خلاصه رمان تخیلی دادگاه مردگان
هرج و مرج سراسر مریخ را فرا گرفته است و خاروس پادشاه جدید این سیاره سرخ، برای تصاحب گرین هارت و رسیدن به مرحله شکست ناپذیری به دنبال الکساندر که اصیلزادهای مریخیست به زمین میآید. الکس که تازه طعم خوش خوشبختی را در کنار همسر و دو دختر کوچکش چشیده است با قتل عام شدن خانواده عزیزش دچار شوک بزرگی میشود. او با انگیزه انتقام، دوباره برمیخیزد غافل از این که عمل کردن به این انتقام نابخشودنی، درد و رنج زیادی به همراه دارد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دادگاه مردگان - پارت 80
و مشت آتشینش را که شعله بنفش در آن در حرکت بود را نثار چهره مبهوت خاروس کرد. قدرتش آن قدر زیاد بود که یک متر در زمین فرو رفت. الکس که تا آن لحظه مبهوت قدرت شگفت انگیز اریکا شده بود با صدای او به خودش آمد: - به چی نگاه میکنی؟ یه کاری بکن باید زندانیش کنیم. الکس از جا بلند شد و دستانش را بال...
بروزرسانی در : ۷۱۸ روز پیش
-
رمان دادگاه مردگان - پارت 79
سفینه با شتاب روی زمین مریخ پرت شد. الکس در حالی که سرفه میکرد اریکا را از زیر آوار بیرون کشید سر و صورتش زخم شده بود و همچنان ناله میکرد که ناگهان چیزی مثل روح از بدنش خارج شد و کنار آنها ظاهر شد. یک مریخی قوی و تنومند با هیکلی درشت که شنلی سیاه بر تن داشت. الکس به سرعت از جا بلند شد و با ...
بروزرسانی در : ۷۲۴ روز پیش
-
رمان دادگاه مردگان - پارت 78
الکس سر تکان داد و هر دو دستش را بلند کرد دیواری شفاف میان آن ها و فرازمینیها ایجاد کرد تا آن دو صدایشان را نشوند. به ریچارد و اریکا گفت: - - من خوزه رو با خودم میبرم، فعلا این دوتا همینجا اسیر لوحها میمونن تا من برگردم و بهتره مراقب باشین اریکا، ریچارد من رو کمکتون حساب میکنم. اگه اتفاق...
بروزرسانی در : ۷۲۶ روز پیش
-
رمان دادگاه مردگان - پارت 77
دستش را مشت کرد. محفظه شیشهای از آزمایشگاه غیب شد و از دروازه عبور کرد. پشت شیشه فرازمینی قد کوتاهیی دیده شد. که مشتهایش را روی شیشه میکوبید و پدرش را صدا میکرد. خاروس ترسیده فریاد کشید: - خوزه! فرزندم! خاروس تلاش کرد تکان بخورد اما هیچ کاری از دستش برنیامد که انجام بدهد در حال تقلا کرد...
بروزرسانی در : ۷۲۸ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان دادگاه مردگان
با سلام و درود خدمت دنبال کنندگان عزیزم** رمان چاپ شده من تحوت در حال حاضر در حال انتشار در دنیای رمانه و پارت گذاریش روزانه هست و رمان کامله می تونید بخونید یادتون نره که ستوری هام رو در دنیای رمان چک کنید هر روز عکس از شخصیت ها واستون میذارم، یادتون نره حتما واسم نظراتتون رو بنویسید با عشق میخونم 🥰🌙 همچنین رمانم رو میتونید در پروفایلم پیدا کنید یا در آخر صفحه همین رمان لیست رمان های منتشر شده ام هست می تونید پیداش کنید.
E.m
در پارت 61👍👍تا اینجا خوبه
۱ سال پیشمانلی
0عاشقتم نویسنده
۲ سال پیشامیر علی حسینی
در پارت 120رمان بی نظیری هست من که عاشقش شدم
۲ سال پیش
سهیلا عبدی | نویسنده رمان
خوشحالم که میخونین :)
۲ سال پیشسهیل
در پارت 800سلام خداقوت دمتون گرم نویسنده..موفق باشید همیشه.. عالی بود..این رمان باید یه فیلم بشه خیلی عالیتر میشه
۲ سال پیشسوگند
در پارت 11خیلی عالیه
۲ سال پیششهرزاد
در پارت 660عالی🥰
۲ سال پیش
سهیلا عبدی | نویسنده رمان
ممنون😍
۲ سال پیشمین یون سئو
1خوب بود☄️
۲ سال پیشسمیرا
در پارت 11عالیه
۲ سال پیشندا
0تکراری چرااخه؟
۲ سال پیشنرگس
در پارت 13به نظر رمان قشنگی میاد کنجکاو شدم بخونم ممنون
۲ سال پیشایسان معدندار
در پارت 11تا اینجا که تخیلی نیس اما خب خبع
۲ سال پیشنیلوفر ابی
در پارت 71قشنگه ممنون از خانم نویسنده
۳ سال پیشنیلوفر آبی
در پارت 42تا اینجا خوشم اومده
۳ سال پیش
سهیلا عبدی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوست داشتین😍🙏
۳ سال پیشفاطمه
در پارت 151خیلی خوبه ادامه رمان بیاد خیلی جالب میشه
۳ سال پیش
سهیلا عبدی | نویسنده رمان
ممنونم که می خونید😍🙏
۳ سال پیش
شیدا
در پارت 21خیلی خوشم اومد. فقط یه قسمت کوچیک بود، اما از همین اول میشه فهمید چقدر زیبا و خاصه♥️