خلاصه رمان :
نیکداد مردی تنها و غمگین است که گذشته تلخی داشته، او در نوجوانی شاهد تجاوز دو مرد به مادرش بوده و همین اتفاق تمام زندگیاش و رابطه مادر_پسری میان او و مادرش را هم خراب میکند. نیکداد به مدت پانزده سال حمایتگر مادرش میشود تا زخمهایش را درمان کند و یادش میرود خودش هم قربانی آن اتفاق است؛ اما با دیدن آترا کم کم حس میکند همه چیز برایش تغییر کرده و به مرور عاشق او میشود و همه چیز برایش قابل تحمل تر از قبل میشود. نیکداد که همیشه مراقب مادرش بوده برای او حکم پدر و حامی رو ایفا میکند اما همه چیز از جایی گره میخورد که نیکداد قصد میکند به خواستگاری این دختر برود و دقیقا وقتی منتظر حمایت مادرش هست، با عصبانیت او مواجه میشود و همین حس خفگی باعث میشود از مادرش دوری کند اما وقتی برای اجازه خواستگاری به دیدن پدر آترا میرود، متوجه میشود که گذشته دست بردار او نیست و هیچ چیز فراموش نشدهاست…همه چیز روی دور سراشیبی میافتد و گذشتهای که نیکداد مدام از آن فرار میکرده سراغش میآید. اصلا چه کسانی مسبب نابودی زندگی نیکداد و مادرش بودند؟ رازهایی برملا میشوند که شیرازه زندگیاش را از هم میپاشد اما آیا عشق کمک کننده او برای برگشت به زندگی است؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان طاق فلک - پارت 180
مرضیه جنون زده سمتش حمله میکند و یقه لباسش را چنگ میزند و محمود که گیج ماندهاست را محکم تکان میدهد: - توی آشغال زندگیم رو ازم گرفتی...مادر بودنم رو ازم گرفتی همه وجودم رو ازم گرفتی... . جیغ میکشد و تمام گلویش از زجری که درونش تقلا میکند، زخم میشود. تمام عقدههای شانزده سالش را با جیع کره ک...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 179
تیزی چاقو را روی فرورفتگی گلوی مرضیه فشار میدهد و لبهایش با حرص از یک طرف کِش میآید: - تکلیف یه سری حرفا باید قبلش معلوم بشه...مثل چی؟! نوک چاقو را بیشتر روی پوست او فشار میدهد که مرضیه جیغ میکشد و سعی میکند خودش را از زیر دستهای او نجات دهد، خط بلند و کم عمقی روی گلویش میافتد و روسریاش ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 178
مهناز قدمی جلو میرود و دستش را میگیرد و تکانش میدهد: - نیکداد...چیکار کردی؟ اما او باز به نورهای لیزری داخل سالن زل میزند: - حق اون دختر این نیست، حقش نیست...من تا خرخره تو لجنم ولی اون! چانه پر لرزش را با فشردن دندانهایش روی هم ساکت میکند تا پسرم ترسیدهی وجودش خفه خون بگیرد. - میگم چیکار...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
-
رمان طاق فلک - پارت 177
نیایش هم با دیدن پریشانی نیکداد با استرس سمتش میآید: - مامان چی شد؟ آخرش نیومد؟ نیکداد با حرص پوست کنار انگشتش را بین دندانهایش میگیرد و بعد دستش را داخل جیبش فرو میکند: - نه! نیایش داخل خاکیهای او مکث میکند و بعد بند پهن و حریر روی شانهاش را مرتب سر جایش برمیگرداند: - کاش میذاشتی خودم می...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!

مهدیه سجده | نویسنده رمان
خیلی قراره شرایط بدتر بشه 😭😭😭 فعلا تمرکز روی عروسیه بعدش مشخص میشه چی شد🙈
۳ روز پیش..م
در پارت 1802پس مونا با کمک یونس مدارک جمع کرده و لوش داده،فکر می کردم کار محسن باشه،این وسط مرضیه چکاره بود که تاوان داد،چرا سکوت کرد پس 🤔🙏🏻
۴ روز پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
اره مرضیه یه داستانی داره که اخر حرفای محمود مشخص میشه ولی بهت بگم اون روز محسن هیچکاره بود در حقیقت محمود فقط واسه کشتن مرضیه اومده بود.
