لیست کلیه پارتهای رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه : پارت های 61 تا 73
تعداد کل پارت های منتشر شده : 73
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 61
وخیره شدم توی چشمانش و در حالی که صدام از بغض میلرزید گفتم: میدونی چیه؟! شما مردا همتون کثافتید آشغالید آدمها رو تنها میذارید وقتی کارتون با ماها تموم میشه مثل آشغال ما رو دور میندازید با بچهای که توی شکممون هست و.... فکش را بهم سایید و دوباره دستش بالا رفت که جیغی کشیدم و با گریه گفتم آ...
بروزرسانی در : ۳۳۸ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 62
فکر میکنی مردم چی میگن همین لیا و مسعود که دیشب مهمونشون بودیم میدونی ممکنه به چه چیزهایی فکر کنن؟!! و چانهام لرزید_ من فقط ترسیده بودم مگه من کی رو تو این دنیا دارم که اگه داشتم اینهمه حقارت نمیکشیدم دوست نداشتم بچمم همین حس رو تجربه کنه..... بیتوجه به عصبانیتم و حرفهایی که زده بودم مچ دس...
بروزرسانی در : ۳۳۷ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 63
-تا وقتی بچه چند ماهش بشه و خطری تهدیدش نکنه بله. دندان به هم فشردم من جون خودم رو هم به خطر انداختم دایه عزیزتر از مادر شدی؟ -جون خودت به خودت مربوطه جون بچمون به هر دوالان هم واینسا یکی بدو کن با من وقتت داره تموم میشه. حتی نای جیغ کشیدن هم نداشتم، صدایم هم گرفته بود. بیتوجه بهش وارد حمام ...
بروزرسانی در : ۳۳۷ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 64
که صدای در سرویس آمد و من مطمئن شدم که او رفته و چشمانم را گشودم و نفس عمیقی کشیدم. اینقدر تیز و باهوش بود که با یک حرکتم متوجه بیدارشدنم میشد. باصدای تیک در و بعد با صدای الله اکبر گفتنش فهمیدم به نماز ایستاده. نماز میخواند فکر میکردم با رفتنش به کشوری دیگر اعتقاداتش ممکن است کمی تغییر کرده ...
بروزرسانی در : ۳۳۶ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 65
خداروشکر که آن روز آرش زود به دادمان رسیده بود با اینکه رفتارش بعد از دو ماه هنوز هم تلخ و آزار دهنده بود اما وقتی دید با بچه ارتباط گرفتم فشارش کمتر شد اما تمام نه. که یک روز که مشغول دیدن فیلم داخل لپ تاپ بودم زنگ در آپارتمان به صدا درآمد بیاهمیت مشغول ادامه کارم شدم. کسی مطمئنا کاری با من ...
بروزرسانی در : ۳۳۵ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 66
موهایم را میکشید و جیغ میزد و میگفت دختره هرجایی معلوم نیست بچه مال کیه خودت رو به این بهانه انداختی گردن پسر ساده من؟! و کلی توهینهای شرم آور که فقط لایق خودش بود نمیدانم از این مادر بیشرم و بیادب پسری به این مودبی چطور زاده شده بود. تقلا کردم تا موهایم را آزاد کنم ولی نتوانستم توهینه...
بروزرسانی در : ۳۳۳ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 67
سکوت کرد و بعد از چند دقیقه لب زد آخر هفته میریم همون دفترخانه از دوست پدرت میخواهیم شناسنامهها رو درست کنه یه مهمانی رسمی هم میگیریم و آشناها و دوستامون رو دعوت میکنیم و میگیم مدتیه نامزد بودیم و الان این مهمانی به عنوان عروسیمونه. حیرت زده نگاهش کردم_ یعنی عروسی بگیریم؟! بیتفاوت گفت _عروس...
بروزرسانی در : ۳۳۳ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 68
عروسی توی ویلای سرسبز و کوچیک و جمع و جوری برگزار میشد. از طرف من که خاله و دایی و تنها عمویم با خانوادههایشان حضور داشتند و نوید، لیا، مسعود و مادران و پدرانشان. بهار هم که بعد از بحثهای خانوادگی سختش برای تقویت روحیهاش به سفر رفته بود بعد از شنیدن خبر عروسیمان جیغی از هیجان و خوشحالی ...
بروزرسانی در : ۳۳۲ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 69
با حس بالا گرفتن ماجرا در حالیکه خندهام را کنترل میکردم نگاهم را به پیست رقص دادم که نگاهم را دنبال کرد. و با اشارهای به پیشخدمت جامی شربت به همراه ظرف شیرینی مقابلمان قرار گرفت که دست کرد و شیرینی برداشت. متعجب گفتم_ گرسنته؟ً _من نه برای توئه شروع کن. شانهای بالا انداختم_ اما من گرسنه ن...
بروزرسانی در : ۳۳۱ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 70
صورتم گُر گرفت آهسته و با خجالت گفتم بله. خنده بلندی کرد _اینکه خجالت نداره بابا همیشه منتظر این روز بودم. چشمانم با تعجب گرد شد منتظر چی بوده منتظر بچه اونم از عروسی که نمیخواستن مادر آرش توی کافه گفته بود آقای سهند در جریانه و اونم نگران بورسیه آرشه. نمیدانم در نگاهم چه دید که دستم را فشرد ...
بروزرسانی در : ۳۳۰ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 71
لب گزیدم_ ببخشید. که با نگاه عمیقی به سویم نیمخیز شد _چته حالت خوب نیست؟! نفس عمیقی کشیدم. - خوبم، فقط خوابم نمیبره. سرم پر از فکر و خیاله و نمیذاره بخوابم. آرام گفت_ فکر و خیال چی؟ راحت گفتم_ فکر وخیال اینکه آیندهام چی میشه؟! دستش را زیر سرش گذاشت _مثلا چی؟ -بیخیال بغض خفته در گلویم...
بروزرسانی در : ۳۲۹ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 72
ان هم فقط به خاطر من و طاهایی که برادرم بود تاریخ روز ملاقاتشان مربوط میشد به آن شب آن شبی که نوشیدنی خورده بود آن هم به اجبار در آن مذاکره و بعد هم به رقیبش هشدار داده کسی نفهمه پشت ماجرای حل این مسئله کی بوده. برای همین اسم لاله مطرح شده و در نهایت طاها با پیگری زیاد زیر زبان آن مرد که دوست رئ...
بروزرسانی در : ۳۲۶ روز پیش
-
رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه - پارت 73
حیران به تلخی او خیره مانده بودم رفتارم را اشتباهی برداشت کرده بود من آمده بودم دوباره به دستش بیارم نه اینکه از دستش بدهم جلو رفتم و دستش را محکم گرفتم و التماس وارانه گفتم_ آرش از اون شبی که کنار گوشم گفتی برایت تلاش کنم قصدم همین بود من فقط میترسیدم میترسیدم از اینکه من رو پس بزنی از اینکه ب...
بروزرسانی در : ۳۲۵ روز پیش
