دوست داشتی؟
رمان عاشقانه آلوده به ابلیس اثر آوا موسوی

رمان آلوده به ابلیس

  • 189.7K 👁
  • 2.6K ❤️
  • 8.1K 💬

این یک جنگ است، جنگی نابرابر میان همزاد ابلیس... در برابر ابلیس! تارا دختری مستقل است که با اشتباهات گذشته‌اش زندگی می‌کند؛ اشتباهاتی که هرگز بهایش را نپرداخته. تا این‌که یک غریبه‌ی مرموز وارد زندگی‌اش می‌شود؛ کسی که به نظر می‌رسد رازهای تاریک تارا را می‌داند، رازهایی که می‌توانند زندگی‌اش را به آتش بکشند. حالا تارا باید انتخاب کند: فرار کند یا وارد بازیِ این غریبه‌ی ترسناک شود؟ اما مسئله فقط تارا نیست... این داستان آدم‌های خوب نیست؛ این داستان آدم‌های بدی است که هر کدام دلیلی کافی برای ابلیس بودن دارند، اما این‌بار، یک نفر آمده تا ابلیس قصه‌ی همه باشد! حالا تصور کن همه‌شان در یک داستان جمع شوند... چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بیشتر...

اطلاعیه ها :

آوا موسوی : ۸ ماه پیش

سلام دوستان عزیزم، خوشحالم که با من پا به این قصه گذاشتید♥️
لطفا به این نکات توجه کنید:
📌اول، اگر به داستان های دارک، شخصیت های ناهنجار، ضد اجتماعی، سیاه و خاکستری که اشتباهات زیادی دارند علاقه ای ندارید، این رمان مناسب شما نیست.
📌نکته دوم، با وجود این که ژانر اصلی رمان عاشقانه با درون مایه انتقامه، اما این داستان یه درام دارک، روان شناختی و پیچیده است و از همین جهت، نه فضای این رمان عادیه و نه شخصیت های نرمالی داره.
ممکنه در آغاز درک و تحمل برخی شخصیت ها براتون سخت باشه، چیزی که می خوام بگم اینه که این دقیقا چیزی بوده که من می خواستم و شخصیت پردازی از دستم در نرفته. ژانر این رمان روان شناختیه و قاعدتاً دیدن یک شخصیت سیاه با مشکلات روانی که اشتباهات زیادی هم داره و از قضا ما داریم تمام افکار سیاهش رو بدون سانسور می خونیم، از بیرون گود آزار دهنده است.
📌نکته سوم، بعضی از موقعیت ها در این داستان می تونند آزار دهنده باشند و بعضی از رفتارها در زندگی و اخلاقیات ما به شدت تلخ، زشت و نفرت انگیز اند.
این نکته رو در ذهن داشته باشید که هدف از خلق چنین موقعیت هایی اشاعه یا تأیید این رفتار نیست، ضمن این که برای جذابیت داستان و خفن بودن شخصیت چنین چیزهایی وارد داستان نشده، بلکه پشت هر اتفاق و رفتاری دلیل و هدف بوده.
امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید
ممنون از نگاهتون✨

85
۶ ساعت پیش

84
دیروز

83
۳ روز پیش

82
۷ روز پیش

2
۲۲۸ روز پیش

1
۲۲۸ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    در پارت 850

    عالی بود مرسی عزیزم ❤️ ❤️❤️❤️❤️

    ۳۴ دقیقه پیش
  • zizi

    در پارت 850

    فکر میکنم قابل لمس ترین پارت توی تمام این هشتاد و پنج پارتی همین پارت بود اونقدری قابل لمس بود که نمیتونم کلمه ای برای توصیفش استفاده کنم:)

    ۱ ساعت پیش
  • الناز

    0

    تارا که سهله منم دلم میخواد یاشار بیاد😣😣😣بیاد گیر بده نصیحتش کنه اصلا تارا رو دیوونه کنه اما نجاتش بده😔😔😔حالا انگار تنها ناجی تارا یاشاره😊😊😊😊

    ۱ ساعت پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    در پارت 840

    شاید من به اون خانواده که تارا رو راه ندادن کمی حق بدم چون تارا خیلی چیز هارو توی خیابون دیده که اون خانواده دوست نداره بچه هاشون زود تر از اونچه که هست بدونن یا ممکنه بچه های خیابون خطرناک تر از چیزی باشن که فکر میکنیم من قصد توهین ندارم ولی بچه هایی که تو خیابونن برا بقاخیلی کار ها انجام میدن

    دیروز
  • Sare

    در پارت 842

    ھر چیم بود حق نداشتن اونجوری دخترمو ناراحت و اشکی کنن😡🤬

    دیروز
  • ۰۰۰۰۰۰۰۰

    در پارت 840

    هر چقدر هم تارا زندگی بدی داشته حقیقت اینه که دختر خوبی نیست و پذیرفته شدنش توی بعضی خلنواده ها و فرهنگ اون خانواده نگنجیده خوب همون قدر که تارا حق داره اون خانوادم حق دادن

