خلاصه رمان :
آفتاب، دختری که سالها در جستوجوی ردی از هویتِ گمشدهاش در میان سایهها قدم برداشته، ناگهان خود را در قلبِ عمارتی مییابد که گویی دیوارهایش با لایههایی از سکوت و ابهام بنا شدهاند. در این میان، کششِ عاطفی میان آفتاب و آرش، او را بر سر دوراهیِ سختی قرار میدهد: در عمارتی که هر گوشهاش بویِ گذشتهای مخدوش را میدهد، یک سوالِ بزرگ باقی میماند: آیا همهی حقیقت همین است؟
قسمتی از متن رمان وارث
...
0واقعا عالی بود نویسنده منتظر قلم بعدی هستیم😍😘
۱ هفته پیشسلنا
0مررسی عزیزم❤️
۶ روز پیشحلما
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سلنا
0مرسی از نظرت عزیزم ❤️
۴ هفته پیشساغر
0رمان زیبایی بود،خوب بود.
۴ هفته پیشسلنا
0مرسی از نظرت ❤️
۴ هفته پیشسمیرا
0رمان خوبی بود میتونست طولانی تر و جذاب تر باشه
۱ ماه پیشسلنا
0مرسی از نظرت❤️
۴ هفته پیشبهار
3حقیقت بسیار تلخی بود و اینکه واقعا نمیشه به هیچکس اعتماد کرد . بسیار غم انگیز بود
۱ ماه پیشسلنا
0اره واقعا 🫠
۱ ماه پیشهلوین
0و یه چیز دیگه دستت طلا💛
۲ ماه پیشسلنا
0مرسی از نظرت❤️
۲ ماه پیشهلوین
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سلنا
3مرسی از نظرت عزیزم🥹❤️فعلا دوتا رمان دیگه دارم مینویسم اونا به پایان برسه حتما 🙏
۲ ماه پیشفائزه
0سلام جلددوم هم داره؟
۲ ماه پیشسلنا
0سلام عزیزم نه ولی اگر تقاضا زیاد باشه مینویسم 🙏
۲ ماه پیشنرگس
3خیلی رمان قشنگی بود ولی کاش میشد فصل دومش رو باهمین اسم بنویسید عزیزم
۳ ماه پیشسلنا
0مرسی از پیشنهادت 😍 حتما
۳ ماه پیشآریس
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فریبا
0قلم ضعیف بود . زیاد جذاب نبود . ولی خسته نباشی برات ارزوی موفقیت دارم
۳ ماه پیشایرانا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سلنا
0مرسی از نظرت❤️
۳ ماه پیشپانیسا
4داستان قشنگی بود خیلی خوشم اومد
۳ ماه پیشسلنا
0مرسی عزیزم ❤️
۳ ماه پیشامیر
5خیلی عالی و جذاب و غافلگیرکننده قلمت مانا
۳ ماه پیشسلنا
0مرسی ممنون✨️
۳ ماه پیشسلنا
0مرسی ممنونم
۳ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

بی ادب نباشید
0میشه یکم رمان معرفی کنید رمان های طنز و عاشقانه