پارت ده :
✨امیلی✨
لرزش تنم دست خودم نبود.
هم از سرما دندون هام به هم می خورد، هم از شدت ترسی که درونم جولان می داد.
هر چی بیشتر به اتفاق هایی که ممکن بود برام بیفته فکر می کردم، بیشتر دلم برای خودم می سوخت.
دستم رو دور بازو هام حلق ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

ستایش
2چرا نیشم بازه الان باید میترسیدم😂🤦 ♀️من ادم مریضیم الان دلم میخواست جای امیلی بودم