خلاصه رمان :
داستان رمان راجع به دختری هست که در خانهی پدرخوانده اش زندگی می کند. پدرخوانده او یک پسر دارد که پس از ۱۲ سال می خواهد از انگلیس به کشور بازگردد. از جایی که دختر داستان ما از این پسر متنفر هست، حالا باید این پسر را تحمل کند یا…؟!
قسمتی از متن رمان آیلین بانوی من
فاطمه
0سلام ممنون از نویسندش رمان خیلی خوبی بود و خیلی از شخصیت آیلین خوشم امد
۲ ماه پیشسودا
0رمان خیلیییییییی قشنگی بود ممنون از نویسنده 🤗💜💐💐🏵️
۳ ماه پیشنسرین
0واقعا عالی بود دست نویسنده درد نکنه
۳ ماه پیشیاسمین
0خیلی رمان زیبایی بود من که خوشم اومد
۴ ماه پیشبیتا
2رمان جالبی نبود اصلا. نمیدونم چرا هر رمانی میخونم شبیه رمان قبلی یه😹یه بعضی جاها آیلین یادش میرفت که حافظشو از دست داده😹خدا وکیل چند سالتونه ک رمان مینویسین؟همون بهتر ک کوتاه بود، وگرنه با خوندنش فقط وقتمو هدر میدادم
۴ ماه پیشفاطمه
1خوب بود🎀 ولی خیلی زود گذشت. مثلا الان تینا این وسط چیشد مگه دوست دختر ایلیا نبود؟؟ بعضی جاها باید درسا بشه ممنونم از نویسنده عزیز 🌹
۵ ماه پیشالهام
1به نظرم رمان خوبی نبود کل کل کردن الکی زیاد داشت.
۵ ماه پیشفروز
0داستان قشنگی بود💐
۵ ماه پیشFate
0خوب بود ارزش یبار خوندن داشت
۵ ماه پیشمهناز
0سلام خوب بود
۶ ماه پیشسارا
1عالیییی بود مخصوصا وقتی رفتن کردستان 😍
۶ ماه پیشمبینا
6اگه خیلی رمان خون هستید دنبال رمان های خیلی جذاب میگردید نخونید واقعا
۷ ماه پیشمبینا
6قسمت اول رو فقط تا پارت ۸۷بزور خوندم رمان خیلی سریع پیش می رفت اصلا نمیتونستی باهاش انس بگیری کل کل های الکی خیلی کوتاه بود داستان واقعا خوشم نیومد
۷ ماه پیشNazi
0قشنگ بود دوستش داشتم
۸ ماه پیش

سایه
0خیلی تندتند داستان پیش میرفت بدون هیچ حسی انگار رفع تکلیف بود.و ایلین وقتی هیچ حسی ب ایلیا نداشتن همش درحال لبو..بودن ک این اصلا قشنگ نیست چقدم ایلین بی شخصیت بود و همش میگفت خیکی و گامبو بنظرم بایدب اونم میگفتن کوتوله