پارت چهل :

به سمت صندلی خالی رفتم و پشت میز کنار یه پسر زشت موفرفری نشستم.
شکل بقیه پول ماست بود.
لبخند کج و کله ای زد.
منم لبخند زدم.
تو دلم البته یه زهرمار نثارش کردم.
مثل بقیه برای خودم یه چیزایی تو ظرف کشیدم و اروم و سر ب زیر مشغول خوردن غذام شدم.
از هر دری حرف میزدن و چرت و پرت میگفتن
منم سعیم این بود تو بحثشون سهیم نباشم تا یه وقت سوتی ندم.
زود تر از سر میز بلند شدم و تشکر ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!