خلاصه رمان :
آرون، مامور مخفی و حرفهای یک سازمان جاسوسی، برای پیدا کردنِ یه شخص خطرناک و مهم، که گفته میشه مغز متفکر یک سازمان دیگهست، دستور میگیره تا برای مدتی به ایران برگرده. طی اطلاعاتی که سازمانش بهش داده اون باید از دختری شروع کنه که آخرین دیدار رو با اون آدم داشته و تنها رابط برای پیدا کردن اون شخص خطرناکه. اولش با اعتماد به نفس کامل پیش میره اما با رازهایی که پشت سر هم کشف میکنه، میتونه مسیر درستش رو حفظ کنه و مثل بقیهی ماموریتهاش با موفقیت برگرده؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان عاصی - پارت 51
نگاهش انقدر پر از ناامیدی بود که دوباره به حال خودم افسوس خوردم. این بدترین قسمتش بود و من عادت داشتم همیشه از بدترینها شروع کنم. - در جهت منافع ملی نیست اما به ضررشون هم نیست. - یعنی چی؟ الان وقت توضیح بود. اما نه اینجا... من به واسطه کارم باید محتاط میبودم و حتی از هوای خالی هم میترسیدم. با...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان عاصی - پارت 50
باز به اتاقم برگشتم. روی صندلی نشستم. نگاه کردن به بیرون همیشه قشنگ نبود. مخصوصاً الانکه فهمیده بودم قرار نیست حالا حالاها از این اتاق بیرون برم. فشار خاطرات زیادی روم سنگینی میکرد. اگر آدم قبل بودم، بدون وابستگی و نگرانیای که نهایتاً مال آکین بود، شاید میتونستم با خودم کنار بیام، اما الان نه...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان عاصی - پارت 49
سوالش حالت تمسخر داشت و من نمیفهمیدم که چرا یک نفر باید انقدر پیگیر گذشتهی یک نفر دیگه باشه. نفس عمیقی کشیدم و سوالم رو پرسیدم: میسه بگی چرا انقدر راجع به اون کنجکاوی؟ دستش رو بیخیال تکون داد و گفت: چون میخوام اشتباهاتی که اون کرده رو انجام ندم. مگه من با اون رابطهی خاصی داشتم که داشت از الا...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان عاصی - پارت 48
دندونهام روی هم چفت شد و نفسم از اون همه نزدیکی توی سینهم حبس. دفعه قبل گفته بود که از من خوشش میاد اما حالا، اعتراف به دوست داشتن، یهکم زود نبود؟ یه قدم عقب رفتم و خودم رو از اون حجم فشار خلاص کردم. - یهکم سریع پیش نمیری؟ صاف ایستاد و از زیر چشم نگاهم کرد. - پس داری اعتراف میکنی که داریم ت...
بروزرسانی در : ۱۴ روز پیش
لیلی
در پارت 510خیلی قشنگ بود مرسی بازم بنویس
۲ روز پیشZ.k
در پارت 511دختر رنگین کمون با این دل عاشق و پاک نمتونه ادم کشی رو قبول کنه .
۲ روز پیشرویا
در پارت 510🤣🤣 وای فقط کامنتا که کشته مرده شدن بابا دخترا هیس اروم تر یهو یه اقا سرک کشید اینجا دیگ راستی راستی نازمون خریدار ندارد😂😂
۲ روز پیشراز
در پارت 510اکتای خودمونه دیگه ناز خانما رو باید کشید ک هیچی بهتر از ناز کشیدن توسط،آقایون برا خانما نیست حتی اگه مرده هیولا باشه
۲ روز پیشمعصومه
در پارت 510اکتای اون آریل لوس رو بیخیال بیا پیش من نازمم نمیخواد بکشی خودم نازتو میکشم تازه باهات میام آدمم بکشیم😂
۲ روز پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان،مهراب)
در پارت 510قربون ناز کشیدنت اکتای بیا جای من ناز نمیکنم برات 😂🤌😔
۲ روز پیشسرو
در پارت 513آخی بچه ام تازه داره زندگی میکنه. ازکوچکترین چیزها هم محروم بوده
۲ روز پیشHani
در پارت 511بعله دوستان به دست اوردن یه دختر این شکلیه که اکتای میگه ولی حیف که پارتنرامون رمان نمیخونن که یاد بگیرن
۲ روز پیشزری
در پارت 512حتما دوباره میخونمش🥹🥹
۳ روز پیشزری
در پارت 511صبا😂😂دوست دارم یه عالمه فوش بدم😂😂🤣🤣باحال پوشش میده🤣🤣
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
زری زری...🤣 از دست تو، جنایتو ویرایش کردم. از چند روز دیگه آپلود میشه بخونش تو دوسش داشتی😂
۳ روز پیشزری
در پارت 512اخجون یک جنایت عاشقانه🥹🥹
۳ روز پیشآرا
0عزیزم مرسی از پارت ها همینجوری داری مارو سورپرایز میکنیا 😍😍
۳ روز پیشزری
در پارت 512اوه اوه بابا اون پوخو ستاره نکن کامنتم این جوری که معنیه بدی میده🤣🤣
۳ روز پیشزری
در پارت 512اپلیکیشن چه شیطونه همه رو *** میکنه🤣🤣
۳ روز پیشزری
در پارت 512چه جالب پایین بد *** نوشتم چرا *** کرد😂😂
۳ روز پیش

Darya
در پارت 510ممنون صبای عزیزم مثل همیشه عالی بود 😘❤️