خلاصه رمان :
رمان دشت پروانهها اثر آینا بابایی (مگان)، یک رمان عاشقانه، هیجانی و طنز است که داستان الارا کلاین را روایت میکند؛ دختری که از کودکی میدانسته در خانوادهاش چیزی بیشتر از یک مهره در بازیهای پدرش نیست. با این حال، وقتی امپراتوری خانوادگی در آستانه فروپاشی قرار میگیرد، الارا برای نجات خانواده مجبور میشود پیشنهاد ازدواج با لوکا هیل را بپذیرد. قرار است با اعلام رسمی این نامزدی، آینده خانواده کلاین نجات پیدا کند، اما درست در همان شب اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد و الارا ناپدید میشود. در سوی دیگر ماجرا، آترین قرار دارد؛ حرفهایترین دزد و آدمربای شهر که هیچکس چهره واقعیاش را ندیده، اما تقریباً همه نامش را شنیدهاند. آترین سفارشی از فردی ناشناس دریافت میکند؛ مأموریتی که هدف آن دزدیدن الارا کلاین در شب اعلام نامزدیاش است. حالا الارا و آترین در مسیری پر از ماجراهای غیرمنتظره قرار گرفتهاند؛ مسیری که در میان تعقیبوگریز، رازهای پنهان، موقعیتهای طنز و اتفاقات هیجانانگیز، میتواند رابطهای متفاوت و غیرقابل پیشبینی میان آنها شکل دهد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دشت پروانهها - پارت 5
فندک رو محکمتر توی مشتم فشار دادم و بدون اینکه به نگهبانها نگاه کنم، به سمت عمارت راه افتادم. هنوز صدای دوییدن و فریادشون از پشت سرم میاومد، اما دیگه هیچ اهمیتی نداشت. تلاششون بیفایده بود، پسره تا الان از کشور هم میتونست خارج بشه! باورم نمیشه بابا این همه پول میریزه تو جیب این شرکت امنیتی تا...
بروزرسانی در : ۱۳ ساعت پیش
-
رمان دشت پروانهها - پارت 4
یهو نفسم حبس شد. انگار یه نفر یه قالب یخ واقعی انداخته باشه پشت یقهم و تا پایین ستون فقراتم سر خورده باشه. با سرعتی که حتی تو فیلمهای اکشن هم قفل بود، سمت دیوار چرخیدم و مغزم همونجا ارور داد. اصلا پردازش نمیکرد که چی دارم میبینم. یه پسر... واقعا یه پسر وسط باغ سلطنتی ما؟ اونم کجا؟ روی لبهی ...
بروزرسانی در : ۱۳ ساعت پیش
-
رمان دشت پروانهها - پارت 3
وقتی وارد گلخونه شدم، نفس عمیقی کشیدم و بوی خوش گلهام رو داخل ریههام فرستادم. در شیشهای پشت سرم بسته شد و همون لحظه، سکوت نرم و مرطوب گلخونه دورم پیچید. هوای خنک، بوی خاک نمخورده و عطر گلهای یاس و رز، آرامش خاصی رو بهم منتقل کرد. نورهای ریز طلایی بین شاخهها روشن بودن و انعکاس ماه روی سقف شی...
بروزرسانی در : ۱۳ ساعت پیش
-
رمان دشت پروانهها - پارت 2
*** چند دقیقه بعد، هفت دختر خدمه، صاف و خشک، کنار هم جلوی تخت وایستاده بودن. سرهاشون پایین بود و دستهاشون رو پشت سرشون قفل کرده بودن، انگار که متهم پروندههای جنایی باشن و من هم یه بازپرس به شدت بداخلاق و خشنم که قراره حکم بازداشتشون رو صادر کنم. آهسته دورشون قدم زدم و صدای پاشنهی کفشم روی سنگ ...
