دوست داشتی؟
رمان عاشقانه آلوده به ابلیس اثر آوا موسوی

رمان آلوده به ابلیس

  • 180.8K 👁
  • 2.6K ❤️
  • 7.6K 💬

این یک جنگ است، جنگی نابرابر میان همزاد ابلیس... در برابر ابلیس! تارا دختری مستقل است که با اشتباهات گذشته‌اش زندگی می‌کند؛ اشتباهاتی که هرگز بهایش را نپرداخته. تا این‌که یک غریبه‌ی مرموز وارد زندگی‌اش می‌شود؛ کسی که به نظر می‌رسد رازهای تاریک تارا را می‌داند، رازهایی که می‌توانند زندگی‌اش را به آتش بکشند. حالا تارا باید انتخاب کند: فرار کند یا وارد بازیِ این غریبه‌ی ترسناک شود؟ اما مسئله فقط تارا نیست... این داستان آدم‌های خوب نیست؛ این داستان آدم‌های بدی است که هر کدام دلیلی کافی برای ابلیس بودن دارند، اما این‌بار، یک نفر آمده تا ابلیس قصه‌ی همه باشد! حالا تصور کن همه‌شان در یک داستان جمع شوند... چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بیشتر...

اطلاعیه ها :

آوا موسوی : ۷ ماه پیش

سلام دوستان عزیزم، خوشحالم که با من پا به این قصه گذاشتید♥️
لطفا به این نکات توجه کنید:
📌اول، اگر به داستان های دارک، شخصیت های ناهنجار، ضد اجتماعی، سیاه و خاکستری که اشتباهات زیادی دارند علاقه ای ندارید، این رمان مناسب شما نیست.
📌نکته دوم، با وجود این که ژانر اصلی رمان عاشقانه با درون مایه انتقامه، اما این داستان یه درام دارک، روان شناختی و پیچیده است و از همین جهت، نه فضای این رمان عادیه و نه شخصیت های نرمالی داره.
ممکنه در آغاز درک و تحمل برخی شخصیت ها براتون سخت باشه، چیزی که می خوام بگم اینه که این دقیقا چیزی بوده که من می خواستم و شخصیت پردازی از دستم در نرفته. ژانر این رمان روان شناختیه و قاعدتاً دیدن یک شخصیت سیاه با مشکلات روانی که اشتباهات زیادی هم داره و از قضا ما داریم تمام افکار سیاهش رو بدون سانسور می خونیم، از بیرون گود آزار دهنده است.
📌نکته سوم، بعضی از موقعیت ها در این داستان می تونند آزار دهنده باشند و بعضی از رفتارها در زندگی و اخلاقیات ما به شدت تلخ، زشت و نفرت انگیز اند.
این نکته رو در ذهن داشته باشید که هدف از خلق چنین موقعیت هایی اشاعه یا تأیید این رفتار نیست، ضمن این که برای جذابیت داستان و خفن بودن شخصیت چنین چیزهایی وارد داستان نشده، بلکه پشت هر اتفاق و رفتاری دلیل و هدف بوده.
امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید
ممنون از نگاهتون✨

82
۲ روز پیش

81
۳ روز پیش

80
۹ روز پیش

79
۹ روز پیش

2
۲۲۳ روز پیش

1
۲۲۳ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • zizi

    در پارت 823

    نمیدونم اما منم برای نجات خودم از آسیب زدن به خودم امتناع نمیکنم و وقتی این پارت رو خوندم حس کردم دقیق کنار دست تارا ایستادم و لحظه به لحظه و خط به خطش رو دوباره دارم تجربه میکنم... حالا بیشتر تارا رو درک میکنم،خیلی بیشتر.

    ۲ روز پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    اره واقعا. از دور شاید یکی بگه دیوونگیه، ولی وقتی تو شرایطش باشی واسه نجات به هر ریسمانی چنگ میزنی

    ۷ ساعت پیش
  • zizi

    در پارت 820

    دقیقا تا تجربه نکنی نمیتونی درک کنی:)

    ۲۲ دقیقه پیش
  • *......*

    در پارت 822

    تلخی دهان شویه رو حس کردم... لعنتی خیلی مزه بدی داره! من تا دهنم رو باهاش می شورم ده بار عق میزنم😖🥴 حالا جای شکرش باقیه که وایتکس نخورد این دختره دیوانه🤦🏻 ♀️ تو بمیری ما چیکار کنیم؟ کایا چیکار کنه؟😒

    ۲ روز پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    فعلا زده به سرش😂💔

    ۷ ساعت پیش
  • *.....*

    در پارت 820

    کایا دیوونه اش کرده! یاشار کجایی که دخترتو راهی بیمارستان کردن...😪🤧

    ۲ ساعت پیش
  • سیتا

    در پارت 820

    ایشالا ک کایا بمیره راحت شم🤲

    ۱ ساعت پیش
  • *......*

    در پارت 825

    اشکال ندارد از اریک خوشم میاد؟ خیلی بامزه اس😍😂 خیلی خنگه🤭

    ۲ روز پیش
  • الناز

    در پارت 820

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • *.....*

    در پارت 820

    حقیقت بسیار تلخی بود...

