پارت هفتاد و دوم :
ان هم فقط به خاطر من و طاهایی که برادرم بود تاریخ روز ملاقاتشان مربوط میشد به آن شب آن شبی که نوشیدنی خورده بود آن هم به اجبار در آن مذاکره و بعد هم به رقیبش هشدار داده کسی نفهمه پشت ماجرای حل این مسئله کی بوده. برای همین اسم لاله مطرح شده و در نهایت طاها با پیگری زیاد زیر زبان آن مرد که دوست رئیس برند الا بود را کشیده بود و در نهایت ماجرا را فهمیده بود.
گفت از روی خجالت برای مراسم ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خواهش میکنم ✨ خوشحالم که بارمان همراه بودید🙏 🌸
۴ ماه پیشAlireza
0الان دوباره میزنه همه چیو خراب میکنه چرا بدون فکر حرف میزنه، نویسنده گلمون سلام
۱۱ ماه پیشزینب
0ممنون از نویسنده عزیز و گرامی خیلی رمان خوبی هست 🌱🌼
۱۱ ماه پیشفاطیما
1بهتر نبود به جبران لطف آرش به جای اینکه بگه دوستم داشته باش بگه دوستت دارم!😕
۱۱ ماه پیشسلام
4خاک بر سرش چیکار کرد باید کاری میکرد که آرش بفهمه به خاطر خودش دوستش داره نه کاری که برای طاها کرده دوباره خراب کرد
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

خدایا شکر
0بسیار عالی بود ممنون از نویسنده محترم