خلاصه رمان عاشقانه آلوده به ابلیس
این یک جنگ است، جنگی نابرابر میان همزاد ابلیس... در برابر ابلیس! تارا دختری مستقل است که با اشتباهات گذشتهاش زندگی میکند؛ اشتباهاتی که هرگز بهایش را نپرداخته. تا اینکه یک غریبهی مرموز وارد زندگیاش میشود؛ کسی که به نظر میرسد رازهای تاریک تارا را میداند، رازهایی که میتوانند زندگیاش را به آتش بکشند. حالا تارا باید انتخاب کند: فرار کند یا وارد بازیِ این غریبهی ترسناک شود؟ اما مسئله فقط تارا نیست... این داستان آدمهای خوب نیست؛ این داستان آدمهای بدی است که هر کدام دلیلی کافی برای ابلیس بودن دارند، اما اینبار، یک نفر آمده تا ابلیس قصهی همه باشد! حالا تصور کن همهشان در یک داستان جمع شوند... چه اتفاقی خواهد افتاد؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آلوده به ابلیس - پارت 117
سینهاش زیر سرم تکان خورد و رایحه چرم و عود در مشامم بیشتر جان گرفت. مگر چیزی بد تر از این هم مانده بود که برای گفتنش این همه تعلل داشت؟ موهایم را از توی صورتم کنار داد و گفت: _ من اون موقع بچه بودم، ولی کوروش پونزده- شونزده سالش بود. اون خیلی چیزا بیشتر من یادشه... دم عمیقی گرفت و انگشتانش را ر...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان آلوده به ابلیس - پارت 116
با نفس عمیقی کمی خودش را عقب کشید و خواست از جا بلند شود که انگشتانم بیاجازه من دور مچ پهن دستش حلقه شدند و هر دو از این تماس غیرمنتظره جا خوردیم. لمس تنی که خون من در رگهایش در جریان بود، چنان برایم غریب بود که صاعقهای از بهت و وحشت تنم را زخمی کرد و سورنا با مکث چشمانش را به من داد. آب دها...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان آلوده به ابلیس - پارت 115
فصل چهارم: شاهرگ ابلیس «و اکنون، دوزخ از آنِ من است، چرا که من رز محبوس در شیشۀ عمر ابلیسم... ابلیس برابر من زانو زده و چنگالهایش مرا محکم در برگرفتهاند، چرا که عمر من، عمر ابلیس است. اکنون من، شاهرگ ابلیسم!» زندگی ملغمه بینهایتی از بازیهایی بیسرانجام بودم. بازی فریب، بازی خدعه، بازی زوا...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان آلوده به ابلیس - پارت 114
* * * * * ولی عشق هم عجب چیزی بود. فکر کن کل زندگیات را ول کنی، تا فقط بتوانی چشم آبی را نگاه کنی. فکر کن کل زندگیات چشم آبی شود! مثل الان که نمیتوانستم چشم از او بگیرم. نشسته بر روی صندلی، با پیرزنی صحبت میکرد که از ساکنان برج بود. هنوز هم داشت تلاش میکرد... این بار بدون کمک من. به گمانم اش...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان آلوده به ابلیس
سلام دوستان عزیزم، خوشحالم که با من پا به این قصه گذاشتید♥️
لطفا به این نکات توجه کنید:
📌اول، اگر به داستان های دارک، شخصیت های ناهنجار، ضد اجتماعی، سیاه و خاکستری که اشتباهات زیادی دارند علاقه ای ندارید، این رمان مناسب شما نیست.
📌نکته دوم، با وجود این که ژانر اصلی رمان عاشقانه با درون مایه انتقامه، اما این داستان یه درام دارک، روان شناختی و پیچیده است و از همین جهت، نه فضای این رمان عادیه و نه شخصیت های نرمالی داره.
ممکنه در آغاز درک و تحمل برخی شخصیت ها براتون سخت باشه، چیزی که می خوام بگم اینه که این دقیقا چیزی بوده که من می خواستم و شخصیت پردازی از دستم در نرفته. ژانر این رمان روان شناختیه و قاعدتاً دیدن یک شخصیت سیاه با مشکلات روانی که اشتباهات زیادی هم داره و از قضا ما داریم تمام افکار سیاهش رو بدون سانسور می خونیم، از بیرون گود آزار دهنده است.
📌نکته سوم، بعضی از موقعیت ها در این داستان می تونند آزار دهنده باشند و بعضی از رفتارها در زندگی و اخلاقیات ما به شدت تلخ، زشت و نفرت انگیز اند.
این نکته رو در ذهن داشته باشید که هدف از خلق چنین موقعیت هایی اشاعه یا تأیید این رفتار نیست، ضمن این که برای جذابیت داستان و خفن بودن شخصیت چنین چیزهایی وارد داستان نشده، بلکه پشت هر اتفاق و رفتاری دلیل و هدف بوده.
امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید
ممنون از نگاهتون✨
mahya
در پارت 1100دارم نمیفهمم یعنی چییییی چرااا
۳۳ دقیقه پیشmahya
در پارت 1070بیاید که اوا ی شیپ جدید برامون اورده.دستکشی و ابر بارونی.چه باحال.جر
۱ ساعت پیشhasti
در پارت 1170کیوان بیچارم...
۱ ساعت پیشروژان
در پارت 1090آوا جان مگه تو پارت 109 کیوان نمیگه اگه قراره بمیری، بسوزی، بری جهنم باهم میریم ودرآغوشش میگیره الان چرا بی محلی میکنه به تارا دلم ریش شد تارا رو نگاه نکرد وبه سورنا گفت خواهرتو ببر
۳ ساعت پیشباران
در پارت 1090کیوان بنده خدا هم آدمه و احساس داره میتونه از کار یک نفر ناراحت بشه😞😂درسته که این جملاتو گفت ولی به این معنی نیست که قراره همیشه جلوی همه کارهای بد تارا کوتاه بیاد و از اون طرف تارا هم براش این حرکت کیوان لازم بود تا بفهمه با کارهاش قرار نیست همه کوتاه بیان و همیشه حق با اون باشه نمونش هم یاشار💔
۲ ساعت پیشباران
در پارت 1090ما خودمون هم هرچقدر عاشق پارتنرمون باشیم جوری که براش بمیریم وقتی بفهمیم پارتنرمون میخواست ما رو بکشه مسلما ازش ناراحت و دلخور میشیم و محلش نمیدیم🙂 ↔️🫠
۲ ساعت پیشmahya
در پارت 1050قطعا برای پرستیده شدن بر روی زمین پاگذاشته بود....تارا این پارت شاهکار بود
۵ ساعت پیشسارا
در پارت 1170ابلیس زانو زد و تارا کشتش💚
۵ ساعت پیشRez
در پارت 1170تارا دختر خوشگلم غصه نخور ، این الا اون فیلم ها رو دیده ناراحته عصبانیه وگرنه مثل سگ عاشقته و میخوادت من خودم شاهدم
۶ ساعت پیشZahra
در پارت 1170خانم *** قلمتون بسیار زیباست آنقدر که دو پارت در هفته مارو سیراب نمیکنه. قوت خدا با شما
۷ ساعت پیشFerferishoonam
در پارت 1120فکر کنم ما از نگاه کیوان داریم تارای واقعی رو میبینیم:)
۷ ساعت پیشFerferishoonam
در پارت 1120حالا که دارم ساید استوری رو میخونم میبینم چقدر ما کیوان رو قضاوت کردیم ،من فکر میکردم کیوان محض انتقام از تارا استفاده کرد و در نهایت عاشقش شد ولی با این چیزی که میخونم ذهنم قفل کرده ،دارم به این فکر میکنم که کیوان چقدر گناه داره که تارا هم همین تصورات رو از کیوان داره
۷ ساعت پیشآلا
در پارت 1170واقعیت موافقم با اینکه هر دو ضربه خوردن ولی چقدر کیوان باید در برابر تارا سر خم کنه بابا بسه دیگه خدایی بعد از این اتفاق دیگه کیوان نمیتونه بگه تارا عشقم اشکال نداره راحت باش ناراحت نمیشم .در هر صورت باید کوتاه بیان مخصوصا تارا .تارا حتی به حرف یاشار هم درست عمل نکرد
۷ ساعت پیشFerferishoonam
در پارت 1110چقدر کیوان تنهاست ،اون کایا رو تو خودش نگه داشت تا بتونه به تارا کمک کنه تا دیگه یه کایای دیگه به تارا تبدیل نشه:)
۸ ساعت پیشFerferishoonam
در پارت 1110این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
نیل
در پارت 1170اما من اینطور گمان نمی کردم چون ابلیس از من دست برداشته بود ))تارا تو هنوز اوج عشق این پسر رو ندیدی این مدت تو جنگ بودین باهم خواسته یا ناخواسته از این به بعد تو سعی کن اونو بهتر بشناسی به عشقش ایمان بیاری اون هم مطمئنم عشقش رو بهت ثابت می کنه باز به هر حال کیوان هم حق داره دلش شکست
۲۳ ساعت پیشVile victim
در پارت 1170موافقم ولی این وسط تارا هم خیلی ضربه خورد و همینطور کیوان تارا فریب خورد تا لحظه اخر و کیوان برای عشق یک طرفه می جنگید بچه هام هر دو خیلی درد کشیدند
۲۳ ساعت پیشنیل
در پارت 1170منم موافقم هردو ضربه خوردن در این موارد باید حق رو به هردو داد نه یکی تارا خیلی اذیت شد کیوان هم همینطور
۸ ساعت پیشیاسی
در پارت 1170خواهرم تارام کم زجر نکشیده
۲۲ ساعت پیشنیل
در پارت 1170کسی گفته تارا زجر نکشیده😐 من گفتم این مدت تو جنگ بودن باهم از این به بعد که یه چیزایی مشخصه میتونن بهتربشن
۸ ساعت پیش
mahya
در پارت 1100اپیلاسیون داءمی با رمانای اوا