خلاصه رمان عاشقانه رقص آتش
«آنا» دختری که روزگاری در دنیای بوکس زیرزمینی بوداپست، با قدرت و هیجان زندگی میکرد، حالا درگیر دنیایی تاریک و بیرحم شده است. او که درگیر قاچاق و جابهجایی بستههای مرموز است، میان دو جهان معلق مانده؛ دنیای پر از خون و گناهی که او را مجبور به انجام کارهای غیرقانونی میکند و دنیای خاطرات شیرین و پر از دوستی با "سارا" تنها کسی که برای او معنای زندگی را داشت. وقتی آنا مسئولیت تحویل یک بسته مشکی و لوکس را بر عهده میگیرد، با حقیقتی تکاندهنده و هولناک روبهرو میشود که تمام باورهای او را در هم میشکند. او که حالا در میانهی بازیهای خطرناک مردانی قدرتمند و بیرحم مانند "شاهد" گرفتار شده، باید میان بقای خود و وجدان بیدارِ پنهانشدهاش، یکی را انتخاب کند. آیا آنا توان مقابله با روح سیاه و خفته اش را دارد ؟ آیا او میتواند از میان آتشی که خودش برافروخته، جان سالم به در ببرد، یا این رقصِ پرخطر، پایان زندگی او خواهد بود؟»
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان رقص آتش - پارت 24
ده دقیقه ای میشود که با سرعت لاکپشت ، برای خود لقمه میگیریم و در دهانمان جا میدهیم. 'مرسی' کوتاهی از میان لبم خارج میشود ، از جا بر میخیزم و به سمت پزیرایی میروم . انگار که آنها هم از این حالت خسته شده باشند ، بعد از دقایقی کوتاه وارد پزیرایی شده و بعد از روشن کردن چند آباژور ، روی مبل م...
بروزرسانی در : ۳ ساعت پیش
-
رمان رقص آتش - پارت 23
پویان با سر حرفم را تایید کرد و با ابرو های بالا رفته و چشم هایی ریز شده_که کسرا را میپاییدند_به پشتی مبل تکیه داد . هر دو نفرشان جمله ام را شنیده بودند . اما قیافه های کمی متعجبشان نشان از نادانی معنی جمله ام میداد . -چرا ؟ پویان به جای من جواب داد : -اینکه مدیر عامل یه شرکت بزرگ و یه م...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان رقص آتش - پارت 22
اما اگر بخواهم با خود صادق باشم ... هیچ چیز از گفته های آرشام متوجه نشده بودم . یک هوش مصنوعی؟ مغز؟ می توانستم از صحبت هایش این نتیجه را بگیرم که مغز به یک AI متصل میشود ... اما اینکه چطور یا چگونه را اصلا متوجه نشده بودم . هنوز در حال توضیح دادن بود که دست راستم را بالا آوردم: -دوباره ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان رقص آتش - پارت 21
سعی کردم بزاق نداشته دهانم را قورت دهم . پلک هایم سنگینی می کردند ، انگار که التماسم می کردند تا آنها را به هم برسانم . می خواستم بپرسم که آیا توانسته ام محلول را سالم به دستشان برسانم یا خیر ... اما آنقدر دهانم خشک بود که تنها در خواستم آب بود . -آ...آب آب درون لیوان را با نی نوشیدم و آن ز...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🎀✨️🩷بفرماییدAvenxir MONTAGEM UNKNOWN
۷ ساعت پیشهانیه
0قلب منیی دستت طلاا💖
۷ ساعت پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
✨️🎀
۵ ساعت پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
عزیزم میتونی توی اپدیگه ای بهم پیام بدی؟این*ستا؟تل*گ*رام؟یا روبی*کا؟
۵ ساعت پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
گلی من بله ندارم...ایناو دارم...هر کدوم اوکی بودی بگو ایدیشو بدم(این*ستا،روبیک،تل،ای*تا...✨️🎀
۴ ساعت پیشافسون