بروزرسانی در : ۱۳ ساعت پیش

آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
بلههه
۲ ساعت پیشتوییت زن
0توییت جدید: *** ذوق شدمم من عاشق فیلم هایی که بازی می کنه هستم😍🥰🥲
۷ دقیقه پیشبی نامونشون
در پارت 52عالی بود مگان ولی خیلی ناراحتم از اینکه ارکانا اخراشه
۵ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
ایشالا با دشت یادتون بره😁
۲ ساعت پیشYasi
در پارت 51حس میکنم این رمان آخرش غمگینه اگه هست مگان بگو شروع نکنم🥲
۸ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
تروماهایی که آرکانا گذاشته :
۲ ساعت پیشپرنیا
در پارت 53بی صبرانه منتظرم آترین بدزدتش😆😆 البته با توجه به شناختی که از نویسنده دارم تا مثل آرکانا جون به لبمون نکنه ول کن نی😂😂
۹ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
تعقیب و گریز دوس داری؟😔
۲ ساعت پیشپرنیا
در پارت 41من که میدونم اون پسره خودمه😁😁
۹ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
ناناس بلاس
۲ ساعت پیشپرنیا
در پارت 32من که میدونم این جمله ی آخر رو کی گفت😁😁
۹ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
😁😁😁
۲ ساعت پیشAral
در پارت 11الارا اختلال پارانوئید داره؟
۱۰ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
کمییی تا حدی مرسی بابت توجه💅🏼
۲ ساعت پیشتوییت زن:
0توییت جدید: مگان مثل همیشه عالی بود 🥰😍💞
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
وای فدات شمم😭
۲ ساعت پیشندا
در پارت 51عشقم مثل همیشه عالی بودی🦋🩵
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
فدای شماا
۲ ساعت پیشدیانا🎀
1مگانیی🎀😍دختر شاهکار های تو هیچوقت تکراری نمیشه😍🎀😍🎀😍🎀😍🎀
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
واایییییی مهربون مننن😭
۲ ساعت پیشنورا
در پارت 53این قسمت هم دوست داشتم ..با توجه به تجربه ام توی خوندن انواع رمان ها از نویسنده هایی که شهرت شون هم زیاد هست زمان پارت گذاری ها طولانی و دیره ..اوم آخه دو روز دیگه!!
۱۳ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
ما که جزو نویسندههایی که شهرتشون زیاده نیستیم🎀
۱۲ ساعت پیشنورا
در پارت 52شما هم شهرت خودتون رو دارید مطمئنم 🥰 منظورم اینکه اگه میشه و صلاح میدونید پارت گذاری ها زود تر باشه🤭 .. البته شما خودتون صاحب نظرید🤍🤍
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
من فقط چند پارت اخر رمان قبلیمو باید بزارم بعد دیگه صدموو روی دشت بزارم😭
۲ ساعت پیشدلقک مناطق فلک زده
در پارت 54من همچنان معتقدم آلارا هم عین آیناز قراره تا خرخره حرص بخوره😂🎀
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
صددرصدد
۲ ساعت پیشنورا
در پارت 52امید وارم پایان رمان قشنگ باشه 🙇🏻 ♀️🥲🤍 ممنون از نویسنده ی خوبمون🌹
۱۳ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
عزیزدلیییی
۱۲ ساعت پیشنورا
در پارت 51شما هم نارنینیی😍😍🥰🥰❤️❤️❤️
۱۱ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
😭😭💋💋💋
۲ ساعت پیشطناز
در پارت 53تا اینجا رمان جالبی بود و اینکه شخصیت ها رو دوست داشتم ،بنظرم اینکه ژانر رمان طنز هم هست یه امتیازه ؛مرسی از نویسنده ی خوش ذوق 🤩🥰🥰
۱۳ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
امیدوارمم تا پایانشش پیشمون باشیی
۱۲ ساعت پیشطناز
در پارت 51هستم.. مرسی که پاسخگویی میکنید❤️❤️🥰🥰
۱۲ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
قربون شماا
۲ ساعت پیشدلقک مناطق فلک زده
در پارت 41از همین الان معلومه آلارا هم قراره عین آیناز حرص بخوره از رفتارای آترین🤣🤣🎀🎀
۱۲ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
آترین روانی میکنه ادمو💋
۲ ساعت پیش

توییت زن:
0یه سوال عکس شخصیت آلارا همون بازیگره جنا اورتگا هست ؟آخه تو چنل دیدم برام سوال بود !