پارت سی و هفتم :

فوری سوار ماشینم شدم و راه افتادم‌
ادرسش تقریبا خیلی پرت و دور بود‌

نفس عمیقی کشیدم و وارد خیابون اصلی شدم‌

کلاهم و از سرم برداشتم و صدای موزیک و زیاد کردم‌
عاشق سبک راک بودم‌
بهم انرژی میداد‌
سرعتم و بالا تر بردم و با سرعت از بین ماشینا میگذشتم و سبقت میگرفتم
تقریبا چند تا چراغ قرمزم رد کردم
نباید خیلی دیر میرسیدم

ارنجم و لبه شیشه گذاش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • 1

    های رمانات همه عالین ولی باید این بگم فقط نظرمه و لطفا حمله نکنید ولی خب اونجا ترکیه و از ایران آزادتر اینکه دخترا و پسرارو جدا کنن یکم به فرهنگشون نمیخوره یا اینکه مامانش بش گیر داد ک چرا شب بیرون بو

    ۵ سال پیش
  • ...

    2

    خب درسته براشون عادیه ولی خب نگفتن ک دگ بیاین قاطی بخوابین دومن اینکه میگی چرا مامانش بهش گیر میداد خب مامانش ایرانیه خارجی ک نی ک بخوای بهش گیر نده😂

    ۵ سال پیش
  • ستاره

    3

    پارت بعدی و چرا نمیزارین💔🥺🥺🥺دارم از فضولی میمیرم😂😂😂😂😂😂💓💓💓💓❤

    ۵ سال پیش
  • N

    2

    دیروز قرار بود پارت بزارید ولی نذاشتین..

    ۵ سال پیش
کپی شد!