منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت سی و هفتم :
فوری سوار ماشینم شدم و راه افتادم
ادرسش تقریبا خیلی پرت و دور بود
نفس عمیقی کشیدم و وارد خیابون اصلی شدم
کلاهم و از سرم برداشتم و صدای موزیک و زیاد کردم
عاشق سبک راک بودم
بهم انرژی میداد
سرعتم و بالا تر بردم و با سرعت از بین ماشینا میگذشتم و سبقت میگرفتم
تقریبا چند تا چراغ قرمزم رد کردم
نباید خیلی دیر میرسیدم
ارنجم و لبه شیشه گذاش
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
2خب درسته براشون عادیه ولی خب نگفتن ک دگ بیاین قاطی بخوابین دومن اینکه میگی چرا مامانش بهش گیر میداد خب مامانش ایرانیه خارجی ک نی ک بخوای بهش گیر نده😂
۵ سال پیشستاره
3پارت بعدی و چرا نمیزارین💔🥺🥺🥺دارم از فضولی میمیرم😂😂😂😂😂😂💓💓💓💓❤
۵ سال پیشN
2دیروز قرار بود پارت بزارید ولی نذاشتین..
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

1های رمانات همه عالین ولی باید این بگم فقط نظرمه و لطفا حمله نکنید ولی خب اونجا ترکیه و از ایران آزادتر اینکه دخترا و پسرارو جدا کنن یکم به فرهنگشون نمیخوره یا اینکه مامانش بش گیر داد ک چرا شب بیرون بو