دوست داشتی؟
رمان شیطون و بلا  اثر هلیا سعیدی

رمان شیطون و بلا

  • زبان فارسی
  • 90.2K 👁
  • 222 ❤️
  • 240 💬

خلاصه رمان شیطون و بلا

این داستان در مورد یک پسر و دختر که به صورت اتفاقی و طنز با هم آشنا میشن و اتفاقات زیادی براشون میفته حتی از مرگ هم برمی گردن

قسمتی از متن رمان شیطون و بلا

-جانم یاسی
+دم در منتظریم
زود رفتم سوار ماشین شدم
-سلام خرا
+سلام .خر خودتی
*خب کجا بریم؟
-پاساژ....
+باش بریم
وقتی وارد مرکز خرید شدیم مثل این قحطی زده ها شروع کردیم به خرید .الی ۵تا کوله خرید ،سه تا مانتو ،یه جفت کفش با یه مقنعه مشکی یاسی هم دست کمی از اون نداشت اونم کلی خرید کرده بود
-خخخ مثل این بچه دبستانی ها شدیم اومدیم خرید مدرسه
+درد
*بمیر
-خودت بمیر انگل اجتماع
منم یه کوله پشتی ناناز برداشتم با کلی مقنعه با رنگای مختلف
وقتی برگشتم خونه به زور مقنعه هامو تک تک سر مهیار میکردمو با مامانو بابا و مهسان بهش میخندیدیم
دیگه دلم درد گرفته بود ،با کلی قسم دادن به جون مهسان راضیش کردم آرایشش کنم . وقتی با مقنعه وارایش دیدنش بابام انقدر خندید که نشست رو زمین ،وقتی مهیار حواسش نبود دیدم مامان ازش عکس انداخت تا مهیار رفت دوش بگیره که ارایشش پاک شه منم عکسو از گوشی مامان واسه خودم فرستادم
بعد از شب بخیر گفتم رفتم اتاقو لالا کردم
⃣⃣
صبح که نه ولی غروب که از خواب پاشدم(خو غروب بود دیگه ،هوا تاریک بود??)
گوشیمو چک کردم و رفتم اینستا و خیلی شیک عکس مهیارو گذاشتم .بوخودا ۱۰دقیقه نگذشته بود که صدای داد مهیار اومد
+مه گل میکشمت ،زندت نمیزارم حالا عکس منو میزاری تو اینستا???
بعدم با مشت کلی کوبید رو در.در همین حین که اون داشت برام کری میخوند منم هدفون نازنینمو تو گوشم گزاشتمو اهنگ تهران مازراتی رو گزاشتم ،به صفحه گوشیم زل زدم الالا ای جانم عکس داداشم چقدر طرفدار داره تو یه ربع ۱۳۷تا‌ لایک خورده بود
گوشیمو بیخی شدم و رفتم یه دوش گرفتم
یهو یه صدای قار و قور میومد اه اینکه شمک مبارک من می باشد
اخ الهی مه گل فدات نشه گریه نکن الان میریم پایین سیرت میکنم .
خو بچم حق داره از دیشب چیزی نخورده
میگما ای کاش روزه میگرفتم اخه نزدیک اذانه(خره مگه ماه رمضونه )نه خوب فقط یه پیشنهاد بود اه اصلا تو چرا این قدر به من گیر میدی
لال شو
اصلا تومیخوری به من گیر میدی
بعدم رفتم پایین شروع کردم به چیدن سفره
همه چیز روش بود
میگم همه چیز یعنی
خامه ٬مربا کره .پنیر.شیر چای برنج خورشت دوغ ماست نوشابه
خلاصه یخچالمونو خالی کرده بودم رو میزو داشتم میخوردم که بابامو دیدم که با دهن باز داره نگام میکنه
باهمون دهن پر گفتم سلام بابایی
بابا هنوز همونطوری به منو میز نگاه میکرد که مامانم اومد .
یهو زد تو صورتش و گفت
وای بچم از دست رفت ،این چه طرز غذا خوردنه الان این ناهارته یا شام یه صبحانه
‌-خوب مگه چیه از دیشب چیزی نخوردم گرسنمه باباجون خاک انداز بیارم خدمتتون
+هاااا برا چی؟
-برا جمع کردن فکتون پدر محترم
وایــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مامان خم شد که دمپاییشو در بیاره منم دوییدم تو اتاق خخخخخخ
ای خدا فردا باید ساعت ۷بیدار شم اخه ۸کلاس دارم
پس خیلی زود رو تختم دراز کشیدم که بخوابم ولی خوابم نبرد (خو معلومه که خوابت نمیبره هنوز ساعت نه شبه تازه از دیشب ساعت یک تا امروز ساعت هفت غروب خواب بودی ) راس میگه
بالاخره به هر زور و زحمتی بود یاعت دو شب خوابم برد تازه اصلا از اتاق بیرون نرفتم هم از ترس مامان
هم از ترس مهیار
من چرا انقدر بدبختم
تا صبح فقط خواب یه کلاس سیاه با یه استاد سیبیلو رو دیدم که با شیلنگ بالا سرم وایساده و داره درس میده????????
ساعت هفت با صدای گوشیم بیدار شدمو بعد از از انجام عملیات رفتم سراغ لباسام یه مانتوی حریر جلو باز مشکی با یه تاپ سفید و مقنعه و شلوار مشکی پوشیدم .یه کتونی سفید پام کردم و کوله مشکیمم رو دوشم انداختم و راهی دانشگاه شدم اها راستی ارایشم نکردم فقط یه رژ زدم
⃣⃣
تو راه یه کوچولو استرس داشتم
اما خب زیاد بهش محل نذاشتم که خودش رفت
??
تو پارکینگ دانشگاه پارک کردم و پیاده شدم .به الی زنگ زدم ؛
-الو الی کجایید؟
+دانشگاه
-خو شاس مغز کجای دانشگاه ؟؟؟
+هااااا ،اهانکنار یه اتاقیم ،بیا منتظرتیم
-الی خدا شفات نده یکم بخندیم فقط همین


