لیست کلیه پارتهای رمان شدو : پارت های 121 تا 125
تعداد کل پارت های منتشر شده : 125
-
رمان شدو - پارت 121
*** هرچه با چشم دنبالش گشت ردی از او نیافت. مگر میشد؟ خانهی ایران بزرگ بود؛ اما نقشهی مسطح و مربعش به آسانی اجازه میداد که تمامش را با یک نگاه دید و وارسی کرد. پس احتمال حضورش را در حیاط داد و برای جستن او در آنجا، دالانی را که میخورد به دو اتاق این خانه، ترک کرد و به سمت پنجرهی آشپزخانه قدم ب...
بروزرسانی در : ۱۶۷ روز پیش
-
رمان شدو - پارت 122
حرصی نفس بیرون داد و از جا بلند شد. کتی که تازه شاهیار برایشان اورد را با خشم میان مشت فشرد و گره ابروهایش را کورتر کرد. - شاهو با این سر و وضع بری پایین تا آخر عید پیاسفورت میره تو کمد ممنوعهها! میدانست مادرش سر عهدهایش شوخی ندارد، پس پایی را که برای باز کردن درب، بلند کرده بود بر روی زمین ...
بروزرسانی در : ۱۶۰ روز پیش
-
رمان شدو - پارت 123
قرار نبود خودش بیاید ولی نگاه ملتمس و پریشان آنروزِ آن زن کار خودش را کرده بود. نمیدانست چرا ولی آن خواهش و تشویش، آن اضطراب و اضطرار و آن بیچارگی زیادی برایش ملموس بود و به حدی اثر روی روحش انداخته بود که ثانیهای فراغت، نفس وجدانش را میگرفت و علیمی را حتی در تعطیلات اسمی و ماموریت غیررسمی، همر...
بروزرسانی در : ۱۴۵ روز پیش
-
رمان شدو - پارت 124
به سان هروقت دیگری که عجله داشت، همهچیز را به هم ریخته بود و کولهپشتی مشکیِ باز روی تخت و لباسها و لوازم آرایش پخش روی کنسول به خوبی گواه این را میداد! او اما بیتوجه به این بینظمی که نظمی پنهان در دل خود و در نظر دختر داشت، فرچهی ریمل را برای بار پنج روی مژهایی که پیش از عید ریموشان کرده ب...
بروزرسانی در : ۱۳۷ روز پیش
-
رمان شدو - پارت 125
صدای زنگ در مثل تیری یخزده به جان هر دو نشست. کیارزم برای ثانیهای کامل خشک شد. بعد، با صدایی که هنوز از هوس گرفته بود و بوی گناه میداد، در گوش تپش زمزمه کرد: - «خدا بهت رحم کرد...» این جمله را مثل آهِ نیمهتمام گفت؛ پر از حسرت، پر از خندهی تلخ، پر از تمنایی که هنوز در رگهایش میجوشید. لبها...
بروزرسانی در : ۱۲۴ روز پیش
