خلاصه رمان عاشقانه طاق فلک
نیکداد مردی تنها و غمگین است که گذشته تلخی داشته، او در نوجوانی شاهد تجاوز دو مرد به مادرش بوده و همین اتفاق تمام زندگیاش و رابطه مادر_پسری میان او و مادرش را هم خراب میکند. نیکداد به مدت پانزده سال حمایتگر مادرش میشود تا زخمهایش را درمان کند و یادش میرود خودش هم قربانی آن اتفاق است؛ اما با دیدن آترا کم کم حس میکند همه چیز برایش تغییر کرده و به مرور عاشق او میشود و همه چیز برایش قابل تحمل تر از قبل میشود. نیکداد که همیشه مراقب مادرش بوده برای او حکم پدر و حامی رو ایفا میکند اما همه چیز از جایی گره میخورد که نیکداد قصد میکند به خواستگاری این دختر برود و دقیقا وقتی منتظر حمایت مادرش هست، با عصبانیت او مواجه میشود و همین حس خفگی باعث میشود از مادرش دوری کند اما وقتی برای اجازه خواستگاری به دیدن پدر آترا میرود، متوجه میشود که گذشته دست بردار او نیست و هیچ چیز فراموش نشدهاست…همه چیز روی دور سراشیبی میافتد و گذشتهای که نیکداد مدام از آن فرار میکرده سراغش میآید. اصلا چه کسانی مسبب نابودی زندگی نیکداد و مادرش بودند؟ رازهایی برملا میشوند که شیرازه زندگیاش را از هم میپاشد اما آیا عشق کمک کننده او برای برگشت به زندگی است؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان طاق فلک - پارت 144
یونس سمت اتاق میچرخد که آرمان سریع کنارش میرسد: - حرف نمیزنید؟ - مگه به تو مربوطه؟ آرمان مصرانه جلوتر میرود: - مربوط نیست؟ یونس با ابروهای گره خورده و نگاه باریک تماشایش میکند و چیزی زیر لب میگوید؛ سمت کمد میرود که آرمان ادامه میدهد: - تهدیدتون کرد میکشتتون بعد مهم نیست؟ دو قدم جلوتر می...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طاق فلک - پارت 143
چنان فریاد میزند که چهارستون بدن یونس میلرزد و تمام تنش یخ میکند. - گفتم التماسم کن...به پام بیوفت... زجه بزن...التماس کن! تیغه را بیشتر فشار میدهد که ترس به جان یونس میافتد: - ولم کن بیشرف! نیکداد تیغه را بیشتر فشار میدهد: - بیشرف خود کثافتتی! موتورسیلکت سیاه رنگی کنار جدول پارک میکند ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 142
- مگه نمیخواستی عروسیم رو ببینی! بشین و خوب تماشا کن...دخترش تو مشت منه! انگشتهایش را جمع میکند و نگاه از مرضیه میگیرد. - نیکداد تو رو...خدا مامان! میترسم...بلایی سرت بیارن...نیکداد... . نیکداد از اتاق بیرون میزند. - نیک... .داد! نیایش با دیدن او تلفنش را قطع میکند و به او زل میزند. - مام...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 141
آترا با حرص ابرو در هم میکشد: - مگه چیکار کردم؟ ها؟ اگر پسرتون جای من بود اشکالی نداشت؟! من اون آدم رو دوست دارم شما هم بیدلیل نمیتونین جلوم وایسین دوران زور گفتن تموم شده این رو به بابا بگین! نوشین مات شده با آترا خیره میشود و سرتکان میدهد: - با این رفتار و حرفات یکمم بخوام جلوی بابات ازت د...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
آخرین اطلاعیهی رمان طاق فلک
سلام دوستای نازنین❤️❤️**از اونجایی که رمان طاق فلک قراره🤗 چاپ🤗**بشه پس به محض تموم شدن پارتها👍🏻🥰حداکثر** یک ماه **پارتها داخل سایت میمونند و بعد پاک میشن **بهتره اگر قصد مطالعه دارید **زودتر شروع کنید تا به مشکل برنخورید.🙏🏻🙏🏻
