پارت هشتاد :

و مشت آتشینش را که شعله بنفش در آن در حرکت بود را نثار چهره مبهوت خاروس کرد. قدرتش آن قدر زیاد بود که یک متر در زمین فرو رفت.
الکس که تا آن لحظه مبهوت قدرت شگفت انگیز اریکا شده بود با صدای او به خودش آمد:
- به چی نگاه می‌کنی؟ یه کاری بکن باید زندانی‌ش کنیم.
الکس از جا بلند شد و دستانش را بالای چاهی که ایجاد شده بود قرار داد.
و اریکا هم به تبعیت از او این کار را هم کرد. ناخودآگا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل

    0

    سلام خداقوت دمتون گرم نویسنده..موفق باشید همیشه.. عالی بود..این رمان باید یه فیلم بشه خیلی عالیتر میشه

    ۲ سال پیش
کپی شد!