خلاصه رمان :
طاعون زده روایتگر دختریه مثل همه دخترای دیگه. با یه زندگی آروم و بی دغدغه و رویاهای صورتی کوچیک و بزرگ. تا حالا اسم طاعون به گوشتون خورده؟ طاعون یه بیماریه. و حالا طاعون افتاده به جون تک تک اون آرزوها. داستان ما درباره دختریه که مجبور میشه آرزوهای طاعون گرفته اش رو خودش با دستای خودش بسوزونه. سال ها گذشته و کسی که روزی از مهم ترین داشته زندگیش بود، از میون خاکستر آرزوهاش دوباره پیدا میشه. اومده تا جواب تک تک سؤالاتش رو از طنین بگیره. بعد از سال ها طاعون برگشته، اما این بار قراره طاعون به جون خودش بیفته!
قسمتی از متن رمان طاعون زده
آخرین اطلاعیهی رمان طاعون زده
رمان تنیده به درد (داستان سایه) که داخل رمان بهش اشاره شد، در بخش آنلاین تکمیل شده و می تونید به طور کامل این رمان رو بخونید
نبات
0(منم که *** شهرم به عشق ورزیدن)🥲✨️💕
۳ روز پیشنبات
1امیر خیلی گودوعهه. موقع خوندن قسمتایی که امیر هست ناخودآگاه لبخند میزنم (نیشم به مقدار زیادی باز میشه)😂
۳ روز پیشنبات
0به قول طنین امیر شاید رئیس شرکت یا آرشام تهرانی یا شاهزاده سوار بر اسب سفید نباشه ولی از اونا بهترهه وایی الان قسمتی ام که طنین برای امیر کادو گرفتهه
۳ روز پیشنبات
0وایی خیلی قشنگهه با اینکه الان برای بار سوم دارم میخونم از صبح بدون وقفه دارم میخونمش
۳ روز پیشبهار
2همه رمان های تو بدجور دوست داشتنین
۶ روز پیشریحا
0رمان قشنگی بود شخصیت سازی و توصیفاتی عالی بود خسته نباشید نویسنده ی عزیز
۷ روز پیشبیتا
0تا الان قسمت ۱۴ هستم واقعا کسل کننده و یکنواخت هست امیدوارم قسمت های بعدی انقدر کسل کننده نباشه خیلی کش داده شده و یکنواخت داره پیش میره
۱ هفته پیششیما
0مثل همیشه عاللی
۲ هفته پیشHoni
0نویسنده عزیز به شدت از قلم شما خوشم آمد و امیدوارم همینطور پر قدرت ادامه بدید رمان های دیگه شما هم که دنبال کردم واقعا جلوه گر توانمندی شما در این زمینه بود چیزی که مشهود هست حس و حال قشنگی هست که در تمامی رمان های شما به جا و ملموس حس میشود مانا باشید !
۲ هفته پیشMahi
0یادم نمیره اون کتاب فروشی..اون حال خوبشون کنار هم شعر خوندن امیر،قدم زدن باهم،حتی اون ساندویچای که باهم میخوردن رو چمنا..مرسی آوا خیلی لذت بردم،من با رمانات یجور دیگه ارتباط میگیرم.ممنونم امیدوارم همیشه موفق باشی.
۳ هفته پیشMahi
0طنین خیلی راحت میتونست قاتل مانی بشه اما نشد،طنین خیلی راحت میتونست خودکشی کنه،اما نکرد بجاش تحمل کرد بجاش عادت کرد
۳ هفته پیشMahi
0ولی طاعون زده صرفا یه رمان عادی نیس،از اجباری میگه که ما با خواست خودمون بهش تن میدیم بخاطر عزیزمون،از وقت جوونیت میگه که با خودخودی و تظاهر به خوبی به هدر رفته،از قوی بودن و رشد کردن با درد..طنین بی شک یکی از قوی ترین شخصیتی که ساختی ممنونم بخاطرش
۳ هفته پیشMahi
0«همیشه انگار یه تیکه از قلبم کنده شده بود،اون تیکه تو بودی.ممنون که دوباره سرجات برگشتی»
۳ هفته پیشMahi
0«یه عروسی برات میگیرم که مانی از تو زندان جزغاله بشه»واهاایی 🛐اینهه آره وای امییر چقد خوشحالم براشون
۳ هفته پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

نبات
0وای طاعون زده رو تموم کردم جزو رمانایی بود که دلت میخواد تا صبح بیدار بمونی و بخونیش وای خیلیی قشنگ بود شخصیت سازی رمان خیلیی خوب بود و چقدر نزدیک به زندگی واقعی بود اتفاقارو میشد حس کرد و چقد مانی شخصیت رو مخی بود