رمان یه بار بهم بگو دوسم داری
- به قلم نیلا
- ⏱️۱ ساعت و ۵۵ دقیقه
- 92.3K 👁
- 262 ❤️
- 232 💬
مینو مهندس جوانی است که پدر و مادرش را از دست داده و به تنهایی با مهدیس نامادری اش زندگی میکند ، بی اینکه محبتی از او در قلبش احساس کند . او برای یک پروژه ی مشترک به همراه چند همکار مرد راهی شمال کشور میشود.
خوب اينم حرفي بودا بد بخت انگار جلسه هم داشت
اقاي رئيس شما مي تونيد كتتونو بيشتر بكشيد روش تا ديده نشه
خوب ديگه
خوب ديگه راه حل ديگه اي ندارم
نمي دونست بخنده... داد بزنه.... جيغ بزنه .....منو بزنه
اخه كار منم نبود اون پرستوي خرسالو اين كار و كرده بايد اون جواب گو باشه نه من
ببخشد اقاي رئيس
انقدر نگو اقاي رئيس بله چيه؟
سايز پيرهنتون چنده
بله
گفتم سايز پيرهنتون چنده
انوقت براي چي مي خوايد؟
شما كه با اين پيرهن نمي تونيد تو جلسه شركت كنيد ساعت 10 هم كه جلسه داريد
شما فقط شماره سايزتونو بگيد و يه مرخصي يه ساعتي به بنده
اينطوري مشكل حل ميشه
خانوم كاشاني واقعا حل ميشه(اينو با حالت مسخره اي گفت)
منم كه كارمند زير دست بزنن تو سرممم كه نبايد جيكم در بياد
خلاصه انگار چاره اي نداشت شماره رو داد همين كه داد گفتم من تا يه ساعت ديگه اينجام
انگار مي خواست بپرسه كجا ولي بهش اجازه ندادم و با يه ببخشيد از اتاق امدم بيرون.
رفتم تو اتاق سريع كيفمو برداشتم
كجا مينو اخراجت كرد
پرستو الان وقت ندارم امدم به حسابت مي رسم
سريع از اداره خارج شدم واي چقدر وقت كم دارم
به يه مغازه خيلي هاي كلاس رفتم صاحب مغازه يه پسر جون تو مايه هاي 25 ساله مي خورد
با صداش كه بيشتر به خانوماي سوسول مي خورد گفت: مي تونم كمكتون كنم خانوم
منم بهش گفتم يه پيرهن مردونه مي خوام با اين شماره
وبراي چندتا مدل مختلف اورد با رنگاي مختلف بهترين مارك بهترين رنگو انتخاب كردم كه به كتش بياد كتش به رنگ طوسيه تيره بود برايش يه پيرهن به رنگ صورتي روشن گرفتم فكر كنم از پيرهن سفيدش بهتر بود
براي خودم هيچ وقت از اين غلطا نمي كردما
ببين حالا بايد بيام براي اقا از كجا پيرهن بگيرم اخرشم بايد پول خون بابامو بدم مردشورتو رياسستو ببرن....... منو رئيس صدا نكن (داشتم به حساب ادشاو در ميوردم)
سريع خودمو به شركت رسوندم به طرف اتاق رئيس رفتم
بدون هماهنگي به در اتاق رئيس زدم منشي خون خونشو مي خورد وارد شدم با عجله پيرهنو براش در اوردم
واي خدا قيافش ديدن داشت اصلا فكر نمي كرد من انقدر پرو و راحت باشم بفرمايد اينم از پيرهن
و عاجزانه نگاش كردم
خانوم كاشاني كسي از شما پيرهن نخواست
خوب حالا گرفتم د يگه بفرمايد عوض كنيد و پيرهنتونو بديد ببرم تا فردا لكشو بگيرم و بيارم البته اگه منو اخراج نكنيد
ديگه نتونست خندشو نكه داره و بلند خنديد
براي چي مي خنديد؟
خانوم كاشاني براي اينكه اخراج نشديد اينكارو كرديد؟
نه چون فكر مي كنم اخراج مي كنيد چه من اين كارو مي كردم چه نمي كردم
ممنون ولي من قصدم اخراج كردن نبود خانوم مهندس
و ديدم چه كسي خودكارو پرت كرد
وا ادم نامرد خوب حالا كه خريدم و پول گذاشتي رو دستم اين حرفو مي زني
خيلي ناراحت شدم
حالا اجازه مي ديد من برم سركارم ؟
بفرمايد
داشتم خارج مي شدم صدام كرد
خانوم كاشاني
بله
ممنون بابت پيرهن
خواهش مي كنم
بازم مي خواستم برم
خانوم كاشاني
بله
كيفتون
آوه بله ببخشيد
خانوم كاشاني
به طرفش برگشتم
لطفا پروندها و نقشه ها رو براي جلسه اماده كنيد
ASRS
1اومدم رمانو بخونم با نظرایی که من از شما دیدم دیگه منصرف شدم حالا یه داستان خوب و خنده دار و عاشقانه سراغ دارین بگین بخونم
۳ هفته پیشپناه
0اولش خیلی خوب داشتم لذت می بردم از خوندنش ولی اخرش بدتموم کردی مثل فیلم های ایرانی هست که اخرش معلوم نیست چی به چیه
۴ هفته پیشsarina
0اولش خیلی خوب شروع کردی ولی قسمت اخر رو خیلی بعد توصیف کردی و انگاری می خواستی این رمان رو سریع از سرت وا کنی
۱ ماه پیشسامیا
0رمان خیلی قشنگی بود فقط آخرش گنگ و خیلی بچگانه تموم شد
۶ ماه پیشعباسی
2نویسنده می تونست بهتر از این بنویسد ولی آخرش واقعا مسخره تمام شد خیلی آبکی حیف وقتیکه براش گذاشتم به شما پیشنهاد میکنم نخونید (خود دانید)
۷ ماه پیشنگین
6مرسی از نظراتتون همینجا نخونده منصرف شودم
۷ ماه پیشمهس
10بچه ها ی نصیحت.... اونی ک میخواد شوهر کنه بره شمال😂
۱۱ ماه پیشZzz
6احساس میکنم نویسنده خسته شده بود مخواست تمومش کنه زودی اصلا کی فهمید عاشقش شده چطور شد یهو
۱۱ ماه پیشبارانا
2خوب بود ولی قسمت اخرش یکدفعه موضوع عوض شد ، کی فهمید عاشق منصور بوده 😑
۱ سال پیشلیلا
0خیلی عالی بود
۱ سال پیشزهرا
5راستش اصلا خوشم نیومد . آخرش خیلی بد و یهویی تموم شد و میشه گفت خیلی چرت بود
۱ سال پیشM.F
2اخرش چرت تموم شد😐😐😐
۱ سال پیشزهرا
1حیف وقت ادم که صرف خوندن این رمان بشع..افتضااااح
۱ سال پیشMaede
0خیلی چرت بود😐
۲ سال پیش
ر ،ا
0واقعا خیلی حیفم اومد واسه ی وقتی که برای خوندنش گذاشتم پایانش خیلی بد بودمن منتظر حد اقل چن صفحه ی دیگه برای ادامش بودم