پارت سی و دوم :

آردا با همون مشتی ک رو هوا نگه داشته بود برگشت سمت اوزان،مشتش خورد رو گونه اوزان.
اوزان شوت شد رو زمین.
آردا با بهت گفت:
_عــه...ببخشید!
پسری از پشت پرید رو شونه آردا تا بزنش که فوری خم شدم و صندلی کنار میز و برداشتم و بلندش کردم و کوبیدمش به کمر پسره.
پارتی به هم ریخته و همه جیغ کشون فرار میکردن
پسر زمین خورد.
_اوزان...عزیــــزم...چیشدهه؟ چه خبره؟
به سمت صدای جیغ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هیم

    0

    عالیهع

    ۲ سال پیش
  • اسوه

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!