پارت هشتم :
دستم بی اختیار به سمت کنار کمرم رفت.
انگشت هام دستهی چاقو رو پیدا کردن.
در کسری از ثانیه بیرونش کشیدم.
پسره هنوز فرصت نکرده بود واکنش نشون بده که چاقو رو بالا آوردم و نوکش رو مستقیم مقابل سینه اش گرفتم.
دست هام می لرزید. ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام عزیزم بالای صفحه کنار زنگوله قرمز یه علامت سکه زرد هست روی اون سکه زرد بزن وارد یه صفحه میشی. مراحلی گفته شده که با انجام اون مراحل میتونی 600 سکه رایگان جمع کنی و پارت ها رو باز کنی
۱۸ ساعت پیشنفس
4حالا این آدم خوبه یا بد خدا رحم کنه
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ هفته پیشامیلی
5اصن نمیفهمم حرکت بعدی چیه
۲ هفته پیشسارا
0اره 😂 همش استرس دارم میرم پارت بعد
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭 نگران نباش
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
طبیعیه😁
۲ هفته پیشفرفری
3خیلی رمانتون هیجان انگیزه اون حالو هوای مافیایی دارکو واقعا رعایت کردین من الان طوریم که انگار اونجام و دارم قشنگ و واضح همه کارکترهارو میبینم و حس میکنم چه حسی دارن و چی کار میکنن🥲🖐
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که باب میلته
۲ هفته پیشچیدا
0چی تو سرته کیانا😭این حرفا یعنی چی
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه چی به مرور روشن میشه عزیزم هرچند منظورش کاملا واضحه بیچاره به فنا رفت
۲ هفته پیشحدیث
0اون جمله استفان مو به تن من سیخ کرد😶😶
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا سر هیچکس نیاره🙃
۲ هفته پیشBiti
1استفان از قیافت معلومه یه ریگی به کفشته و یه آدم خطرناکی هسی ولی *** تر از تو من هسن که رو آدم های خطرناک و خوشگلی مثل تو کراش میزنم شوهر جان😂🎀
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دور از جون عزیزم😂دنیای رمان و داستان اینطوریه همیشه سمی ترین افراد جزو کراش محسوب میشن (البته بر اساس سلیقه شخص متفاوته )
۳ هفته پیشEli
4پرنیا کاش هرجور باشه خودتو بکشی🤦 ♀️استفان حتی عکسشم ترسناکه موزی و وایب خطر میده😂ولی خوشگله
۳ هفته پیشملیکا
0دقیقه ان🤭🤣
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلیقه ها متفاوته🤭
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واقعا استفان ترسناکه؟
۳ هفته پیشزن استفان
0ماشالا شوهرم مثل جنتلمن میمونه عین سوپرمن اومد پرنیا رو نجات داد🗿( حالا من می دونم آخرش استفان بجای سوپرمن هوملندره)
۳ هفته پیشEli
0روی استفان کراشی؟😂💔داداش قیافشو ببین چه ترسناکه
۳ هفته پیشملیکا
0به اون خوشگلی بچه ام🤤🥲
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تو خودت هم جنتلمنی مرد مخفی عزیزم
۳ هفته پیشزن استفان
0داداش اون حرفا چی بود می زدی به دختر مردم نکنه میخوای ببریش تیکه تیکش کنی بعدم بفروشیش🗿
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بدتر از این منتظرشه
۳ هفته پیشالمیرا
0استفان به قیافت نمیخوره آدم خیر و مهربونی باشی. چه غلطی میخوای با این بدبخت ایرانی بکنی؟
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

دلبر
0چی میشد پارت ها بدون سکه بودن من بلد نیستم سکه جمع کنم موندم چیکار کنم