پارت سی :

با سرگیجه دستم و به کانتر بند کردم که زمین نخورم.
صدای قهقهه مرغابی و شنیدم:
_نخوری زمین!
دوست کله فرفریش با استرس گفت:
_لاله این دختره صفر کیلومتره چیزیش نشه!

مرغابی که انگار اسمش لاله بود به سمتم اومد.
انگار دوتا لاله میدیدم.
پاهاش چه قدر دراز بود!
عــــررررر چه پاهای درازی!
انگار مامان لنگ درازه.
با افکار سمیم نتونستم جلوی خودم و بگیرم و قهقهه ز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • farnaz

    0

    مثل همیشه عالی

    ۲ سال پیش
  • انیس

    0

    قشنگه

    ۲ سال پیش
  • آیناز

    0

    مگ میشه رمان مرجانم ایرادی داشته باشه بی شک بهترینها😍

    ۳ سال پیش
  • سحر

    4

    وااای ننههه میگه شتر خرااب😂😂😂اخه ادم به ابجیش میگه شتر خراب؟ وااای چقدر خندیدم😂😂اوه اوه لاله رو بگوووو😂😂

    ۵ سال پیش
کپی شد!