شیرشاه - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت صد و بیست و یک :
چمدانم را به سختی به دنبال خودم میکشیدم…
روحی که راه میرفت…
جسمی که فقط زنده بود
من از درون پاشیده بودم…
نگاه خیسم به ساعت پرواز بود…
تنها و غریب…در فرودگاهی که هرگز این چنین ظالم نبود،در انتظار پروازی بودم که شاید تا ابد مرا از او و سرزمینی که در آن نفس میکشید دور میکرد.
سرزمینی که او نفس نکشد…
سرزمین من نیست…
گورستان من است…
با اعلام پرواز ها، دس
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
دیلان ِ حاکم
1از اعماق قلبم واقعا و واقعا میفهمم چی میگی، من سر حکم کن اینجوریم:) بدون اغراق میگم حکم کن رو 29 بار خوندم هر دفعه ام کلی سرش زجه زدم و کلی خندیدم، اصلا انگار رمانای مرجان به روح آدم نفوذ میکنه:)))
۱ سال پیشانوشا
0کاش منم میتونستم بخونمش
۱ سال پیشپاییز
1ورونای عزیزم چقد دلم از دوسال پیش برات تنگ شده بود و نمیدونستم و باز طعم عشق و باخوندنت به یاد آوردم♥️
۱ سال پیشمبینا
3وقتی بعد دوسال میایی دوباره میخونیش و بعد پایان دوباره دلت برای خوندنش تنگ بشه میخوام فقط زودتر چاپ بشه تو کتابخونه ام داشته باشمش🥺🤍
۱ سال پیشکیانا
47 ماه از پایان ورونا و آخرین نظر من میگذره چنان این رمان زیباست که وقتی حتی یک پارتش رو میخونم دیوونم می کنه به یاد ماه های قبل کامنت گذاشتم
۳ سال پیشNazi
2لنتی عالی بود ایکاش میشد هیچ وقت تمام نشههههه تنها نویسنده ای که پایان رو نمیشه حدس زد ولییییی من عاشق این رمان شدم❤️😭 حرف ای بودن قلم رو میشد از تک تک کلمات حس کرد👀🫀
۳ سال پیشفاطی
4منی که هی یادم میره ورونا تموم شده و میام تا پارت های جدید رو بخونم 💔😥
۳ سال پیشهلیا
0خیلی خیلی قشنگ بود مرجان:) خسته نباشیی مثل همیسه فوق العاده و دور از حدس و گمان♡
۳ سال پیشSahra
1رمان تموم شد و من به شدت ناراحتم امیدوارم رمان بعدیت زودتر شروع بشه عزیزم
۳ سال پیشفاطمه
0من با رمان شما زندگی کردم و پا به پای این قصه شاد شدمو ناراحت اینکه یه داستان انقدر روی یه ادم تاثیر بذاره نشانه قلم قوی و استوار نویسندشه منتظر رمان های بعدیتون هستم ❤️
۳ سال پیشMehrana
0وصفش توی کلمات نمیگنجه عالی ترین چیزی بود ک میتونستم بخونم عاشقتم مرجان واقعا نمیدونم چی بگم خیلی عالی بود خیلی ب امید روری ک بتونم با امضای خودت داشته باشم ❤😍
۳ سال پیشElham
4ولی من الان افسرده ام کی جواب گوعع انقدراز تک تک شخصیت ها گلایه دارم نمیدونم ازکدوم شروع کنم رها؟کاو؟حنا؟آروی؟ایسو؟داداش رها؟حسن؟ اصلا چطوره مرجان از خودت شروع کنم؟ بااین حجم احساس پتانیلشودارما😂
۳ سال پیشElham
3دوست نداشتم تموم بشه ولی خوشحالم از اینکه ته این قصه رو فهمیدم و کلی چیز ازش یاد گرفتم ولی یکم نامردی بود از بین چن تا زوج عاشق فقط ت داستان دوتاشون خوب بشه شاید چون عادت کردیم به پایان خوش
۳ سال پیشاسما
4هیچ چیز طبق خواسته و حدسیات من نرفت برام غم انگیز بود اما باعث شد به واقعی بودن ماجرا به درس های که داشت پی ببرم مرجان دوست دارم چون به نظر من دنبال توهم خوشبخت نیست چون خوشبختی به دست اوردنیه
۳ سال پیشزینب
3کی جواب افسردگی منو میده الان؟🥺
۳ سال پیشزلال
3خیلی عالی نوشتی خانم فریدی عزیز... قلمتون مثل همیشه زیبا و ماندگار بود:)
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...
اسما
2برای سومین بار این رمان تموم کردم اما هربار دام نیومد تمومش کنم مثل بار اول باهاش زجه زدم و اشک ریختم گاهی خندیدم و خوشحال شدم باورم نمیشه یه وقتایی میگم چطور بدون ترنج و آرزوی زندگی کنم اما اینو می دونم اونا تاابد تو قلب من زنده آن من با ترنج عاشق طراحی لباس شدم و هربار طرح میزنم ایسو رو حس میکنم