خلاصه رمان عاشقانه پایلوت
من کوروشم، کاپیتان کوروش ساعی، مردی سرسخت و نفوذناپذیر که با تمام مقاومت و سرسختیام دل و دینم رو به حنا باختم، حنایی که فقط منو به چشم برادرش میدید ولی من نمیخواستم برادرش باشم تا اینکه تصمیم گرفتم... تو مدرسه بخاطر رنگ حنایی موهام مسخرهام کرده بودن. بعد از تعطیلی، به محض رسیدن به عمارت، بجای اتاقم به پشت یکی از درختهای کاج پناه برده بودم و اونقدر گریه کرده بودم که همونجا خوابم برده بود. چند ساعت بعد به محض باز کردن چشمام کوروش رو کنارم دیده بودم. سرم روی پاهاش بود. موهام رو داشت نوازش میکرد که ...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان پایلوت - پارت 529
- نمیدونی، معشوقه تو بودن چه لذت بیپایانی داره برای من… صدایم لرزید، از شوق و اشتیاق، و لبهایش آرام روی لبهایم نشست. بیقرار و پرعطش، با تمام وجود همراهیش کردم؛ گویی هر تپش قلبم تنها برای او میزد. - نمیدونی، همسر یک دریانورد از جنس پایلوت بودن چه غروری بهم میده… نفسهایش در آغوشم گرم شد...
بروزرسانی در : ۱۵۴ روز پیش
-
رمان پایلوت - پارت 528
حنا آنجا بود. کتوشلوار زرشکی بر تن داشت؛ با وقار و زیباییِ زن چهلوچندسالهای که زمان چیزی جز شکوه به او نیفزوده بود. رفتم جلو. - خسته نباشی نفس کوروش… دلم برات تنگ شده بود. هنوزم وقتی میبینمت، دلم ضعف میره. لبخند زد؛ همان لبخندی که سالهاست روشنایی شبهای تار من است. - توام خسته نباشی، عش...
بروزرسانی در : ۱۵۵ روز پیش
-
رمان پایلوت - پارت 527
در دلم به آن پدرسوختهای نصیب کردم که لحن شاعرانه گرفته و به سخن آمده بود. خنده بر لبانم نشست. دستی بر موهای دختر زیبایم کشیدم. - ای پدرسوخته… از گفتن و تکرار این حرفهای شاعرانه خسته نشدی؟ لبخندی طنازانه زد و جواب داد: - مگه شما و مامان از عاشقی کردن خسته شدین که من خسته بشم؟ بوسهای گرم و پ...
بروزرسانی در : ۱۵۶ روز پیش
-
رمان پایلوت - پارت 526
و اما زنعمو… زنی که مهربانیاش پایانی نداشت. با حقیقت آن راز چنان کنار آمد که گویی از همان آغاز، مادر واقعیِ حنا بوده است. دانستن حقیقت، مهر او را به حنا نهتنها کم نکرد، که دوچندان ساخت. با این حال، بخشیدنِ عمو فرزین برایش آسان نبود؛ نه بهخاطر دروغی که گفته بود، بلکه به سبب رنجی که سالها با پ...
بروزرسانی در : ۱۵۷ روز پیش
هر هفته 3 پارت از رمان شنبهها ، دوشنبهها و چهارشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
رزا
در پارت 3181ممنون سمیرا جون به خاطر زود زود گذاشتن پار تهای رایگان قلمت بی نظیر عزیزم مانا باشه قلمت پایدار باشی 😘
۲ ماه پیشزهرا z
در پارت 3012داستان قشنگیه ولی تا میایی بری تو بهر عمق داستان تموم میشه و نمیتونی با داستان اونس بگیری نویسنده عزیزم اگه بشه طولانی تر کنین عالی میشه
۴ ماه پیشم
در پارت 2951امیدوارم دوست داشتنش راست باشه باز فیلش یاد هندستون نکنه،کوروشو ول کنه🙏🏻🖤
۴ ماه پیشم
در پارت 2941خیلی عالی بود ،خوبه حداقل حنا حسش به اونو فهمید 🙏🏻🖤
۴ ماه پیشم
در پارت 2911امیدوارم همین طور باشه تا آخر،تکراری نشه چون کوروش همیشه هست 🙏🏻🖤
۵ ماه پیشم
در پارت 2792نه کوروش نمرده نباید بمیره،قول داده زنده بمونه 🥺🙏🏻🖤
۵ ماه پیشونوس
در پارت 2460خیلی روان و زیبا می نویسید . بسیار لذت بردم
۶ ماه پیشونوس
در پارت 141تا اینجا که عالی بود . ممنون از نویسنده عزیز
۶ ماه پیشم
در پارت 2741وای خدا کنه برای کوروش اتفاقی نیفتاده باشه 🥺🙏🏻💚
۶ ماه پیشمیم
در پارت 2611گیریم که باشه به تو چه ربطی داره 😠🙏🏻💚
۷ ماه پیشم
در پارت 2601خیلی بی خود،بدرک که حالش بده همون بهتر که نمی فهمی چشه😠🙏🏻❤️🌹
۷ ماه پیشم
در پارت 2593ولش کن بابا،کم چند ماهه تورو سوزونده 😠😠😠
۷ ماه پیشم
در پارت 2581ایتقدر سکوت کنه تا بمیره نکبت،غلط زیادی که کرده،ازدواجم چند ماهه کرد بعد این حق نداره ازدواج کنه ؟؟؟😮😡🙏🏻💚
۷ ماه پیشم
در پارت 2541آخه به تو چه فضول،برو دعا کن راست باشه عشق تقلبیت از دستت نره😏🙏🏻💙
۷ ماه پیش
هلیا حاج حیدری
1سلام قلم خیلی زیبا و هیجان انگیزی دارید خانم حسن زاده امیدوارم همیشه مانا باشه✨🌱 ببخشید رمان رو تا آخرش رایگان میکنید؟