پارت هفتاد و دوم :
ان هم فقط به خاطر من و طاهایی که برادرم بود تاریخ روز ملاقاتشان مربوط میشد به آن شب آن شبی که نوشیدنی خورده بود آن هم به اجبار در آن مذاکره و بعد هم به رقیبش هشدار داده کسی نفهمه پشت ماجرای حل این مسئله کی بوده. برای همین اسم لاله مطرح شده و در نهایت طاها با پیگری زیاد زیر زبان آن مرد که دوست رئیس برند الا بود را کشیده بود و در نهایت ماجرا را فهمیده بود.
گفت از روی خجالت برای مراسم ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خواهش میکنم ✨ خوشحالم که بارمان همراه بودید🙏 🌸
۶ ماه پیشAlireza
0الان دوباره میزنه همه چیو خراب میکنه چرا بدون فکر حرف میزنه، نویسنده گلمون سلام
۱ سال پیشزینب
0ممنون از نویسنده عزیز و گرامی خیلی رمان خوبی هست 🌱🌼
۱ سال پیشفاطیما
1بهتر نبود به جبران لطف آرش به جای اینکه بگه دوستم داشته باش بگه دوستت دارم!😕
۱ سال پیشسلام
4خاک بر سرش چیکار کرد باید کاری میکرد که آرش بفهمه به خاطر خودش دوستش داره نه کاری که برای طاها کرده دوباره خراب کرد
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

خدایا شکر
0بسیار عالی بود ممنون از نویسنده محترم