لیست کلیه پارتهای رمان منفی چهار (4-) : پارت های 21 تا 40
تعداد کل پارت های منتشر شده : 101
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 21
درحالی که جیغ میزدم بالشت و پرت کردم سمت پرستار. طفلی هنگ کرده وسط اتاق ماتش برده بود. در اتاق باز شد و یه پرستار دیگه اومد داخل. _چیشده!؟ دختر تپل بلونده با حیرت گفت: _دکتر گفت باید حتما سرم بزنه.گوش نمیده! هنوز جواب عکساشم نیومده! اون یکی پرستاره ک سن بالا تر و هیکل تر بود با توپ پر گفت: _باید ...
بروزرسانی در : ۱۷۸۶ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 22
نفس عمیقی کشیدم. بازوم و گرفت و یه چیزی دور بازوم بست. قلبم تو مغزم میزد. از ترس دستام سر شده بود. چشمم که به سوزن سرم افتاد جیغ خفه ای کشیدم. _یا خدا. پرستار کلافه نفس عمیقی کشید خب مرگ. بازوم و گرفت و یه چند ضربه ریز زد رو دستم _واسه چی میزی! میخوای تــــلافی کنی! هـــا! چشماش گرد شد. با حرص گ...
بروزرسانی در : ۱۷۸۰ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 23
خیلی سرعتش بالا بود. قلبم رسما تو جورابم میزد جوری بع دستگیره چنگ زده بودم که دستم درد گرفته بود. نفس نفس میزدم. صد بار ذکر گفتم و دست به دامن تمام مقدسات شدم که زنده برسم خونه. _یا خدا...یا الله...یا مریم مقدس...یا پسر مریم مقدس...یا تمام مقدسات. نفس نفس زنون زمزمه کردم: _تورو خدا اروم برو...دل...
بروزرسانی در : ۱۷۷۹ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 24
لباسام و ب سختی عوض کردم و مستقیم وارد سرویس حموم شدم و دوش آب داغ گرفتم. هم سبک شدم هم تمیز. حوله پوش از حموم خارج شدم که با دیدن یه قوباغه سبز جلوم دهنم و و تا فرق سرم باز کردم و داد زدم. اونم جیغ زد؛ _مرگ! با شنیدن صدای مامان دهنم و بستم با بهت به ماسک سبزش زل زدم. _مـــامـــان! مامان با حرص گ...
بروزرسانی در : ۱۷۷۳ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 25
یکم از موهای بلوندش و گرفتم و اتو کشیدم. هم زمان از آینه بقیه رو زیر نظر داشتم. چند تا پسرم بودن که اون سمت بودن و ارایشگرا بالای سر اونا بودن. مثلا میخوان پسرارو چیکار کنن؟ خط چشم براشون بکشن؟ نیشخند زدم. صدای دختری که داشتم موهاش و اتو میکشیدم و شنیدم رو به دختر مو شرابی کنارش گفت: _دیگه خسته ش...
بروزرسانی در : ۱۷۶۶ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 26
همه مدلا به سمت همون راهروعه رفتن و منتظر اعلام امادگی یه مرده شدن. پشت سر هم باید میرفتن رو استیج. اردا ام ازپشت پرده اومد بیرون. با دیدن تی شرت سفید و کافشن مشکیش ابروهام بالا پرید. شلوار جین مشکی و زنجیر و نیم بوت مشکی خیلی خفن شده بود اومدم خرابش کنم خفنش کردم! پوف کلافه ای کشیدم. دست به سینه...
بروزرسانی در : ۱۷۶۵ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 27
شونه هاش و بالا انداخت. _به من چه... چشمای پسره بسته بود و هی تکون تکون میخورد. به سمتش رفتم و کنارش خم شدم. _هوی... سرش و تکونی داد. آروم گفتم: _دهنت و آروم باز میکنم اگه داد و بی داد کنی یه تیزی تو دستمه گلوت و گوش تا گوش میبرم حالیته؟ آردا علامت میداد که دارم چیکار میکنم. پسره با مکث سرش و ارو...
بروزرسانی در : ۱۷۵۹ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 28
*آیـــــــلی* *** جلوی آینه نشسته و خیره به خودم نگاه میکردم. نمیدونستم چی بپوشم. نمیدونستم باید چه طوری رفتار کنم. و این رو مخم بود. خیلی بده که مجبور باشی به مهمونی ای بری که قراره توش دوست پسر سابقت و با دوست دخترش ببینی. چنگی به موهای نم دارم زدم. به این مهمونی میرم. و ثابت میکنم از اون دخ...
بروزرسانی در : ۱۷۵۸ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 29
حدودا 38 دقیقه بعد ماشین و مقابل ساختمون پارک کردم. زنگ طبقه 7 زدم. چه قدر به این خونه اومده بودم! خونه مجردی خود اوزان بود. خیلی مواقع اینجا با دوستای مشترکمون دور هم جمع میشدیم. هرچند بعد تموم شدن دانشگاه دیگه دوستیامونم از بین رفت. نیشخندی زدم و با باز شدن در وارد حیاط شدم. از حیاط کوچی...
بروزرسانی در : ۱۷۵۲ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 30
با سرگیجه دستم و به کانتر بند کردم که زمین نخورم. صدای قهقهه مرغابی و شنیدم: _نخوری زمین! دوست کله فرفریش با استرس گفت: _لاله این دختره صفر کیلومتره چیزیش نشه! مرغابی که انگار اسمش لاله بود به سمتم اومد. انگار دوتا لاله میدیدم. پاهاش چه قدر دراز بود! عــــررررر چه پاهای درازی! انگار ما...
