خلاصه رمان طنز خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)
انتقامی دنباله دار با حواشی و تلفاتی جبران ناپذیر، تلفاتی مانند عشق از دست رفته، حافظه ای پاک شده، قلبی تیره شده و سر انجام، دختری سیر شده؛ سیر شده از زندگی تکرار نشدنی! خیانت همان خیانت است؛ اما با طعم عسل! گاهی اوقات بعضی از خیانت ها به آدم تجربه میشه که به هیچ کس زود اعتماد نکنیم.
قسمتی از متن رمان خیانت عسلی (جلد دوم دلارام)
دختر گاد سیکلت
0اصن نفهمیدم چی شد خیلی سریع همه چیز پیش رفت زود هم تموم شد بشدت مزخرف
۳ ماه پیشنفیسه
1اخه چرا انقدر بد تمومش کردین
۳ ماه پیشکتی
1مزخرف لطفا وقتتون پای این چرند رمان نذارین😐🤣🤣🤣
۳ ماه پیشفاطمه
2چرا این جوری میکنن فصل اول باز بهتر بود دل آرام چرا شد آدم بده چیلی هم بی سر و تا بود
۴ ماه پیشفرشته
1مزخرف ترین رمان اه اه حیف وقت و چشم ک گزاشتم جدا چی مینویسین ب کسایی ک ممکنه بخونن هم فک کنید
۴ ماه پیشhani
5خیلی رمان بی معنی و نامفهموی بود واقعا
۵ ماه پیشFarhanaz
2فصل اول خیلی عالی بود انتظار داشتم فصل دوم هم بهترینش باشه ولی بر عکس پراکنده شد خیلی بد بود😒🫤
۶ ماه پیشFarhanaz ghadiri
0جلد سوم پیدا نمی شه لطفا دانلود کنید ممنون میشم
۶ ماه پیشزهرا
4اخه این چی بود؟ میدونم زحمت کشیده شده براش ولی واقعا بی معنی بود آخه چرا شاهین یهو رفت با یکی دیگه؟ بعد مریضیش به یان راحتیا خوب نمیشه . دینگ دینگ هم مجرم دستگیر میکردن !! چرا یهو دلارام آدم بده شد؟؟؟
۶ ماه پیشغزل
1افتضاح و بی سرو ته
۷ ماه پیشreyhaneh
2چرت ترین رمانی که خودندم ب جای اینکه شاهین و با دلارام که نقش اصلی بود کاپل کنه با رضوان کاپل کرده عجیبه
۸ ماه پیشنرگس
12واقا بدترین رمانی بود که خوندم میتونست بهتر از این باشه لارام باید عاشق میشد اصلا نفهمیم یسنا چی شد که بود که خودشو به یسنا زده بود
۲ سال پیشفهیمه
2بهزاد پسر عموی آریانا بود که خودش رو جای یسنا زده بود که بعد هم پلیس دست گیرش کرد
۲ سال پیشناشناس
1من دوست داشتم بد نبود ولی نویسنده خیلی زود میگذشت مثلا یه خلافکار حرفه ای بار اول دستگیر نمیشه حداقل یک بار فرار میکنه و میتونستی داستان رو پیچیده تر کنی اخلاق دلارام تو فصل دوم خیلی بد بود رفتار دانیال هم اخراش با دلارام خوشم نیومد و اینکه دلارام شاهین شخصیت اصلی بودن باید ازدواج میکردن درکل خب بود
۸ ماه پیشثنا
4افتضاح شخصیت اصلی نادیده گرفت آخرشم بد تموم شد حیف وقتم
۹ ماه پیش..
1بد ترین رمانی که خواندم خیلی ساده از کنار موضوع ها رد میشدن مثلا جایی که داریوش فهمید والدینش یه نفر دیگس و فصل دوم کاملا رفتار دلارام تغییر کرد رمان در اصل از زبان دلارام بود و باید اون حرف میزد بیشتر تایم ها کلا حسنا حرف میزد آخر سر هم نقش های اصلی رو باهم جفت نکردی( دلارام و شاهین)
۹ ماه پیش
خاک تو سرتون با این
0رمانتو آشغال بود