در پارت 220خسته نباشی گلم ولی زود به هم گیر دادند کل پروژه رو دزدیدن آخه اینکه خودش درستش گرده چرا باید دست اون شاهد عوضی بیفته در ضمن ببخشید من عکس کسرا رو نمی پسندم راستش یکم ناپخته و جوون به نظر میرسه اما من وایو یه آدم باهوش و ازش میگیرم و این هنوز تو ناکامی هاش مونده قربونت مرسی فدات 😅🥰
۲ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
دیگه طمعه که میخوان قدرت توی دست خودشون باشه...براشون فرقی نداره که اون قدرت و بدزدن یا بخرنش!و اینکه اشکالی نداره، کاملاً سلیقهایه🎀✨️ عکس شخصیتها فقط برای کمک به تجسم داستان گذاشته شده و در واقع برداشت و تصور نویسنده از اون کاراکتره. اگر با ظاهرش ارتباط برقرار نمیکنید یا دوستش ندارید، کاملاً آزا
دیروزAylar
در پارت 231هوراا پارت آپلود شد🔥🔥
۲ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🎀✨️🩷
۲ روز پیشملکه
1کسرا چه داف حقیه😭🎀
۲ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فرزندانم همه از دل پینترست پریدن بیرون اینقدر که ناناصن😭🩷✨️کسرا که دیگه بدتر...🎀
۲ روز پیشAylar
در پارت 220وایی عالیی بود
۳ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🩷✨️
۳ روز پیشAylar
در پارت 220عکس شخصیت کسرا رو می گذاری ؟ و احتمالش هست کسرا شخصیت اصلی مرد باشه؟؟
۳ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
یکم طول میکشه تا توی برنامه قرار بگیره 🎀 اسپویییل؟نه اسپویل نه😂❌️
۳ روز پیشAylar
در پارت 220آنا و پویان چند سالشونه؟
۳ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
آنا ۲۵ و پویان هم ۱۷ سالشه🥲🎀🤏🏻
۳ روز پیشAylar
0رنگ چشمای آنا چه رنگیه؟
۳ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
آبی💙✨️
۳ روز پیشAylar
در پارت 40آره خیلیی خیلیی
۴ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
الهی🤏🏻🤧
۳ روز پیشAylar
در پارت 110مرده آرشامه؟
۴ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
نهههه بابا😐🎀
۳ روز پیشزهرا
در پارت 220بله😁باتشکر.قلمت زیباوماندگار🙏
۳ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فدای شما🤭✨️
۳ روز پیشافسون
در پارت 190اگه بعضی وقتا واسمون یه طناب باریک هم بندازن پایین سعی میکنیم حتی اگه اعتماد نداریم بگیریمش چون واقعا شاید دستی نباشه که برای کمک به سمت موندراز بشه ولی ادما نیاز دارن گاهی به خودشونم دروغ بگن وامید بدن
۷ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
ما که امیدواریم به هم اعتماد کنن...✨️🫠بتونن باند و به نابودی بکشن...
۵ روز پیشافسون
در پارت 200عزیزم خیلی قشنگ نوشتی حس کسی که داده برای زندگی وزنده گردن خیلی ها میجنگه خسته نباشید
۷ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
سلامت باشی گلی🥲🎀
۵ روز پیشافسون
در پارت 210مرسی گلم ولی واقعا منم همین سوال و دارم تو ایران چه خبره احساس بدی دارم اگه واقعی این پروژه ها هست پس خیلی دور و بعید داریم فکر می کنیم و سر 😙🤔خوش
۷ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
آره، فعلاً فقط باید صبر کنیم ببینیم آخرش چی میشه. 🥲
۵ روز پیشزهرا
در پارت 211عکس کسری بزاریدممنون عالی بود.اناوکسری😁🤭🥳🙏
۶ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
استوری گذاشتم براتون🎀قرار دادن عکسش توی برنامه یکم زمان میبره ولی اونم میزارم واستون🥲🤏🏻
۵ روز پیش

هانیه
0مهساا جونمم استوریت لایکک داشت👍🏻👍🏻خوشمان آمد✌🏻😁اسم آهنگه چیه ؟