پارت بیست و نهم :

حدودا 38 دقیقه بعد ماشین و مقابل ساختمون پارک کردم.
زنگ طبقه 7 زدم.
چه قدر به این خونه اومده بودم!
خونه مجردی خود اوزان بود.
خیلی مواقع اینجا با دوستای مشترکمون دور هم جمع میشدیم.
هرچند بعد تموم شدن دانشگاه دیگه دوستیامونم از بین رفت.
نیشخندی زدم و با باز شدن در وارد حیاط شدم.
از حیاط کوچیک گذشتم.
وارد ساختمون شدم.
به همراه دختر مو شرابی که جعبه بزرگ کادویی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!