پارت هفتاد و دوم :

ان هم فقط به خاطر من و طاهایی که برادرم بود تاریخ روز ملاقاتشان مربوط می‌شد به آن شب آن شبی که نوشیدنی خورده بود آن هم به اجبار در آن مذاکره و بعد هم به رقیبش هشدار داده کسی نفهمه پشت ماجرای حل این مسئله کی بوده. برای همین اسم لاله مطرح شده و در نهایت طاها با پیگری زیاد زیر زبان آن مرد که دوست رئیس برند الا بود‌ را کشیده بود و در نهایت ماجرا را فهمیده بود‌.
گفت از روی خجالت برای مراسم ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • خدایا شکر

    0

    بسیار عالی بود ممنون از نویسنده محترم

    ۶ ماه پیش
  • زهره پورصباغ | نویسنده رمان

    خواهش میکنم ✨ خوشحالم که بارمان همراه بودید🙏 🌸

    ۶ ماه پیش
  • Alireza

    0

    الان دوباره میزنه همه چیو خراب میکنه چرا بدون فکر حرف میزنه، نویسنده گلمون سلام

    ۱۲ ماه پیش
  • زینب

    0

    ممنون از نویسنده عزیز و گرامی خیلی رمان خوبی هست 🌱🌼

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    بهتر نبود به جبران لطف آرش به جای اینکه بگه دوستم داشته باش بگه دوستت دارم!😕

    ۱۲ ماه پیش
  • سلام

    4

    خاک بر سرش چیکار کرد باید کاری میکرد که آرش بفهمه به خاطر خودش دوستش داره نه کاری که برای طاها کرده دوباره خراب کرد

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️