خلاصه رمان عاشقانه گوهر مقصود
زمان رمان مربوط به سال های نزدیک انقلابه. ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره. از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره.اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته و…
قسمتی از متن رمان گوهر مقصود
مهناز
0عالی بود ممنون
۳ ماه پیشبی نام
0من نفهمیدم آخرش چی شد . ولی رمان های خوبی بود قلم پخته ای داشت.
۴ ماه پیشسیب
0این بد نبود
۴ ماه پیشسلطان غم
0بد نبود ایراد زیاد داشت
۸ ماه پیشبهار
0خیلی ممنون از نویسنده این رمان واقعا عالی بود خیلیییی قشنگ بود
۱۰ ماه پیشگلفام
0بسیار زیبا ،آموزنده و یکجورایی واقعبینانه بود.
۱۱ ماه پیشفاطمه
0داستان خیلی قشنگی بود با تشکر از نویسنده عزیز
۱ سال پیشالیتا ۳۲ دل
0عالی یه رمان زیبا وجذاب😍😍
۲ سال پیشگلی
0برای بار سوم هم خوندمش...عالیه عالی
۳ سال پیشفربد
0خوب و سرگرم کننده............
۳ سال پیشنرگس
0عالی بود
۳ سال پیشاسرا
1فکرش بکنیدقبل ازاینکه حرف بزنیدهمسرت متوجه میشه واقعا ترسناک میشه
۴ سال پیشخاطره
2عالی بود سپاس نویسنده عزیز قلمی متفاوت و جذاب داشت 🌸🌸🌸
۴ سال پیش،?
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فهیمه هستم 47ساله
0رمان خوبی بود ولی خیلی ساده نوشته شده بود هیجانی در رمان نبود