پارت صد و بیست و یک :

چمدانم را به سختی به دنبال خودم میکشیدم…
روحی که راه میرفت…
جسمی که فقط زنده بود
من از درون پاشیده بودم…
نگاه خیسم به ساعت پرواز بود…
تنها و غریب…در فرودگاهی که هرگز این چنین ظالم نبود،در انتظار پروازی بودم که شاید تا ابد مرا از او و سرزمینی که در آن نفس میکشید دور میکرد.
سرزمینی که او نفس نکشد…
سرزمین من نیست…
گورستان من است…
با اعلام پرواز ها، دس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسما

    2

    برای سومین بار این رمان تموم کردم اما هربار دام نیومد تمومش کنم مثل بار اول باهاش زجه زدم و اشک ریختم گاهی خندیدم و خوشحال شدم باورم نمیشه یه وقتایی میگم چطور بدون ترنج و آرزوی زندگی کنم اما اینو می دونم اونا تاابد تو قلب من زنده آن من با ترنج عاشق طراحی لباس شدم و هربار طرح میزنم ایسو رو حس میکنم ⁦

    ۱ سال پیش
  • دیلان ِ حاکم

    1

    از اعماق قلبم واقعا و واقعا میفهمم چی میگی، من سر حکم کن اینجوریم:) بدون اغراق میگم حکم کن رو 29 بار خوندم هر دفعه ام کلی سرش زجه زدم و کلی خندیدم، اصلا انگار رمانای مرجان به روح آدم نفوذ میکنه:)))

    ۱ سال پیش
  • انوشا

    0

    کاش منم میتونستم بخونمش

    ۱ سال پیش
  • پاییز

    1

    ورونای عزیزم چقد دلم از دوسال پیش برات تنگ شده بود و نمیدونستم و باز طعم عشق و باخوندنت به یاد آوردم♥️

    ۱ سال پیش
  • مبینا

    3

    وقتی بعد دوسال میایی دوباره میخونیش و بعد پایان دوباره دلت برای خوندنش تنگ بشه میخوام فقط زودتر چاپ بشه تو کتابخونه ام داشته باشمش🥺🤍

    ۱ سال پیش
  • کیانا

    4

    7 ماه از پایان ورونا و آخرین نظر من میگذره چنان این رمان زیباست که وقتی حتی یک پارتش رو میخونم دیوونم می کنه به یاد ماه های قبل کامنت گذاشتم

    ۳ سال پیش
  • Nazi

    2

    لنتی عالی بود ایکاش میشد هیچ وقت تمام نشههههه تنها نویسنده ای که پایان رو نمیشه حدس زد ولییییی من عاشق این رمان شدم❤️😭 حرف ای بودن قلم رو میشد از تک تک کلمات حس کرد👀🫀

    ۳ سال پیش
  • فاطی

    4

    منی که هی یادم میره ورونا تموم شده و میام تا پارت های جدید رو بخونم 💔😥

    ۳ سال پیش
  • هلیا

    0

    خیلی خیلی قشنگ بود مرجان:) خسته نباشیی مثل همیسه فوق العاده و دور از حدس و گمان♡

    ۳ سال پیش
  • Sahra

    1

    رمان تموم شد و من به شدت ناراحتم امیدوارم رمان بعدیت زودتر شروع بشه عزیزم

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    0

    من با رمان شما زندگی کردم و پا به پای این قصه شاد شدمو ناراحت اینکه یه داستان انقدر روی یه ادم تاثیر بذاره نشانه قلم قوی و استوار نویسندشه منتظر رمان های بعدیتون هستم ❤️

    ۳ سال پیش
  • Mehrana

    0

    وصفش توی کلمات نمیگنجه عالی ترین چیزی بود ک میتونستم بخونم عاشقتم مرجان واقعا نمیدونم چی بگم خیلی عالی بود خیلی ب امید روری ک بتونم با امضای خودت داشته باشم ❤😍

    ۳ سال پیش
  • Elham

    4

    ولی من الان افسرده ام کی جواب گوعع انقدراز تک تک شخصیت ها گلایه دارم نمیدونم ازکدوم شروع کنم رها؟کاو؟حنا؟آروی؟ایسو؟داداش رها؟حسن؟ اصلا چطوره مرجان از خودت شروع کنم؟ بااین حجم احساس پتانیلشودارما😂

    ۳ سال پیش
  • Elham

    3

    دوست نداشتم تموم بشه ولی خوشحالم از اینکه ته این قصه رو فهمیدم و کلی چیز ازش یاد گرفتم ولی یکم نامردی بود از بین چن تا زوج عاشق فقط ت داستان دوتاشون خوب بشه شاید چون عادت کردیم به پایان خوش

    ۳ سال پیش
  • اسما

    4

    هیچ چیز طبق خواسته و حدسیات من نرفت برام غم انگیز بود اما باعث شد به واقعی بودن ماجرا به درس های که داشت پی ببرم مرجان دوست دارم چون به نظر من دنبال توهم خوشبخت نیست چون خوشبختی به دست اوردنیه

    ۳ سال پیش
  • زینب

    3

    کی جواب افسردگی منو میده الان؟🥺

    ۳ سال پیش
  • زلال

    3

    خیلی عالی نوشتی خانم فریدی عزیز... قلمتون مثل همیشه زیبا و ماندگار بود:)

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!