    دیروز
  • سیتا

    در پارت 841

    دیدگاهت اصلن خوب نیست عزیز هر کی حق داره نگران بچش باشه ولی ن اینک یه بچه بیچاره رو جز ادم حساب نکنی چون زندگی باش بد تا کرده میتونستن درست رفتار کنن مواظب بچشون باشن ن اینک دل یه بچه دیگ رو ب خاطر ادب بچه خودشون بشکنن..البته که جامعه پر هستش از ادمای خودخاه و سنگدل و صد البته بیرحم

    دیروز
  • ۰۰۰۰۰۰۰

    در پارت 840

    بیایدقبول کنیم که تارامواد میفروخته *** دیده وتوی اون مکانی که زندگی میکرده باهاش بدرفتاری میکردن و حالااون خانواده چطوربچشون روکناراین بچه بزارن بچه ای که واقعا بچس و اینا رو ندیده مثل اینه که حیوانی که خونگی هست رو ببرن توی طبیعت وحشی رها کنن زود تر اسیب میبینه این خانواده منطقی رفتار کردن

    ۴ ساعت پیش
  • سیتا

    در پارت 840

    عزیز اون بچه که قرار نیس اینا رو اموزش بده اون فقط تو ی زمان حساس تو موقعیت نادرستی بوده نباید اینجور و با این شدت باهاش برخورد میکردن

    ۲ ساعت پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    حرفت تا حدی درسته، ولی دیگه نباید افراطی باشه که اصلا این بچه رو به رسمیت نشناسند و بگن کلا نیارش تو جمعمون. اگر نگران بچه هاشون بودند باید کنترلشون میکردند، یا حداقل یکم ملایم تر رفتار میکردند

    ۶ ساعت پیش
  • Fa...

    در پارت 851

    واقعا یه آدم باید تا چه اندازه عقده تو دلش تلنبار کرده باشه که بشه منیره...🫠🫠

    ۲ ساعت پیش
  • VEIOCITOR GIRLFRIEND

    در پارت 851

    فقط اونجایی که بردیا به تارا میگه برادرزاده :))

    ۲ ساعت پیش
  • VEIOCITOR GIRLFRIEND

    در پارت 850

    حاج بابا میخواست با بزرگ کردنش ثواب کند ولی کباب شد تاراهم میخواست زندگی کنه ولی بقیه نذاشتن

    ۲ ساعت پیش
  • VEIOCITOR GIRLFRIEND

    در پارت 850

    اما واقعا تارا هرکاری کرده حق داشته

    ۲ ساعت پیش
  • VEIOCITOR GIRLFRIEND

    در پارت 850

    نمیدونم چرا یهو یاد اون جاسوئیچی افتادم که تارا برای یاشار خریده بود و روز اخری که تارا و یاشار همو دیدن افتاد زمین و شکست دل منم با خوندن کاری که منیر با تارا کرد شکست

    ۳ ساعت پیش
  • آتاناز

    0

    کیوان نباید اینکارو با تارا میکردی اون پیش تو کم کم داشت حالش خوب میشد داشت عاشقت میشد و شاید میتونست خودش واز سیاهی نجات بده چرا این کارو کردی پسر 😞😞

    ۳ ساعت پیش
  • سهره

    در پارت 830

    مرسی برای پارت جدید 🤍🤍

    ۳ ساعت پیش
  • سهره

    در پارت 830

    اوضاع بینشون خیلی قاراشمیشه و این خیلی ناراحت کننده س اینجور هم که مشخصه حالا حالا ها ادامه داره یه وقتی کایا هم بخواد دلجویی کنه کی تارا رو قانع کنه💔😂

    ۳ ساعت پیش
  • سهره

    در پارت 830

    خیلی عجیبه ولی وقتی تارا از لبخند های کایا میگه و میگه دندون های ردیفش مشخص شد به این فکر میکنم که کایای بیچاره تو ۷سالگی تموم دندوناش رو کشیدن چه دردی کشیده💔💔😞😕حتی به اینکه این بلا سرش اومده باشه فکر هم نمی کردم

    ۳ ساعت پیش
  • سهره

    در پارت 830

    کایا گفت که من قاتل نیستم تاجرم یعنی ممکنه واقعا تو این کار باشه

    ۳ ساعت پیش
  • سهره

    در پارت 830

    بدون شک کایا یه علاقه ای به تارا داره اصلا امکان نداره نداشته باشه وگرنه چرا باید نگران این باشه پاش زخمی بشه یا پست در اتاق تارا توقف کنه یا الان که تئو بهش دست زد چرا بدش اومد یه علاقه ای وسط هست ولی خو💔💔🥺

    ۳ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.