۴ روز پیش..م
در پارت 1792فکر این نیست که کثافت کاریای خودش باعث بدبختیش شده،فقط فکر اینه کی لو داده،بالاخره مرضیه به مونا گفته یا محسن 😠🙏🏻
۱ هفته پیشنرگس
در پارت 1781واای چه جای حساسی تموم شدد هوف مغزم داره سوت میکشه فقط این وسط طفلک اترا
۱ هفته پیش..م
در پارت 1782وای،این لعنتی اینجا چکار می کنه،باز چه بلایی مونده سر این بدبخت نیاورده باشه 😠🙏🏻
۱ هفته پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
تازه قراره داشتان اصلی شروع یشه
۱ هفته پیش..م
در پارت 1772این همه به آب و آتیش زد تا این مراسم بگیره ولی بعدش هیچی،آخرش که چی،فقط منتظره یکی بیاد بهمش بزنه؟؟😠
۱ هفته پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
نیکداد بین انتقام و عروسی گیر کرده و از یه جایی کنترل همه جیز از دستش خارج شد چون نتونست با خودش گنار بیاد که چه بلایی سر امیرجسین اورده و از اول عروسی داره برای اترا نقش بازی میکنه
۱ هفته پیش..م
در پارت 1752حالا که فایده ای نداره زبون باز کرده،مهربون شده خانم،این همه سال این بدبخت چه گناهی داشت اینقدر چزوندیش،عقده ایش کردی 😠🥺🙏🏻
۲ هفته پیش..م
در پارت 1752ای وای،این پارتم معلوم نشد امیرحسین چی شد،چکار کردی نیکداد که حالا نگران اون نکبتم باشیم 😠
۲ هفته پیش..م
در پارت 1742چه وحشتناک شد،امیرحسین چی شد یعنی،امیدوارم نمرده باشه 🥺🙏🏻
۳ هفته پیش..م
در پارت 1732وای،وای،وای،نیکداد،همین جوری ولش کرد کنار خیابون رفت 😠🥺
۳ هفته پیش..م
در پارت 1722وای،وای،نیکداد این چه غلطی بود کردی 🥺
۳ هفته پیشنرگس
در پارت 1722ای واای😞😞عحب داستانی شدد
۳ هفته پیشم
در پارت 1632فاطمه هم مثل مهران زیادی فلسفی حرف زد،بابا درحد دیپلم حرف بزنید یکم اینم متوجه بشه 🤭🙏🏻
۱ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
استاد دانشگاه و زنش که رشته مرتبط به مشاوره خونده جز این حرف بزنن که اصلا نمیشه🤭🤭
۴ هفته پیشم
در پارت 1702با اینکه همش بازیه اما دوست ندارم مراسم بهم بخوره،حس می کنم نیکداد نمی تونه بهش آسیبی برسونه،چون عاشقشه و از اول بازی نبود 🥺🙏🏻
۴ هفته پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
پارتای امروز رو از دست نده…درسته نیکداد اول واقعا عاشق اترا شد و بعد درگیر این بازی شده ولی هر ادمی هر کاری ممکنه بکنه و عوض بشه به مرور ببینیم چی پیش میاد
۴ هفته پیشم
در پارت 1682این نکبت خان کار و زندگی نداره همیشه دنبال ایناست 😠
۱ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
شک کرده که چرا یونس اوکی داده افتاده دنبالشون ببینه چه خبره
۴ هفته پیش

نرگس
در پارت 1800وای، نفسم رفت ، چه وحشتناک شد😱 خیلی میخوام بدونم که امیرحسین مرده یانه🥺 مرضیه ام نمیدونم واقعا مقصر بود یانه اما اگه بود که مردن حقشع😒😒