اخرش کتایون عاشق فاتح شد یا عاشق فرخ موند؟البته اینا حدسیاته منه
۲۰ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
البته که توضیح میدم، فاتح گرچه نیست اما نقش نسبتا پررنگی داره.
۲۰ ساعت پیشفاطمه زهرا
در پارت 211واقعا بدم اومد از صحبت فرخ راجب یاسمین...فقط یه ادم عوضی میتونه اینجور صحبت کنه...بیشعور ع.وضی
۲۰ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
میبینی؟ اصلا عجیب نیست که از رفتار و کارای صفورا خم به ابرو نمیندازه، خودش توی سنگدلی از اون جلوتره.
۲۰ ساعت پیشسرو
در پارت 210وای یعنی فرخ چه بلایی سر صامت میاره
۲۱ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
تو چی فکر میکنی؟!
۲۰ ساعت پیشف م
در پارت 211چه زیبا دوئل شروع میشه
۲۲ ساعت پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
چه میکنن این عمو و برادرزاده..
۲۰ ساعت پیشفاطمه زهرا
در پارت 200هیچکس نمیتونست غم بی مادری رو انقدر قشنگ و درد ناک مثل تو توصیف کنه...امیدوارم هیچکس همچین بلایی سرش نیاد،خیلی پارت قشنگ و دردناکی بود❤️ 🩹
دیروز
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
امیدوارم منم، سایهی هیچ مادر و پدری از سر بچههاشون کم نشه🤍
۲۰ ساعت پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده mahdiyefiroozii -
آیدی تلگرامی نویسنده mahfrzinovel -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
فاطمه
در پارت 210دست نویسنده درد نکنه عالیه این رمان ولی ای کاش هر روز پارت جدید داشتید تا ما اینقدر منتظر نباشیم اگه زحمتی نیست پارت رو روزانه قرار بدید ممنونم