منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت بیست و دوم :
نفس عمیقی کشیدم.
بازوم و گرفت و یه چیزی دور بازوم بست.
قلبم تو مغزم میزد.
از ترس دستام سر شده بود.
چشمم که به سوزن سرم افتاد جیغ خفه ای کشیدم.
_یا خدا.
پرستار کلافه نفس عمیقی کشید
خب مرگ.
بازوم و گرفت و یه چند ضربه ریز زد رو دستم
_واسه چی میزی! میخوای تــــلافی کنی! هـــا!
چشماش گرد شد.
با حرص گفت:
_میزنم تا رگت پیدا شه!
ابروهام پرید رو فرق سرم.
_آها...
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

Baran
2عالی نمیدونی مرجان چطوری برای پارت های رمانات لحظه شماری میکنم. هر کدوم رو ده بار میخونم تا بعدی بیاد 😂🥰❤