خلاصه رمان عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری
مینو مهندس جوانی است که پدر و مادرش را از دست داده و به تنهایی با مهدیس نامادری اش زندگی میکند ، بی اینکه محبتی از او در قلبش احساس کند . او برای یک پروژه ی مشترک به همراه چند همکار مرد راهی شمال کشور میشود.
قسمتی از متن رمان یه بار بهم بگو دوسم داری
ASRS
1اومدم رمانو بخونم با نظرایی که من از شما دیدم دیگه منصرف شدم حالا یه داستان خوب و خنده دار و عاشقانه سراغ دارین بگین بخونم
۵ ماه پیشگمنام
2ازدواج به سبک کنکوری
۲ ماه پیشناشناس
0خیلی یهویی عاشق شدن و کلا انگار نویسنده میخواست فقط رمان رو تموم کنه و حوصلش نکشید
۲ ماه پیشافسان
1کاش آخرش و انقد آبکی تموم نمیکرد
۲ ماه پیشChai
0قشنگ بود ولی کوتاه ...قسمت آخرم که از کامنتا معلومه
۳ ماه پیشر ،ا
5واقعا خیلی حیفم اومد واسه ی وقتی که برای خوندنش گذاشتم پایانش خیلی بد بودمن منتظر حد اقل چن صفحه ی دیگه برای ادامش بودم
۴ ماه پیشپناه
3اولش خیلی خوب داشتم لذت می بردم از خوندنش ولی اخرش بدتموم کردی مثل فیلم های ایرانی هست که اخرش معلوم نیست چی به چیه
۵ ماه پیشsarina
3اولش خیلی خوب شروع کردی ولی قسمت اخر رو خیلی بعد توصیف کردی و انگاری می خواستی این رمان رو سریع از سرت وا کنی
۶ ماه پیشسامیا
2رمان خیلی قشنگی بود فقط آخرش گنگ و خیلی بچگانه تموم شد
۱۱ ماه پیشعباسی
4نویسنده می تونست بهتر از این بنویسد ولی آخرش واقعا مسخره تمام شد خیلی آبکی حیف وقتیکه براش گذاشتم به شما پیشنهاد میکنم نخونید (خود دانید)
۱۱ ماه پیشنگین
12مرسی از نظراتتون همینجا نخونده منصرف شودم
۱۲ ماه پیشمهس
16بچه ها ی نصیحت.... اونی ک میخواد شوهر کنه بره شمال😂
۱ سال پیشZzz
11احساس میکنم نویسنده خسته شده بود مخواست تمومش کنه زودی اصلا کی فهمید عاشقش شده چطور شد یهو
۱ سال پیشبارانا
4خوب بود ولی قسمت اخرش یکدفعه موضوع عوض شد ، کی فهمید عاشق منصور بوده 😑
۱ سال پیشلیلا
0خیلی عالی بود
۲ سال پیش
shaylin
0مضخرف ترین چیزی بود که تو کل عمرم خوندم