دنیا
در پارت 1440کاش مهناز بتونه حریف نیکداد بشه درک مبکنم بعد این همه سال پیداشون کردع میخواد انتقام بگیره ولی با شناختی کع ازش دارم خودشو داغون میکنه🥺🥺
۱۲ ساعت پیشدنیا
در پارت 1440من چه کیفی میکنم یونس اینجوری اتیش میگیره یعنی دلم یع جوری خنک میشه انگار دشمن خونیمهه حقته عوضیه کثافتت جلو بچه هات باید حال و خفیف و ذلیل بشی
۱۲ ساعت پیشم
در پارت 1442کاش مهناز بتونه کمکش کنه باز،کاش آترا دختر اون کثافت نبود،اونوقت عشق می تونست اینبار از این گرداب نجاتش بده،ولی الان در هر صورت با آترا بمونه یا نه تو کارش مونده 🥺🙏🏻
۱۷ ساعت پیشفاطمه
در پارت 1442دیگه بعید میدونم مهناز بتونه نیکداد رو تراپی کمه نیکداد بدجوری قاطی،کرده و انتقام میخواد کاش از *** شیطون پیاده شه میدونم حقشع ولی خودشو نابود میکنه🥺🥺😭😭
دیروزفاطمه
در پارت 1442اره بگو یونس خانن بگو حاج یونس که چرا تهپیدت مرد حتضری سر پسرت داد بزنی و همش عربده بکشی ولی حقیقتو نگی سوختن برای بقیه خوبهظ؟؟ خودت چی پس باید خودتم بسوزی مردم کثیفف هرارتا دروغ سرهم میکنی فقط دستت رو نشه کثافتیی
دیروزفاطمه
در پارت 1431خداروشکر خداروشکر واقعا مهناز اومد جلوشو گرفت وگرنه نیکداد یونسو تیکه تیکخ میکرد ادم انقدر کثیفف مادرشو نابود کردی اونم جلو چشماش طلبکاری ازشش
دیروزفاطمه
در پارت 1431یونس داره از عمد رپ اعصاب نیکداد راه میره که بزنتش و بعد به اترا بگه دیدی دیوننس عوضیی تو ادم نیستیی زندگی نیکداد رو تباه کردی ذره از پشیمون نیستی حالا داری مادرشو مقصر ،میکتنیی هوفف عصبییمم🤬🤬
دیروزفاطمه
در پارت 1421وایی وایی خدای منن نیکداد حیف که خون این لجن رو بریزه یونس باید ابروش برهذتا ارزوی مرگ کنه نه اینحوری که نیکداد بدبخت بشهه نیایش خوب کاری کرپ زنگ زد مهناز بلکه به دادش برسه نذاره هودشو بیچاره کنهه
دیروزدنیا
در پارت 1410وای نیکدادالان قاطی،میکنهه کار دست خودش میدهه چه قدر ترسناک شدهه
دیروزفاطمه
در پارت 1411اترا واقعا عاشق نیکداد که اینطوری بر خلاف شخصیتش تو روی باباش دزاومده و یونسم پرو زد تو گوش دخترش انقدر میترسه دستش رو بشه مردکک
دیروزفاطمه
در پارت 1400اره بسوز حاج یونس خوب بسوز دل ما خنک بشه مردم عوضی
دیروزم
در پارت 1433دلیلش کینه ای که محمود هنوزم از محسن داره،نمیدونم محسن بی غیرت چکار کرده که محمود انتقامشو از مرضیه گرفت 😠🤔🙏🏻
۲ روز پیشافسون
در پارت 1242الهی نیکزاد بیچاره از همه طرف تو فشار دب ار کوتاه تری پیدا نکردن شیوا خودش بدون اینکه فکر کنه عاشق شده البته آدمهایی که کمبود محبت دارن همینطوری وابسته میشن زود ولی خانواده هم کاری نکردن ویاسین جون اا🤨😯😞🤬
۱ هفته پیشم
در پارت 1423ای وای،خدا کنه دست نیکداد به خون کثیفش آلوده نشه،حیفه بخاطر این لاشخور قاتل بشه 🥺🙏🏻
۱ هفته پیش

افسون
در پارت 1440عزیزم خسته نباشی الهی نیکداد بین شر ک بدی گیر کرده ولی واقعی دلم میخواد بدونم اون محسن کثافت چیکار گرده که اون بیشرف تر ا خودش تصمیم گرفتن از زنش انتقام بگیرند ومطمئن به این که ماه همیشه پشت ابر نمیمونه برای هیچ *** آنرا مادرش و پسرش بلاخره از تاریکی کنارشون باخبر میشنوای😱😡😭