پارت شانزده :
قبل از این که بفهمم قصدش چیه، فاصله بینمون کمتر شد.
نفسم برید.
دستم رو جلوی خودم گرفتم اما می دونستم جلوی مردی مثل اون، این حرکت بیشتر شبیه ترسیدنه تا دفاع.
لنزو_ انتخابت کردم اما قرار نبود زیر خواب من بشی... قرار نبود مثل بقیه برده هام روی اون تخت زیر دست و پای من جون بدی... اما... همون طور که بقیه منو از انتخابشون ناامید می کردن تو هم این کار رو کردی.
و درست همون لحظه فهمیدم شای
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
حنانه
0ها؟ یه بار بس نبود؟ دو بار بس نبود؟ اخه سه بار ظالم؟😭😭💔
۳ ساعت پیشحنانه
0با وجود اینکه روی لنزو کراشم اما دستت بشکنه مرد ناحسابی چه طور تونستی اون کارو با امیلی بکنی😭😭قیافشو ببین تااین حد سنگدلی اون چشمای مظلومو نادیده گرفتی؟ یه بار بس نبود؟
۳ ساعت پیشیلدا
0پا به پای اون دختره بیچاره درد کشیدم😭😭💔
۶ ساعت پیشسارا
2اون اوقات شریفتون بخیر گفتن استفان کاش پرنیا میتونست یه توف تو صورتش پرت میکرد😐
۷ ساعت پیشسارا
0الان من توی این پارت غصه امیلی بخورم یا پرنیا🥺وای واقعا پرنیا موش ازمایشگاهی شده
۷ ساعت پیشسارا
0چه طور تونست اون بلارو سر امیلی بیاره😶😶باورم نمیشه تا این حد بیزحمه؟
۷ ساعت پیشالمیرا
0فقط ی چیزی میتونم بگم. لنزو بر پدر و مادر و هفت جد و آبادت لعنت مرتیکه وحشی حرومزاده
۷ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

حنانه
0پرنیا تو چی میگی این وسط غصه تورو ام باید بخورم اگه زودتر خودتو پرت کرده بودی پایین الان موش ازمایشگاه یه روانی نمیشدی💔😭😭