    ۲۴ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    استثنا این یکیو داشته باش😂 شوهر متریاله

    ۷ ساعت پیش
  • *.....*

    در پارت 820

    عالی بود🤭🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    عاشقشم😭😂 دقیقا خیلی خنگ و کیوتههه😭

    ۷ ساعت پیش
  • *.....*

    در پارت 820

    خیلی خوبه:)😂

    ۲ ساعت پیش
  • *......*

    در پارت 824

    اوا قلمت واقعا مجذوب کننده و تحسین برانگیزه! یه جوری با کلمات بازی کردی و قلمت رو چرخوندی که واقعا حیرت زده می کنی آدمو! استاد خلق جملات پشم ریزونی! فوق العادگی قدرت قلمت توی خط به خط جمله هات آشکاره! تو واقعا یک نویسنده ماهری🥲

    ۲ روز پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    عزیزمی💜 خیلی لطف داری 🥹

    ۷ ساعت پیش
  • *.....*

    در پارت 820

    یه حقیقته بزرگ بود... خیلی خوب می نویسی. بزرگی مغز و عمیقی قلبت رو حس میکنم:) امیدوارم بیشتر از الان بدرخشی چون لیاقتشو داری🫂🤭😉

    ۲ ساعت پیش
  • ....

    در پارت 820

    در کل عالییی ولی اگه یه ارت دیگه لطفا لطفا لطفا بدی خیلی خیلی خیلی عالی تر میشه 🤍🤍🤍

    دیروز
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    💜💜 امکانش هست وسط هفته پارت داشته باشیم.

    ۷ ساعت پیش
  • ....

    در پارت 820

    مرسییییییی

    ۴ ساعت پیش
  • ویولت

    در پارت 820

    واقعا کمبود پارت دارم😭 تا 4 روز دیگه دیوونه میشیم

    ۳ ساعت پیش
  • ویولت

    در پارت 821

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ویولت

    در پارت 820

    فقط نگاهش که موند به گره ی دستای تارا و تئو:) آوا میخوای باور کنم این بچه تارا رو دوست نداره؟🌚

    ۳ ساعت پیش
  • آزاده

    در پارت 820

    آوا جونم دقت کردین خبری از فنهای دسکشی نیست.

    ۳ ساعت پیش
  • Mahi

    در پارت 824

    هعیییی چی درباره ی دستکشی فکر میکردم و چی شد کچل پاچه خوار

    ۲ روز پیش
  • دستکشی چاپلوس هستم

    در پارت 825

    هعی من خودمم نمیدونستم اینقدر نچسب و خاک برسرم

    ۲ روز پیش
  • زن صاعقه

    در پارت 821

    وایییی🤣🤣🤣 آوا بدجور ازشون انتقام گرفتی حس میکنم از تارا بیشتر شکست عشقی خوردن😂💔

    ۲ روز پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    یه انتقام دیگه هم دارم برای فصل بعدی🤣 فقط منتظرم اون روز برسهههه

    ۷ ساعت پیش
  • الناز

    در پارت 821

    این که خودتم از خودت بدت بیاد که حقیقت کثیفه منم خیلی از خودم بدم میاد😒😔💔

    دیروز
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    من از اولم بهت گفته بودم

    ۷ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چقدر بهتون گفتم این مردک به کسی وفا نکرده، هیچ کدوم گوش ندادید گفتید عوضش دستکش داره💔

    ۷ ساعت پیش
  • الناز

    در پارت 820

    دستکش داره رو خوب اومدی متاسفانه گاهی آدم یه دلیل احمقانه و دم دستی واسه دوست داشتن کسی پیدا میکنه

    ۴ ساعت پیش
  • نارسیس

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نارسیس

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • لیانا

    در پارت 820

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    :)

    ۷ ساعت پیش
  • لیانا

    در پارت 780

    آوا جون نکن با تارا این کارو کباب شدم براش بخدا حقش نیست تارای عزیزم تازه داشتم خوشحال میشدم براش ک عشقو داره تجربه میکنه بخدا این شوک دیگه خیلی ظلمه درحقش

    ۱۶ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    نویسنده ظالمی هستم

    ۷ ساعت پیش
  • مریم

    در پارت 820

    ممنونم عزیزم پارت عالی بود ❤️ ❤️

    ۱۹ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    ممنونم💜

    ۷ ساعت پیش
  • ندا

    در پارت 820

    خیلی بده گناه داره

    ۲۰ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    💔💔

    ۷ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.