خلاصه رمان همزاد مرگ
داستان از جایی شروع میشود که دختری برای بقا، دست به دزدی میزند و ناخواسته، کیف پسری را میزند که زندگیاش را به کلی دگرگون میکند. این دزدی اتفاقی، پای دختر را به کارگاه پدر همان پسر باز میکند، جایی که سرنوشت برایش بازیهای پیچیدهای در سر دارد. در این میان، پسر بزرگترِ پدر، شیفتهی این دخترِ دزد میشود و عشقی ممنوعه شکل میگیرد. عشقی که در میانهی اتفاقات تلخ و شیرین، هم دختر را به چالش میکشد و هم پسری را که میان عشق و خانوادهاش گیر افتاده است. داستان، پر از لحظات غمانگیز و گریهآور است، اما در نهایت به پایانی خوش ختم میشود و طعم رهایی و رستگاری را به مخاطب میچشاند.
قسمتی از متن رمان همزاد مرگ
عباسی
0سلام رمان خوبی بود خسته نباشید نویسنده عزیز قلمت مانا🌺
۵ روز پیشمحدثه
0صحنه های رمانتیک خیلی خوشگلی داش واقعا از ته وجودم دوسش داشتم و دارم ،🥹🥹
۷ روز پیشزهرا
0رمان جالبی بود خوب بود ❤️❤️❤️❤️💔🖤
۱ هفته پیشNarjes
0خیلی قشنگ بود خسته نباشید
۱ هفته پیشمحدثه
0پر از لحظات قشنگی بود که خیلی به دل میشینه و داستان پر ماجرایی بود از غم و محبت
۲ هفته پیشهمتا
0زیبا بود عزیزم
۲ هفته پیشنسیم
2خوب بود ولی اخرش بد تمام شد
۲ هفته پیشهلیا
1اخرش غمگینه؟
۳ هفته پیشالهام
0عاالی بودد، خیلی خوب بود، عاشقش شدمم
۳ هفته پیشبهار
0خیلی زیبا بود مرسی از مویسنده عزیز
۴ هفته پیشRaha
2رمان زیبایی بود، موضوع خوبی داشت، قلم نویسنده هم جذاب بود. آخرش یه ذره طولانی شد. اما در کل عالی بود. ممنون از نویسنده عزیز💞🎀
۱ ماه پیشساغر
1رمان عالیی بود.واقعا زیبا بود ممنون از نویسنده.
۲ ماه پیشElmiira
6واقعا رمان جذابی بود.اما کمی کشش پیدا کرده بود، توقع داشتم آخرش ی چیز دیگ باشه، اینک حاجی قبولش کنه،با مریم آشتی کنه،حداقل ی عروسی ای بچه ای،مریم مرد نمرد؟ولی رمانو واقعا دوست داشتم 😊
۲ ماه پیشهستی
1رمان قشنگی بود خیلی طولانی شده بود فقط
۲ ماه پیش

Hani
0قشنگ بودولی کاش حالا که به جاهای خوبش رسید یکم ادامه میدادی ولی اخرش معلوم نشدچه جوری شد که لیلا برگشت