بروزرسانی در : ۱۷۵۱ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 31
صدای موزیک راک نمیزاشت بخوابم... تو خلسه بودم... حالت تهوعم داشتم. حالت تهوعم جلوی بیهوشی دوبارم و میگرفت. چشمام و به سختی باز کردم. با گیجی به اطراف نگاه کردم. اینجا کدوم گوریه؟ نگاهم و از در و دیوارای عجیب پر از پوستر و گیتار برقی و رو تختی زغال سنگی گرفتم. فوری رو تختی و کنار زدم. ...
بروزرسانی در : ۱۷۴۵ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 32
آردا با همون مشتی ک رو هوا نگه داشته بود برگشت سمت اوزان،مشتش خورد رو گونه اوزان. اوزان شوت شد رو زمین. آردا با بهت گفت: _عــه...ببخشید! پسری از پشت پرید رو شونه آردا تا بزنش که فوری خم شدم و صندلی کنار میز و برداشتم و بلندش کردم و کوبیدمش به کمر پسره. پارتی به هم ریخته و همه جیغ کشون فرار م...
بروزرسانی در : ۱۷۴۴ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 33
نزدیک خونه گفتم موتور و نگه داره. وارد کوچه شد و نزدیک به خونه موتور و یه گوشه نگه داشت. فوری از روی موتور پایین اومدم. _تشکر! به سمت خونه رفتم که صداش و از پشتم شنیدم. _هنوزم دشمن و رقیبیم نهال خانوم! یادت نره! نیشخندی زدم و سمتش چرخیدم: _نترس، یادم نمیره. لبخندی زد و دست به جیب نگاهم میکرد که چ...
بروزرسانی در : ۱۷۳۸ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 34
لبخند زدم: _مرسی. چشمک زد: _اوکیه. از پشت کانتر اومد بیرون. _دو دقه بشین من تا پایین برم زود میام. متفکر سر تکون دادم. کلیدا رو از روی میز برداشت و از خونه خارج شد. نگاه گیجم و به فضای خونه دوختم اون موقع با تلفن داشت با کی حرف میزد؟ حس میکردم راجب خونه سونیک حرف میزد. اروم پاورچین پاورچین به سم...
بروزرسانی در : ۱۷۳۷ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 35
_اوی نرو رو مخم. لبخند زد: _چیکارت دارم! با اخم رفتم و روی مبل تک نفره نشستم. اونم برگشت خیره به تی وی زل زد. به ساعت دیواری یه نگاه گذرا انداختم. چرا نمی اومد... یه ربعی گذشته بود و من تمام مدت موذب به این ور و اون ور نگاه می کردم. _چرا خجالت میکشی!؟ سرم و به سمتش چرخوندم. _من...ن...نه! لبخند دن...
بروزرسانی در : ۱۷۳۱ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 36
اونم باورش نمیشد. مدام باز پرسی میکرد ک پیش کدوم دوستم بودم. و چرا شب پیشش موندم. در نهایت با بالا رفتن صدای اعتراضم بیخیالم شد و رفت در مغازه. لباسم و در اوردم و دوش گرفتم. تقریبا هیچی از شب مهمونی یادم نمیومد. یادم نبود چی خوردم. یادمم نبود چی حرفایی زدم و چه کارایی کردم. امیدوارم خیلی گند نزده...
بروزرسانی در : ۱۷۳۰ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 37
فوری سوار ماشینم شدم و راه افتادم ادرسش تقریبا خیلی پرت و دور بود نفس عمیقی کشیدم و وارد خیابون اصلی شدم کلاهم و از سرم برداشتم و صدای موزیک و زیاد کردم عاشق سبک راک بودم بهم انرژی میداد سرعتم و بالا تر بردم و با سرعت از بین ماشینا میگذشتم و سبقت میگرفتم تقریبا چند تا چراغ قرمزم...
بروزرسانی در : ۱۷۲۴ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 38
آردا لبخندش و شل و ول تر کرد مردک کچل رو به آردا گفت: _تازه استخدام شده ولی کار بلده سوالی داشتید بپرسید،تو خونه باغ نزدیک به ویلا میمونن. دختر مو شرابی موهاش و پشت گوش زد و با لبخند دندون نمایی گفت: _فکر کردم یکی از مدلاست... دختر بلوند و زرد قناری کنارش خندید و اروم گفت: _دقیقا. با ب...
بروزرسانی در : ۱۷۱۷ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 39
_هی جمیله. متعجب سرچرخوندم. اقا منو به اسم جمیله میشناختن به سمت عثمان چرخیدم. نگاه ریز شدش و از من و آردا گرفت: _غذا آمادس. لبخند زدم: _اومدم. سر تکون داد و نگاه دیگه ای انداخت و به سمت ویلا رفت. از آردا فاصله گرفتم. _خب دیگه برو پی کارت. لبخند دندون نمایی زد و در حالی که عقب عقب میر...
بروزرسانی در : ۱۷۱۶ روز پیش
-
رمان منفی چهار (4-) - پارت 40
به سمت صندلی خالی رفتم و پشت میز کنار یه پسر زشت موفرفری نشستم. شکل بقیه پول ماست بود. لبخند کج و کله ای زد. منم لبخند زدم. تو دلم البته یه زهرمار نثارش کردم. مثل بقیه برای خودم یه چیزایی تو ظرف کشیدم و اروم و سر ب زیر مشغول خوردن غذام شدم. از هر دری حرف میزدن و چرت و پرت میگفتن منم سعیم این بود ...
بروزرسانی در : ۱۷۰۷ روز پیش
