خلاصه رمان :
مهرو به دلیل مشکلات مالی، توی نوجوونیش از رویاهاش و آدمی که دوستش داره دست میکشه و با اهورا که مشکل کنترل خشم داره ازدواج میکنه. حالا با گذشت هشت سال، هیچکدومشون زندگی خوبی ندارن. نه مهرو که برای فرار از مشکلات به نوشیدنی و آسیب به جسمش رو میاره و نه اهورای کنترلگری که ثبات روانی نداره و تمام تلاشش رو میکنه تا شبیه پدرش نشه و ادامه دهنده مشکلات روانی اون نباشه.
قسمتی از متن رمان بهای نبودنت
هستی زن سپهر
0خیلی خوشحالم نظریه نامحبوب من محبوب داره میشه اهورا درسته که بیمار بود ولی مشکلش با رفتارای مهرو تشدید میشد یعنی اگر مهرو یه درصد با عشق با اهورا ازدواج میکرد و بخاطر پولش نمیومد زنش بشه اهورا خوب میشد اهورا واقعا عاشق بود ولی مهرو مثه زالو زندگی رو از اهورا گرفت مهرو هم آویدو از بین برد هم اهورا رو
۳ روز پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
آخرش یه روز شما طرفدارای اهورا رو جمع میکنم توی یه اتاق یدونه اهورا هم میندازم کنارتون تا واقعیت و با چشمای خودتون ببینید😔😂
۹ ساعت پیشعسل
3خیلی دلم میخواست اخرش مهرو بتونه اهورا رو از اون منجلاب بکشه بیرون کاش آخرش مهرو و اهورا خوشبخت میشدن و اهورا درمان میشد چون اینطوری خیلی قشنگ تر میشد و اینم بگم که هرگز هیچکس به اندازه اهورا نمی تونه مهرو رو دوست داشته باشه..
۳ ماه پیشPaniz
0دقیقن کاشکی اهوار زنده میموند و درمان میشدو با معروف خوشبخت میشدن انگار لیاقتش رو داشت
۳ ماه پیشهستی زن سپهر
0به نظرم مهرو لیاقت اهورارو نداشت اهورا حامی خیلی خوبی براش میتونست باشه و بود ولی مهرو از عمد همش این بچه رو عذاب میداد
۳ روز پیشYaldaee
2مهرو زن قدر شناسی نبود
۳ ماه پیشهستی زن سپهر
0مهرو سو استفادگری بیش نبود
۳ روز پیشJester
0حالم از مهرو بهم میخوره ، حاالمم ازش بهم میخوره . حق اهورا این نبود ، حتی وقتی تلاش میکرد تا نجاتش بده بازم بهش زخم زبون میزد .. از اون آوید حرومی هم بدم میاد . داستان زیبایی بود ، البته اگه این اتفاق برای اهورا نمیافتاد و بقیه فراموشش نمیکردن
۱ ماه پیشهستی زن سپهر
0حالا باز آوید بچه بدم نبود همه چی زیر سر این مهرو عجوزه بود زندگی این دوتا جوونو بهم ریخت اهورا واقعا قند عسل بود و فقط بخاطر مهرو حالش بد میشد مهرو مثه زهر بود اهورا و فقط ازش سو استفادل کرد
۳ روز پیششقایق
0من دلم برای اهورا خیلی سوخت و بنظرم از همه لایق تر بود برای خوشبختی و مهرو هیچ تلاشی واسه لطف جبران هایش نکرد و اگر یکم قدر شناس بود و خودش هم درست رفتار میکرد با اهورا نه اینکه اکثرا بره و مست کنه اهورا دیگه پرخاشی نداشت اون فقط میخواست مهرو اون رو ببینه و باور کنه از آوید بدم میاد
۱ ماه پیشعاطی
0قلمت عالی بود انشاءالله موفق باشی اما این رمان ارزش خوندن نداره
۱ ماه پیشاتنا
0رمان قشنگی بود
۱ ماه پیشJac
1اهورا 💔 چقدر نارحت شدم .. حق اهورا این نبود ..
۱ ماه پیشسلین
2دلم به اهورا سوخت اگه مریض بود بازم عاشق بود اما مهوا یه نامرد به تمام معنا بود اگه میخواست میتونین دوسش داشته باشه
۲ ماه پیشکوثر
0ارزش خواندن نداشت، قلمش خوب بود ولی رمان جنبه غمگین داشت و به نظر من بعد از هر اتفاق غمگینی باید یه خوشی باشه که من در این رمان پیدا نکردم و اون خوشی می تونست خوب شدن زندگی مهرو و اهورا باشه اصلا خوب نیس که شخصیت اصلی مرد و رمان ناقص بود پیشنهاد خوندن نمیکنم رمان باید ارزش پیشنهاد دادن داشته باشه..
