دوست داشتی؟
رمان خیانت عسلی (جلد دوم دلارام) اثر هکر قلب

رمان خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)

  • زبان فارسی
  • 73.4K 👁
  • 46 ❤️
  • 222 💬

خلاصه رمان طنز خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)

انتقامی دنباله دار با حواشی و تلفاتی جبران ناپذیر، تلفاتی مانند عشق از دست رفته، حافظه ای پاک شده، قلبی تیره شده و سر انجام، دختری سیر شده؛ سیر شده از زندگی تکرار نشدنی! خیانت همان خیانت است؛ اما با طعم عسل! گاهی اوقات بعضی از خیانت ها به آدم تجربه می‌شه که به هیچ کس زود اعتماد نکنیم.

قسمتی از متن رمان خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)

با نگرانی گفتم:
_مگه چي‌ کار کردي فريبا؟
فريبا گفت:
_بابام مي‌خواد به زور من رو زن ناصر کنه و منم فقط تو رو دوست دارم.
خلاصه، من و مادرت فرار کرديم و رفتيم شيراز. من خيلي پول نداشتم؛ فقط بيست هزار تومن داشتم و فريبا هم ده هزار تومن داشت. (سي هزار تومن اون موقع مي‌شه با هاش خونه اي اجاره کرد.)
خونه اي اجاره کردم و به سختي کار پيدا کردم و فريبا رو صيغه کردم؛ ولي عقدش نکردم، چون حضور پدر دختر الزامي بود. بعد از يک سال، دانيال دنيا اومد. من تو نيروی انتظامي استخدام شدم و حقوقم خوب بود.
يه روز دیر رفتم خونه و صداتون زدم:
_ فریبا؟ دانیال؟ دلارام بابا...
رفتم تو اتاق مشترک من و مادرت که روی میز یه نامه بود و روش نوشته بود:
-دیگه دنبال فریبا و بچه هات نگرد؛ وگرنه دلارام و دانیال رو می‌کشم، ناصر خان...
بعد از چند سال، خبر مرگ مادرت رو شنیدم که عاملش هم جدا شدن دانیال از مادرت بود.
(برگشت به حال)
با کنجکاوی پرسیدم:
_بابا، داوود و داریوش چی؟
بابا با لحن غمگینی گفت:
_داوود و داريوش، دوقلو هاي خليل پسر عموم هستن.
با کنجکاوی پرسیدم:
_عمويي، عمه اى ندارم؟
بابا با حوصله گفت:
_چرا، یه عمه دارى و يه عمو.
من که جریان دانیال که چه جوری رفت پیش بابا رو خیلی خوب نفهمیدم، پرسیدم:
_بقيه اش چی؟ چه طوري دانيال اومد پیشت؟!
بابا با لحن کلافه ای گفت:
_ بعد از دزديدن شما ها، رفتم تهران. بابام بهم سیلی زد که چرا فرار کردم و...
به عمه ات*ج*ا*و*ز شده بود و بابامم به خاطر حفظ آبروش، گفت باهاش ازدواج کنه. وقتي اين رو شنيدم، دلم مي‌خواست پسره رو بکشم، اما ديگه کار از کار گذشته بود. مي‌دوني چرا اسمت رو گذاشتم دلارام؟
با کنجکاوی گفتم:
_نه، چرا؟
بابا با مهربونی گفت:
_چون چشمات دلم رو آروم مي‌کرد.
اشکام پايين ريختن. چه قدر بابام سختي کشيده! بغض داشت خفه ام مي‌کرد. به خاطر عشقش ما رو ول کرد.
دانيال وارد شد و با ديدن من، با تعجب گفت:
_دلارام!
گفتم:
_چه قدر زود قضاوت کردم! چه قدر اشتباه کردم! دانيال، تو ديگه چرا ولمون کردي؟ مامان از دوري تو بود که دق کرد و مرد. (با هق هق می‌گفتم.)
دانيال که باورش نمی‌شد که من حافظه ام رو به دست آورده باشم، مجبور شد جوابم رو بده‌.
_ يه روز، ناصر داشت با تلفن حرف مي‌زد که فهميدم بابای واقعيم همونه که تو بچگي ديدم و اين من رو دزديده که به مامان برسه که رسيد و منم ديگه به دردش نمي‌خوردم که از اون خونه ی کذايی زدم بيرون. بهم گفته بود اون بابامه و پدر واقعيم من رو دزديده.
دلم آغوش برادرانه اش رو مي‌خواست. با خجالت به دانيال گفتم:
_بغلم مي‌کني؟
دانيال با خوشحالي اومد و من رو بغل کرد.
بعد از چند دقيقه که از هم جدا شدیم، با یاد آوری عموم گفتم:
_عموم چي؟
بابا نفس عمیقی کشید و گفت:
_چرا، اسمش امير طاهره و چهار سال ازم کوچیکتره و تو شرق تهران زندگی می‌کنه. اون یه پسر داره و یه دختر که دخترش سه سال ازت بزرگ تره و اسمش پریسا ست و پسرش هم یه سال ازت بزرگتره که اسمش پریس هست.
با کنجکاوی گفتم:
_عمه ام چی؟
بابا با تردید گفت:
_عمه ات اسمش میناست که دو تا پسر داره و دو تا دختر. اسم دختراش شادی و شراره ست و اسم پسراشم شاهین و شهاب.
با شنیدن اسم شاهین، انگار یه سطل آب یخ روم ریختن. دستام یخ زده بود.
با ترس گفتم:
_شایان چی؟
بابا گفت:
_شوهر عمه ات دو زن داشت و زن اولش فوت می‌شه که شایان از اونه. بازجوییت تموم شد دلارامم؟
سرم رو انداختم پایین و گفتم:
_ نه، دوستت خلیل چی؟
بابا خندید و گفت:
_ عین مامانت، فقط سوال می‌پرسی! خلیل توی یه ماموریتی فوت شد.
با ناراحتی گفتم:
_خدا رحمتش کنه. بچه هاش می‌دونن تو باباشون نیستی؟
بابا با لحن غمگینی گفت:


