رمان پریا
- به قلم مرضیه نعمتی
- 72 پارت
- در حال نگارش
- 160.4K 👁
- 273 ❤️
- 431 💬
من پریائم. دختری که بعد از فوت پدرش و نامادریش مسئولیت خواهر و برادرش رو به دوش گرفت!... تو اوج جوونی و قلبی که پر از امید و آرزو بود پا رو عشقم گذاشتم و از خوشیهای زندگیم زدم تا برای خواهر و برادر کوچیکم مادری کنم. شکایتی نداشتم اما مشکل از اونجایی شروع شد که آریا پسر بزرگ نامادریم تلاش کرد ساناز خواهر مشترکمون رو از من بگیره!... تا چند وقت از من مقاومت بود و از آریا عقبنشینی نکردن! تا اینکه خالهم یه پیشنهاد جالب داد. اینکه با هم ازدواج کنیم. نه دل اون با من بود نه دل من با اون. اما چارهای ندیدیم جز اینکه با هم ازدواج کنیم و پیش خواهر و برادرامون نقش زن و شوهر رو بازی کنیم اما در واقع همخونهای بیش نبودیم!...
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
اطلاعیه ها :
عزیزای دلم هر کدوم از شما که به رمان پریا علاقه منده و دنبالش می کنه لایک فراموشش نشه💖
با سلام خدمت خوانندگان عزیز دنیای رمان🌹
در خدمتتون هستم با رمان جدیدم به نام پریا که یک کار مشترک هست از من و خواهرم خانم راضیه نعمتی. ایده و طرح و شخصیت ها همه از خواهرم هست و نگارش داستان از من. امیدوارم داستان تا پایان مورد علاقتون باشه.
منتظر نظرات ارزشمندتون هستم❤️
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 3 پارت از رمان یکشنبهها ، سه شنبهها و پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
۱۰ ساعت ۱۹ دقیقه آینده
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
م.ر
در پارت 710پریا دیگه خود تو جمع کن یکی دیگه میاد هوار میشه
دیروزمیم
در پارت 401پریا باید از این خودخواهی آوا درس بگیره،نباید خودشو تمام و کمال فدای خانواده کنه،چند سال بعد که سانازم قطعا قدرشو نمی دونه پشیمون می شه که چرا هیچ کاری برای دل خودش نکرده،شاید اون موقع سودیم نداشته باشه پشیمونی😏🤔🙏🏻🖤
۲ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👍❤️
دیروزساناز
در پارت 400🩶💜💙🤍💛💚🤎❤️🧡🩷🩵
دیروزمیم
در پارت 401پریا دیگه داره بیشتر از حد توانش به همه رسیدگی میکنه و این خیلی بده که خودشو فراموش کرده
۲ روز پیشLeila
در پارت 710واای چ جاییم تموم شد عالی بود🌹👏
۲ روز پیشاسرا
در پارت 403بقیه مادرهاچکارمیکن هم خانه داری میکن هم استخرمیروندهم کارمیکنن لازم نیست وقت توخونه بگذرونه بابرنامه ریزی میشه هم چی درست کردسانازهم مهدفرستاد🙏💋💞
۲ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
مسئولیتش تو خونه زیاده و ترجیح داده وقتش رو صرف خانواده کنه. از خود گذشتگی زیادش در آینده براش مسئله ساز میشه
۲ روز پیشزهرا
در پارت 710یه کم زود عاشقانه این دوتا فروکش نکرد چرا پریا یهو عوض شد
۲ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
نه دیگه... پیش میاد تو زندگی بعضی خانوما. خوشبختیشون رو نمیبینن. روزمرگیهای زندگی اذیتشون میکنه و مسائل دیگه براشون مهم میشه.
۲ روز پیشزهرا
در پارت 403چقدر اوا خود خواه مگه نوکرتونه 🙏💯❤️
۲ روز پیشزرناز
در پارت 393عالی بود مرسی مرضیه جونم و راضیه جونم مثل همیشه گل کاشتین😍😍❤️❤️آخی پریا چقدر کار ریخته سرش واقعا مثل مامان فقط تمیز کردن خودشو قبول داره نه هیچکس دیگه😁😉
۳ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👍🥰
۲ روز پیشزهرا
در پارت 700پریا از ارزوهاش زد با آریا ازدواج کرد گفت این جور زندگی کردن دوست دارد حالا کی شد نظرش برگشت باید تعادل بذارید بین این دوتا امیدوارم باعث نشه زندگیشون سرد شه
۳ روز پیشLeila
در پارت 700رابطشون خوب بود بهتر بود 😊🌹
۳ روز پیشم.ر
در پارت 700ای وای رابطشون خراب نشه🤧🤧
۳ روز پیشهانیه
در پارت 392احساس میکنم پریا خیلی داره خودشو اذیت میکنه خواهر برادراش بزرگن از پس کار های خودشون بر میان دیگ چرا طفلی پریا رو انقد اذیت میکنن حالا این وسط آریا هم مشکوک میزنه نکنه دلو باخته 🤔😅
۳ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😄
۳ روز پیشمیم
در پارت 395داره خودشو نابود می کنه،بایدهمه کارارو خودش انجام بده تا درست انجام بشه؟ الان یه خانواده پرجمعیتن که همه باید همکاری و کمک کنن،اتاق آوا چرا جمع کنه ؟انگار همه چلاقن،تنها کسیکه توجهی نمی بینه آریای مادر مردست 😮😠🤭🙏🏻🧡
۴ روز پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😄
۳ روز پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده Marziyehnemati.98 -
آیدی تلگرامی نویسنده Marziyeh_nemati -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
Leila
در پارت 721باز این فرنوش خانوم پیداش شد بدم میاد ازش😒 👏🌹