۲ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
سلام کوثر عزیزم ممنون از نظرت ولی بخدا شخصیت اصلی مرد اهورا نبود بچهها آوید بود😭😂 صرفا چون خواننده ها مخالف بودن بعد اهورا آوید و مهرو بهم برسن این اتفاق نیفتاد وگرنه گل سرسبد تمام مدت آوید بود =))
۲ ماه پیش..@
4نه پیمان نه اهورا حقشون نبود مهین از مهروهم قدرنشناستره
۲ ماه پیشیلدایی
0م تا فصل سوم رو خوندم، وحالا که پایانش رو فهمیدم دیگه نمیخونم،،چون بشدت تا مدتها ذهنم رو درگیر میکنه،،مهرو خودش باعث میشده اهورا باهاش اونطور رفتار کنه،
۳ ماه پیش:)
3درسته کوتاه بود و چند ساعته تموم کردم ولی تاابد عشقی که اهورا نسبت به مهرو داشت رو یادم نمیره:) و بی معرفتی مهرو اگه احیانا با اهورای زندگیمون رو در رو شدیم نزاریم کار به مرگش برسع🙂💔
۳ ماه پیشنگین
2خب برای چی داستان رو اسپویل میکنید مگه عقب مونده اید با این کارتون یکی مثل من اصلا دیگه نمیخونه چون میفهمه تهش چی میشه جذاب نیست دیگه
۴ ماه پیشآریسا
1به نظر من نخون چون واقعاً حق اهورا نبود اهورا فوق العاده معروف رو دوس داشت و این حقش نبود اگه مثل من ادم احساسی هستی افسردگی میگیری
۳ ماه پیششاپرک
2فقط دلم برای اهورا سوخت مفت مفت از دنیا رفت ماشاله از تلاش های مهرو که هی میگفت برای خوب شدن اهورا انجام داده می مینوشتین چون من تلاشی ندیدیم مهرو نمک نشناس چه کرد با کارا و حرفاش با اهورا بی نوا اهورا چه کارا که برای مهرو خانوادش نکرده بود این حقش نبود از گرسنه *** و آوارگی نجاتشان داده بود
۴ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنونم از کامنتت❤️ حرف شما درسته تا حدی اما باید این رو هم درنظر داشت که اهورا دست بزن داشت و مهرو رو کتک میزد، به مهرو برخلاف خواستهش تعرض کرد، اجازه نمیداد بره سرکار، وسواس افراطی داشت روش و توی خونه حبسش میکرد و حتی دیدن خانوادهش هم باید با اجازه اهورا انجام میشد و نمیتونست خونه
۴ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
رو به راحتی ترک کنه، حتی دایره اطرافیانش هم تحت نظارت اهورا بود و درواقع اهورا بهش به چشم شیای نگاه میکرد که مال خودش بود نه یه انسان دارای اختیار. گاهی صرفا عشق و عاشقی کافی نیست❤️
۴ ماه پیشSakineh
0خب مگه شما هم تو داستان نگفتیم که اهورا مریض بوده و مهرو هم خودش تنش میخاریده که همش دست رو نقطه ضعف اهورا میزاشت اگه اون کار ها رو انجام نمی داد اهورا نمیزدش هر کسی بود با دیدن کار های همسرش داغ میکرد و اونو ملامت میکرد بعدشم مهرو وقتی قبول کرده رن اهورا باشه و در مقابل داداشش زندگی خوبی داشته باشه
۴ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
عزیزم از نظر بنده هیچ انسانی حق نداره برای ملامت کردن، شخصی رو آزار روحی و جسمی بده، کاملا دور از منزلت یک انسانه کتک خوردن برای اصلاح رفتار و مهم نیست اون شخصی کی باشه یا چیکار کنه، اگر همچین رفتاری وجود داشته باشه باید ازش فاصله گرفت
۴ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
من این رمان و راستش نوشتم که خوانندهها بخونن، تلنگر بخورن، متوجه شن عشق کافی نیست و از اهوراهای زندگیشون فاصله بگیرن. درسته مهرو هم اشتباهات خودش رو داشت اما متاسفانه جوری پیش رفت که نود درصد حق رو به اهورا دادن =( و این چیزی نبود که انتظارش رو داشتم
۴ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

مریم
0موضوع رمان خوب بود ولی دلم خیلی برای اهورا سوخت . مهرو یک آدم نمک نشناس و خودخواه بود.هر کاری دلش میخواست انجام میداد انتظار داشت اهورا درکش کنه والا شوهرای ما که مشکل روحی ندارن اجازه نمیدن همچین غلطایی بکنیم