بیشتر بخوانید
نظرات رمان خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)
  • خاک تو سرتون با این

    0

    رمانتو آشغال بود

    ۲ ماه پیش
  • دختر گاد سیکلت

    0

    اصن نفهمیدم چی شد خیلی سریع همه چیز پیش رفت زود هم تموم شد بشدت مزخرف

    ۳ ماه پیش
  • نفیسه

    1

    اخه چرا انقدر بد تمومش کردین

    ۳ ماه پیش
  • کتی

    1

    مزخرف لطفا وقتتون پای این چرند رمان نذارین😐🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    چرا این جوری میکنن فصل اول باز بهتر بود دل آرام چرا شد آدم بده چیلی هم بی سر و تا بود

    ۴ ماه پیش
  • فرشته

    1

    مزخرف ترین رمان اه اه حیف وقت و چشم ک گزاشتم جدا چی مینویسین ب کسایی ک ممکنه بخونن هم فک کنید

    ۴ ماه پیش
  • hani

    5

    خیلی رمان بی معنی و نامفهموی بود واقعا

    ۵ ماه پیش
  • Farhanaz

    2

    فصل اول خیلی عالی بود انتظار داشتم فصل دوم هم بهترینش باشه ولی بر عکس پراکنده شد خیلی بد بود😒🫤

    ۶ ماه پیش
  • Farhanaz ghadiri

    0

    جلد سوم پیدا نمی شه لطفا دانلود کنید ممنون میشم

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    4

    اخه این چی بود؟ میدونم زحمت کشیده شده براش ولی واقعا بی معنی بود آخه چرا شاهین یهو رفت با یکی دیگه؟ بعد مریضیش به یان راحتیا خوب نمیشه . دینگ دینگ هم مجرم دستگیر میکردن !! چرا یهو دلارام آدم بده شد؟؟؟

    ۶ ماه پیش
  • غزل

    1

    افتضاح و بی سرو ته

    ۷ ماه پیش
  • reyhaneh

    2

    چرت ترین رمانی که خودندم ب جای اینکه شاهین و با دلارام که نقش اصلی بود کاپل کنه با رضوان کاپل کرده عجیبه

    ۸ ماه پیش
  • نرگس

    12

    واقا بدترین رمانی بود که خوندم میتونست بهتر از این باشه لارام باید عاشق میشد اصلا نفهمیم یسنا چی شد که بود که خودشو به یسنا زده بود

    ۲ سال پیش
  • فهیمه

    2

    بهزاد پسر عموی آریانا بود که خودش رو جای یسنا زده بود که بعد هم پلیس دست گیرش کرد

    ۲ سال پیش
  • ناشناس

    1

    من دوست داشتم بد نبود ولی نویسنده خیلی زود میگذشت مثلا یه خلافکار حرفه ای بار اول دستگیر نمیشه حداقل یک بار فرار میکنه و میتونستی داستان رو پیچیده تر کنی اخلاق دلارام تو فصل دوم خیلی بد بود رفتار دانیال هم اخراش با دلارام خوشم نیومد و اینکه دلارام شاهین شخصیت اصلی بودن باید ازدواج میکردن درکل خب بود

    ۸ ماه پیش
  • ثنا

    4

    افتضاح شخصیت اصلی نادیده گرفت آخرشم بد تموم شد حیف وقتم

    ۹ ماه پیش
  • ..

    1

    بد ترین رمانی که خواندم خیلی ساده از کنار موضوع ها رد میشدن مثلا جایی که داریوش فهمید والدینش یه نفر دیگس و فصل دوم کاملا رفتار دلارام تغییر کرد رمان در اصل از زبان دلارام بود و باید اون حرف میزد بیشتر تایم ها کلا حسنا حرف میزد آخر سر هم نقش های اصلی رو باهم جفت نکردی( دلارام و شاهین)

    ۹ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!