بیشتر بخوانید

نظرات رمان شیطون و بلا

  • نگار

    0

    فقط واقعا این آرشا رومخ بود انگار همه برده اون بودن با خواهرشم درست رفتار نمیکرد ولی با مه گل خوب بود خب نمیشه شما داری خانواده سال های زندگی در کنار هم رو زیر سوال میبری نمی گم رمانش افتضاح بود ولی خوبم نبود واقعا بعضی جاهایش چرت بود☺️💙💙

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    رمان خوبی بود ولی باید اعتراف کنم بعضی جاهایش واقعا چرت آبکی بود مثلا این آرشا تعادل نداشت یا این مه گل واقعا بعضی جاها خیلی لوسس میشد ولی در کل خوب بود مرسی 💙💙

    ۳ هفته پیش
  • ...

    1

    رمانی زیبا و قشنگ و کاملان طنز واقعا شخصیتای رومان خوب بودم و اخلاقشون از نویسننده هم تشمر میکنم

    ۱ ماه پیش
  • صحرا

    0

    دختره عاشق گرگ میشد بهتر بود تا این پسره انقد وحشی همش دختره رو میزد😂چه سمیییی بود

    ۳ ماه پیش
  • ستی

    5

    وایی منم جلد دوم اشرافی شیطون بلا رو میخوام اما هر ماری میکنم پی دی اف برآن باز نمیشه کلا دانلود نمیشه

    ۲ سال پیش
  • مگه مهمه

    0

    مگه رمان اشرافی شیطون بلا جلد دو رو دارع؟

    ۲ سال پیش
  • آتا

    2

    منم اشرافی شیطون بلا رو خوندم ولی جلد دوم نداره اگه داره بازم بگین دوس دارم ببینم آترین جواب آتاناز و چی میدهههههه😍😍😍😍

    ۱۱ ماه پیش
  • Mahsa

    0

    مگه جلد دوم داره اشرافی شیطون بلا؟😐😃اگه داریش میشه برام بفرسی

    ۵ ماه پیش
  • دخترک رمان خون

    0

    داره سرچ کن

    ۴ ماه پیش
  • رومی

    2

    من نمیدونم چرا هرچی رمان از دهه ۹۰ میخونم پسره دست بزن داره؟!

    ۴ ماه پیش
  • مهتاب

    5

    اقا الان واقعاا خیلی مسخره و الکی ارشا اومد و مه گل رو بوسید و بعدش هم خیلی راحت کنار اومدنا نه ؟ راستی خیلی هم طنز با هم آشنا نشدنا. مگه نه؟! بعدش کجای دنیا یه پسر با خانواده اش مخصوصا با خواهرش این جوری رفتار میکنه مگه برده گرفته که فکر میکنه باید همه ، هر کاری که این گفت رو انجام بدن؟!

    ۱ سال پیش
  • لیا

    1

    ای گل گفتی مهتاب جون والا که نصف بیشتر رمان همه اش خلاصه و داستانی بود در صورتی که تو رمان باید همه چیز به صورت کامل بیان بشه انگار یه زندگی واقعی... ولی بیشتر بچه گانه بود

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    3

    مزخرف بود به درد بچه های ده دوازده ساله میخوره نه کسی که سالهاست رمان میخونه و هر رمانی راضیش نمیکنه

    ۵ ماه پیش
  • ناشناس

    1

    واقعا بی نظیره آدم عشق میکنه میخونه مخصوصا رفتارای ارشاد به مه گل که براش بی قراری میکنه😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    ببین به نظرم عالی عالی بود خب اگه هم که غلط املائی داشته و شماها خوشتون نیومد و اصلا آبکی بود خب نمیخوندین چرا خوندین ولی به نظرم عالی عالی بود مرسی از نویسنده اش ✨🙃

    ۵ ماه پیش
  • سلینا فرانسه

    1

    سلاممم بر سازنده ی عزیز این رمان زیبا من سلینام میخواستم بگم رمانتتت فوق العادست و مخصوصاااا سلیقتتت محشرههه نمیدونی چقدر ذوق کردم دیدم زدبازی دوست داری منم عاشق زدبازیم مخصوصا صدای ام جی و جی جی و سیجل و خلاصه همشوننن خوشحال میشم جواب پیاممو بدین ممنون نویسنده ی عزیز سلینا فرانسه

    ۷ ماه پیش
  • .......

    1

    رمان خوبی بود ولی انگار روش زیاد کار نشده بود . اولش خیلی خلاصه پیش رفت .مه گل خیلی لوس بود گریه هاش و بچگونه حرف زدنش خیلی بد بود .واینکه ارشا از ی آدمی که به احترام حالیش نمیشد و بد بود چرا یهو گریه کرد این برا کسی که کلی غرور داره و اینا یکم بده . ولی درکل خوب بود .

    ۹ ماه پیش
  • ناشناس

    2

    خیلییییی عالی بود مرسی

    ۱۰ ماه پیش
  • مهسی

    4

    عالی بود اگر کمی شخصیت مه گل اروم تر بود و یکم سنگین تر بود حسی که از مه گل گرفتم رو اصلا دوست نداشتم چون خیلی لوس بود خسته نباشی گلکم بابت رمانت

    ۱۰ ماه پیش
  • مگه مهمه

    1

    واسه من باز نمیشه

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!