پارت هجده :
استفان_ نمی فهمم توهه احمق این جا چی کاره ای پس؟
دختره با ترس جواب داد:
_ من هر کاری از دستم بر میومد انجام دادم... لطفا از دست من عصبانی نشید.
چند لحظه سکوت شد بعد صدای سرد استفان اومد.
استفان_ زودتر اوضاعش رو جمعوجور کن.
مکث کوتاهی کرد.
استفان_ وقتی برگشتم نمی خوام اینطوری ببینمش.
بعد صدای بسته شدن در به گوشم رسید.
دوباره تلاش کردم تا چشم هام رو باز کنم اما بی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۵ روز پیشBitaa
0اصلا دلم نمیخولست به جای پرنیا باشم و زیر دست استفان تحت ازمایش قرار بگیرم😫😫
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حق داری
۵ روز پیشدنیز
0چه قدر سخت و دردناکه که جای یکی از شخصیت های دختر این رمان باشی و واقعا بابت دنیای که داریم افسوس میخورم که چرا باید اینطور برای *** های من بچرخه
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه دنیا ظالم تر از این حرفاست
۲ هفته پیشنسیان
0تا اینجا که عالی بوده❤️امیدوارم این هیجان و عالی بودنو ادامه دار باشه👌👍
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋انشالله ادامه دار خواهد بود گلم
۲ هفته پیشآوازه
0چه رابطه خواهر برادری خوبی داشتن
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥲👍
۲ هفته پیششب بو
0خیلی خوبه این رمان. درسته اولین باره رمان مافیایی میخونم اما از این سبک خوشم اومده کلا از یه همچین حالو هوایی که پر از زور و خشونت باشه خوشم میاد
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋به رمانم خوش اومدی عزیزم
۲ هفته پیشنقس
0پرنیا ی بدبخت از کجا به کجا رسید خیلی سخته نتونی تکون بخوری واسه من بدتر از این نمیشه مردن راحت تره
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺👍
۳ هفته پیشساناز
0خیلی رمان هیجان انکیزیه
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام عزیزم
۴ هفته پیشدنیز
0پسره بی تربیت😂🤣خیلی خوشم اومد از این پارت البته من اصلا توجه نکردم که خاطراتی که توی ذهنشه مال گذشتشه و الان روی تخت بستنش🥺🥲
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺👍
۴ هفته پیشرزا
0منم هروقت داداشم بخواد دوستاشو بیاره خونه همینو میگم😂🥲ولی خیلی دردناکه اینطور روی تخت تورو بسته باشن و روت ازمایش انجام بدن🥺امیلی بیچاره چی سر اون بدبخت چی اومد😭💔
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🙃🙃
۴ هفته پیشندا
0خدا سر دشمنمم نیاره🤣🤣اون قسمت که برگشتو دید پسره پشت سرشه وای نه
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یکی از اتفاقات بد ممکن میتونه باشه😂
۱ ماه پیشپونک
0چی سر امیلی اومد حسابی کنجکاوم بریم سر پارتای امیلی بفهمیم چی شد ولی خب سر اینکه چی سر پرنیا اومده و چی از سر گذرونده هم حسابی کنجکاوم
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جلوتر به اون هم میرسیم عزیزم نگران نباش
۱ ماه پیشپونک
0فقط جواب پرنیا😂🤣ترکیدم
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشپونک
0من ایرانی خوب میشم متوجه🤣🤣
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب راست میگه 🤭
۱ ماه پیشHani
0یعنی چی باهاش کنار بیا وگرنه درد میکشی💀🥺نانرد تو خودت دختری بهش کمک کن💔
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اونم محدودیت های خودشو داره
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

درسا
0دست پسریو میگیری میاری تو خونه که خوب میشه متوجه؟🤣🤣 طرز جمله بندیش🤣