پارت شصت و نهم :
با حس بالا گرفتن ماجرا در حالیکه خندهام را کنترل میکردم نگاهم را به پیست رقص دادم که نگاهم را دنبال کرد.
و با اشارهای به پیشخدمت جامی شربت به همراه ظرف شیرینی مقابلمان قرار گرفت که دست کرد و شیرینی برداشت.
متعجب گفتم_ گرسنته؟ً
_من نه برای توئه شروع کن.
شانهای بالا انداختم_ اما من گرسنه نیستم.
_الان دونفرید نه خودت تنها بخور قندت نیفته.
بیحرف لب گزیدم حواسش
لطفا صبر کنید...

Alireza
2آفرین ب آرش وتوجهاتش احسنت چقدخوبه برا یه زن اونم وقتیکه باردار باشه یچیزه دیگس😍 مرسی نویسنده گلمون