خلاصه رمان عاشقانه ماه زخمی
مهوا وکیلی که وکالت یه خانم روستایی که شوهرش رو به قتل رسونده قبول میکنه و پا به روستایی می ذاره که برخلاف تمام جنگیدن ها و مقاومت های مهوا زندگیشو عوض میکنه تنها چیزی که باعث امید مهوا توی کل مشکلاته، پندار خان روستاس...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان ماه زخمی - پارت 135
بیحرف وارد عمارت شدم و مستقیم به سمت اتاقم رفتم. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودم که صدای مردی از پشت سرم باعث شد قدمهایم متوقف شود. ـ خانم جوان… برگشتم. آیهان چند قدم آنطرفتر ایستاده بود. همان نگاه نافذ و آرامش روی صورتم نشست. لبخند محوی زد و گفت: ـ اجازه میدید خودم رو معرفی کنم؟ آیهان هستم...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 134
از خواب بیدار شدم، دوش گرفتم و بعد برای پرو لباس عروس راهی شدم. هوا خنک بود، ولی انقدر ذهنم درگیر اتفاقات این چند روز بود که اصلاً حواسم بهش نبود. لباس رو که پوشیدم، چند لحظه جلوی آینه ایستادم. راستش اصلاً شبیه لباس عروس موردعلاقهام نبود. نه مدلش اون چیزی بود که همیشه توی ذهنم داشتم، نه وقتی پوش...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 133
به سوگل زنگ زدم. با اولین بوق تماس رو برداشت. صدایش گرفته و بیحال بود. ـ سلام مهوا، خوبی؟ اخم کوچیکی کردم و گفتم: ـ سلام، تو خوبی؟ چرا صدات گرفته؟ آهی کشید. ـ هیچی… مکث کوتاهی کرد و ادامه داد: ـ کاری داشتی؟ لحنش میگفت «هیچی» که میگه، یعنی خیلی چیزها هست که نمیخواد بگه. گوشیمو محکمتر گرفتم و ...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 132
پندار بیرون رفت، من موندم و دلآسا. پفی کشیدم و گفتم: ـ واقعاً نمیدونم دلی، همهچی پیچیده شده. حس میکنم تو یه باتلاق گیر افتادم و هرچی بیشتر دستوپا میزنم، بیشتر میرم پایین. دلآسا لبخند کمرنگی زد و گفت: ـ شاید زیادی داری دستوپا میزنی. بعضی وقتا باید یه کم آروم بگیری و بذاری زمان کار خودشو ب...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان ماه زخمی
سلام دوستان، وقتتون بخیر 🌿**بنا به درخواست تعداد زیادی از شما، عکس شخصیتهای رمان رو براتون استوری کردم.**امیدوارم از دیدنشون لذت ببرید و مشتاقم بدونم کدوم شخصیت بیشتر نظرتون رو جلب میکنه.
.....
در پارت 1352کاش عکش کارکتری رو همین جا در رمان میزاشتین آخه استوری همه عکسا نشون نمیده من نگاه کردم
دیروززهرا
در پارت 1352عالی بود.خواستش چیه ؟باتشکر.عکس شخصیت هارابزارید.ممنون😁🙏👏
۲ روز پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
استوری شد تو برنامه عزیزم❤️
۲ روز پیشراز
در پارت 1352زود پارت بزار بانو ما منتظریم لطفا جای حساس هم ک تموم شد یعنی خواسته ایران چیه؟حس میکنم مهوا هم ی خان زاده هست
۲ روز پیشافسون
در پارت 1352خسته نباشی گلم😙حس میکنم خبرهای جدیدی تو راهه که فاصله ی ایهام و خانم وکیل و پر میکنه و پندار و بردیا رو عصبانی تر گذشته ی مهوا بیشتر رو میشه وآینده ای نه چندان مطمئن الهی اینطوری دوری از پندار نشه ها روژان جون🤕🥺
۲ روز پیشفخری
در پارت 1352سپاس فراوان روژان جون عالی بود خدا قوت عزیزم قلم زیبات مانا🩷🌸🩷🌸🩷🌸
۲ روز پیشo_o
در پارت 1180من هنوز نفهمیدم قضیه دیاکو چی هست؟🧐
۵ روز پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
جلد دوم رمان (از خاکستر تا بهشت)راجب دلآسا و دیاکو هست
۵ روز پیشبهار
در پارت 1341مرسی نویسنده جان😍♥️♥️ توروخداا زود زود پارت بذار
۷ روز پیشزینب
در پارت 1341نویسنده جون امیدوارم زود به زود پارت بفرستی چون رمانت عالیه
۷ روز پیشفخری
در پارت 1341مرسی روژان جون عالی بود دست گلت درد نکنه خدا قوت 💗💗
۷ روز پیشفخری
در پارت 1330ممنون از رمان خوبت روژان جون خسته نباشی گلم قلم زیبات مانا🤎🤎
۷ روز پیشزهرا
در پارت 1342عالی بود.اره موافقم😁🤗🙏👌
۷ روز پیشزهرا
در پارت 1340عالی بود.اره موافقم😁🤗🙏👌
۷ روز پیششیما
در پارت 1342عالی بود مگه میشه یه نویسنده انقدر خفن بنویسهه
۷ روز پیشزهرا
در پارت 1330عال بودممنون 😁👌🙏👏
۷ روز پیش
م
در پارت 1351اینو از کجا پیدا کرده،اصلا چرا بهش دادنش،وکالتشو تو چه کاری می خواد قبول کنه 😠🤔🙏🏻