پارت صد و بیست و یک :

***
هرچه با چشم دنبالش گشت ردی از او نیافت. مگر میشد؟ خانه‌ی ایران بزرگ بود؛ اما نقشه‌ی مسطح و مربعش به آسانی اجازه میداد که تمامش را با یک نگاه دید و وارسی کرد. پس احتمال حضورش را در حیاط داد و برای جستن او در آنجا، دالانی را که میخورد به دو اتاق این خانه، ترک کرد و به سمت پنجره‌ی آشپزخانه قدم برداشت.
- « حریفت قدر نبوده آقا کیارزم!... این پرویزِ پیرمرد، بازی کردن بلد نیست که...»
با Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مومنی

    0

    چقدر این پاکان و پاکناز خوبن

    ۳ روز پیش
  • فخری

    0

    آفرین به پاکنار باز عقلش از تپش بیشتر می رسه خدا کنه نره سر قرار با آرش.ممنون از رمان بی نظیرت ملیکا جون خدا قوت گلم قلم زیبات مانا💞💞💞💞💞💞💞💞

    ۶ ماه پیش
  • ماهرخ

    0

    خدا قوت دخت ایران . عالی و پرمحتوا مثل همیشه . سرمه از کیارزمم کاراگاه تره دیگه خیالمون راحته

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    وای عالی بود😂😂 واقعا سرمه کاراگاهه خوندی شیپوره دیگه درسته؟😁

    ۶ ماه پیش
  • نسیم

    2

    ای بابا کاش جا باباش چنتا خصلت از لیلی ب ارث میبرد مگ سرمه بتونه سر عقل بیارش همه ی پا شرلوک هولمز شدیم😂

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    به خداااا به لیلی میرفت صدبار آرشو خورده بود ‌تف کرده بود😂😂

    ۶ ماه پیش
  • Nil

    2

    متاسفانه ژن حماقت خیلی زود به ارث میرسه🤦 نمیدونم چرا همیشه اینجوریه...

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂 و صد البته ژن چاقی!

    ۶ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    مگه میشه اثر زیبای شما رو نخوند ؟ با جون و دل میخونم شیپور فرشته رو 😍😍

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جونم خب فداتشم😍💜

    ۶ ماه پیش
  • سایه

    2

    دست مریزاد بانو عالیه 👌👌👌 رمان شیپور فرشته رو هم از خانم کمانی توصیه میکنم دوستان بخونن بسیار زیباست 😘😘

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جووونم مرسی دختر زیبا😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • آوا

    1

    عالی مثل همیشه مثل رمان شیپور فرشتهوتون عالیع

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربون چشمات بانو😍

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    ملیکا جان توصیفت از ایران خیلی خیلی به دلم نشست ای کاش یکی دوباره کوروش میشد و شکوه رو به این خاک برمیگردوند..

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزکم... نسل شیک پاسارگاد هست... برمیگردونه ایرانو😌💜

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    امید هست چون خدایی هست

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزِ جانم💜

    ۶ ماه پیش
  • سنا

    0

    چقد ساده عهه خودشو بیچاره میکنه😫

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ما اخر سر از دست این دختر دیوونه میشیم🌝

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    1

    خیلی زیبا از ایرانمون حرف میزنید آدم کیف میکنه میخونه

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اخ قربونت برم خب من😍 از دل اومده واقعا... قلبم برای ایرانمون هزار تیکه‌ست🫠

    ۶ ماه پیش
  • حنانه

    1

    بی صبرانه منتظرم لیلی بیادد همه جارو ب خاک و خون بکشع

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    بانو با توپ پر میاد اگه بیاااد😁

    ۶ ماه پیش
  • حنانه

    0

    واقعا چه کردن با ما که از ایران خود خسته ایم:)!

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قلبم برای ایرانم هزار پاره‌ست🫠💜

    ۶ ماه پیش
  • ...

    1

    خوبه باز یکی مثل پاکناز هس سر عقل بیارش و اگرنه ک کار خودشو میکنه کاش لیلی زودتر بیاد پوزه خان بابارو ب خاک بمالهه کیف کنیم وای اونجا ک کدو قل قل زن راست میگه😂

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    به‌خدااا😂 از بس فضوله این تهمینه جون😂 بانو تو راهه😌💜

    ۶ ماه پیش
  • فائزه

    1

    کاش لیلی مویومد بانوو ما چشممون به در خشک شد😂👀

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ملکه بیاد یه بشور بصاب حسابی راه میندازه👀😂

    ۶ ماه پیش
  • مبینا

    3

    نچ نچ کاش پاکناز بره ب کیارزم بگ تپش خودشو ب چوخ نده اوو بزودی شاهد امدن لیلی هستیم درسته؟ بیاد همچیو روشن کنه

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    تپش از دستش ناراحت میشه خب🫠 باید خودش سر عقل بیاددد😁 نمیدووونم باید دید خانم‌خانما چه میکنه🌝

    ۶ ماه پیش
  • مونا

    1

    چقد مینا گناه داره واقعا او لیلی کاش کم کمک بیاد زودتر یک طوفانی ب پا کنه حداقل اینا از برزخ دربیان وای پاکناز بنده خودا چقد سر تپش حرص میخوره لالون همونجایی نیس ک آرش بارانو سر ب نیست کرد؟

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    واقعا این زن مظلومه.... برعکس اون لیلی👀😂 این دختر پیر شد از دست تپش😒🌝 آره عزیزم همون بود😌💜

    ۶ ماه پیش
  • Leila

    0

    آخ ک چقد رمانای شما ب دل میشینه 😊 اینم از این پارت ک عالی بود دمتون گرم نویسنده جان👏🌹

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربون تو برم اخه دختر زیبااا🫠😍💋

    ۶ ماه پیش
کپی شد!