پارت صد و سی و نهم :

او مستاصل خود را از دستان شادی رها کرد و نالید:
- آره فرار می‌کنم!... تو من رو درک نمی‌کنی شادی! اون آدمی که میگی، رهگذر خیابون نبود؛ وجود من بود!
بعد چشمش را محکم بست و با صدای گرفته‌اش ادامه داد:
- خودت باهاشون حرف بزن! یه وقت بد رفتار نکنی که رهام خبردار بشه؟!
بعد سمت اتاق رفت و در را پشت سرش بست.
شادی وسط سالن کوچک دو دل و مردد ایستاده بود؛ هیچ راهی به جز دعوت آن دو به خان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلنا

    1

    مسلما الان دو پارت دیگه هست و قابل پیش بینی اما از پارت یک م می تونستین پیش بینی کنین؟؟ از پارت ۱۰۰یا ۸۰چی؟؟ پس لطفاً بیخودی حرف نزنین نویسنده قلم توانایی داره و موفق میشه

    ۲ سال پیش
  • رویا

    5

    تشکر نویسنده دیگه اخرای پارته باید مشخص بشه اخرش چی میشه دوست عزیز 😊😊😊

    ۴ سال پیش
  • اس

    7

    مشخصه چی میشه هستی وکیان جدامیشن رکسانا وکیان باهم ازدواج میکنن اینم پایان رمان رو واستون گفتم

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    احتمالا دو یا سه پارت تا آخر رمان باقی میمونه... و این که، کسانی که پارت قبل اون طور کامنت گذاشتن الان درمورد این پارت که دو برابر قبل بود و اتفاقاتی درونش رخ داد نظری ندارن؟ متاسفانه ما فقط در نقد و

    ۴ سال پیش
  • sweet

    3

    ❤️❤️❤️

    ۴ سال پیش
  • مهسا

    12

    رمان متفاوتیه. اینو من از ابتدا که شروع شد فهمیدم. و سبک قلم نویسنده هم زیباست اون عزیزانی که میگن رمان کسل کنندس فکر کنم منتظر کلیشه های آبکی تو رمان بودن این رمان مشکلی نداره

    ۴ سال پیش
  • لی لی

    3

    نویسنده جان بهتون بر نخوره ولی رمانی که پایانش همه میتونن پیش بینی کنن خسته کننده میشه

    ۴ سال پیش
کپی شد!