منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت چهل :
به سمت صندلی خالی رفتم و پشت میز کنار یه پسر زشت موفرفری نشستم.
شکل بقیه پول ماست بود.
لبخند کج و کله ای زد.
منم لبخند زدم.
تو دلم البته یه زهرمار نثارش کردم.
مثل بقیه برای خودم یه چیزایی تو ظرف کشیدم و اروم و سر ب زیر مشغول خوردن غذام شدم.
از هر دری حرف میزدن و چرت و پرت میگفتن
منم سعیم این بود تو بحثشون سهیم نباشم تا یه وقت سوتی ندم.
زود تر از سر میز بلند شدم و تشکر ک
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
