خلاصه رمان عاشقانه طاق فلک
نیکداد مردی تنها و غمگین است که گذشته تلخی داشته، او در نوجوانی شاهد تجاوز دو مرد به مادرش بوده و همین اتفاق تمام زندگیاش و رابطه مادر_پسری میان او و مادرش را هم خراب میکند. نیکداد به مدت پانزده سال حمایتگر مادرش میشود تا زخمهایش را درمان کند و یادش میرود خودش هم قربانی آن اتفاق است؛ اما با دیدن آترا کم کم حس میکند همه چیز برایش تغییر کرده و به مرور عاشق او میشود و همه چیز برایش قابل تحمل تر از قبل میشود. نیکداد که همیشه مراقب مادرش بوده برای او حکم پدر و حامی رو ایفا میکند اما همه چیز از جایی گره میخورد که نیکداد قصد میکند به خواستگاری این دختر برود و دقیقا وقتی منتظر حمایت مادرش هست، با عصبانیت او مواجه میشود و همین حس خفگی باعث میشود از مادرش دوری کند اما وقتی برای اجازه خواستگاری به دیدن پدر آترا میرود، متوجه میشود که گذشته دست بردار او نیست و هیچ چیز فراموش نشدهاست…همه چیز روی دور سراشیبی میافتد و گذشتهای که نیکداد مدام از آن فرار میکرده سراغش میآید. اصلا چه کسانی مسبب نابودی زندگی نیکداد و مادرش بودند؟ رازهایی برملا میشوند که شیرازه زندگیاش را از هم میپاشد اما آیا عشق کمک کننده او برای برگشت به زندگی است؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان طاق فلک - پارت 150
حسین دستهایش را بهم میزند: - خب پس به نظر منِ حقیر، الان بذاریم با اجازه شما دختر و پسر اول باهم سنگاشون رو وا بکنن بعد بحثمون رو جدیتر کنیم؟ ها؟ نظر شما چیه؟ نوشین با لبخند سر تکان میدهد و آرمان دست آترا را میفشارد، نیایش با لبخند دستش را پشت کمر برادرش نوازشگرانه تکان میدهد؛ اما هنوز هم ن...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 149
پلکهایش را روی هم میفشارد و لبخند پررنگتری به صورت پر از تشویش یونس میزند. - الانم کت طوسیات رو بپوش بیا...از اون ادکلن مشکیه هم بزن حتما. و در تراس را میبندد. نگاه یونس به دخترش میرسد که مقابل در اتاق میایستد و لحظهای داخل چشمان پدرش زل میزند، شال گلبهی رنگش را مرتب میکند و از مقابل ن...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 148
متعجب به صورت رنگ پریده مادرش خیره میشود: - جانم مامان؟ ناخنهایش بیشتر داخل بازوی نیایش فرو میرود: - توروخدا نیکداد رو منصرف کن! - چرا آخه؟ مرضیه جلوتر میرود و مدام لب باز میکند؛ اما تلاشش تا حرف زدن فاصله زیادی دارد. - مامان چی شده؟ - نیایش جلوی نیکداد رو بگیر...جلوی این مراسم رو بگیر...نذا...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 147
محمود یونس را کنار میزند و سمت اتاق میرود که یونس هم دنبالش راه میافتد و بلندتر میگوید: - فهمیدی چی گفتم؟ من نمیذارم مثل همون سالها زندگیم به گند بکشه اونم فقط به خاطرخودخواهی تو! محمود با عصبانیت داخل کشوهای میز را میگردد که یونس سمتش میرود و شانهاش را میگیرد؛ محمود سمت او میچرخد. - ...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
م
در پارت 1501چه داستانی شد،هیچکدوم پا پس نمی کشن،چرا کاری با محمود نداره😔🙏🏻
۱ هفته پیشم
در پارت 1491عوضی که قبلا زیادتر بوده،چون هم زمان سه تاش نصیب این تیکداد بخت برگشته شده 😠😠🙏🏻
۱ هفته پیشم
در پارت 1481باید خقیقت رو به نیکداد بگه، شاید اینجوری تو اون گذشته لعنتی یه چیزی پیدا شد مانع ادامه دادن نیکداد بشه 🥺🙏🏻
۱ هفته پیشم
در پارت 1471فکر کنم مرضیه یه ربطی به مرگ مونا داره،شاید کثافت کاریای محمودو بهش گفته باشه 🤔
۱ هفته پیشم
در پارت 1471خیلی دیر اومدی نیایش خانم،این خواستگاریم عاقبتش هیچ معلوم نیست 😔
۱ هفته پیشم
در پارت 1462کاش مرده بود و این همه سال با زجر زندگی نمی کرد،زندگی نیکدادم از اون سیاهتر نمی کرد 😔🙏🏻
۲ هفته پیشم
در پارت 1462یعتی چی که مرده بود،چرا اینقدر جا خورد،یعنی اون همه جنایت کم بود یا نمی خواسته به عنوان شاهد زنده باشه 😮
۲ هفته پیشم
در پارت 1452اینا هست،واقعا هم محمود خطرناکه اما دلیل اصلی چیز دیگست 🤔🙏🏻
۲ هفته پیشافسون
در پارت 1441عزیزم خسته نباشی الهی نیکداد بین شر ک بدی گیر کرده ولی واقعی دلم میخواد بدونم اون محسن کثافت چیکار گرده که اون بیشرف تر ا خودش تصمیم گرفتن از زنش انتقام بگیرند ومطمئن به این که ماه همیشه پشت ابر نمیمونه برای هیچ *** آنرا مادرش و پسرش بلاخره از تاریکی کنارشون باخبر میشنوای😱😡😭
۲ هفته پیشدنیا
در پارت 1441کاش مهناز بتونه حریف نیکداد بشه درک مبکنم بعد این همه سال پیداشون کردع میخواد انتقام بگیره ولی با شناختی کع ازش دارم خودشو داغون میکنه🥺🥺
۲ هفته پیشدنیا
در پارت 1441من چه کیفی میکنم یونس اینجوری اتیش میگیره یعنی دلم یع جوری خنک میشه انگار دشمن خونیمهه حقته عوضیه کثافتت جلو بچه هات باید حال و خفیف و ذلیل بشی
۲ هفته پیشم
در پارت 1442کاش مهناز بتونه کمکش کنه باز،کاش آترا دختر اون کثافت نبود،اونوقت عشق می تونست اینبار از این گرداب نجاتش بده،ولی الان در هر صورت با آترا بمونه یا نه تو کارش مونده 🥺🙏🏻
۲ هفته پیشفاطمه
در پارت 1442دیگه بعید میدونم مهناز بتونه نیکداد رو تراپی کمه نیکداد بدجوری قاطی،کرده و انتقام میخواد کاش از *** شیطون پیاده شه میدونم حقشع ولی خودشو نابود میکنه🥺🥺😭😭
۳ هفته پیشفاطمه
در پارت 1442اره بگو یونس خانن بگو حاج یونس که چرا تهپیدت مرد حتضری سر پسرت داد بزنی و همش عربده بکشی ولی حقیقتو نگی سوختن برای بقیه خوبهظ؟؟ خودت چی پس باید خودتم بسوزی مردم کثیفف هرارتا دروغ سرهم میکنی فقط دستت رو نشه کثافتیی
۳ هفته پیش

افسون
در پارت 1500عزیزم خیلی خوب و واضح دلایل انتقام نیکداد نوشتی ولی کاش🥺 نیکداد یه یونس دیگه تو آینده ی یک آدم بیگناه نشه اترا همون مادر آینده بشه یعنی میتونه طاقت بیاره از لجنزار بیرون بره و بشوره همه ی بدیهایی که در حقش کردن هم خودش و به آتیش کشیده نیکداد الان وهم عشقش رو نمیدونم شاید حسم غلطه 😢😱🥺