پارت صد و هجده :

با سر درد از خواب بیدار شده بودم.
عمیقا به نیم رخ خفته اش زل زده و تپش قلبم را ندید گرفته بودم.
مژه های بی حالت و قهوه ای رنگش…نور آفتابی که از تیغه بینی تا گوش هایش را رنگ پریده نشان میداد…
چه منظره زیبایی…ای کاش تمام نمیشد.
اما اتفاق دیشب…اتفاق دیشب بود و بس…
بی خبر،به آرامی لباس هایم را تن زدم.
به سختی اول از اتاق و سپس از عمارتش خارج شدم.
با کسی جز نگهبان ها ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیانا

    1

    بعد دو سه سال دوباره با این پارت مردمممم

    ۱ سال پیش
  • :)

    0

    کاش میشد آهنگشو از همینجا دانلود کرد بخدا این حق نیس 🙂این اهنگ وایب کل پارتای شیر شاه رو داره :)))))))))))

    ۳ سال پیش
  • 2

    پشم؟از پشم فقط یکی از نقطه ها پ مونده

    ۳ سال پیش
  • شریک جرم در قتل حنا

    3

    ولی حنا تو تصورم انقدری مهربون بود که قادر به انجام اینکار نباشه لنتی نهههه🙂

    ۳ سال پیش
  • قاتلِ حنایِ حرومی

    2

    قلبم شکست دیگه اون آدم سابق نمیشم بمولا:))))))

    ۳ سال پیش
  • شریک جرم در قتل حنا

    2

    حاجی اوضاع جوری بود که من اشک نمیریختم اشکه خودش میریخت:) ولی رها و کاوه باید باهم یه کاپل کیوت میشدن با بچه کیوتشون😭سعی میکنم فوش ندم*

    ۳ سال پیش
  • فآطمه

    0

    مرجان! دختر قشنگ:) چرا اینقدددددد قشنگ مینویسی ک مثل *** گریه کنممممم؟:)🚶🏼 ♀️💔

    ۳ سال پیش
  • کاه

    1

    پشمام

    ۳ سال پیش
  • قاتلِ حنایِ حرومی

    0

    فقط میتونم بگم،حنا .... ترین فردی هست که میشناسم یا ازش خوندم یمسپنث وات د هل ؟!🤡

    ۳ سال پیش
  • Elham

    2

    رها نمی مرد ایسو انتقام نمی گرفت ترنج با حسن یه زندگی توی روستا داشتن پرندی وجود نداش ایسو اروی رونمی دید اروی عاشق ایسو نمیشدحنا حامله نمیشد باباش نمیمرد همه و همه ی این اتفاقا سر یه خیانت رقم خورد

    ۳ سال پیش
  • Elham

    3

    داشتم به این فکر میکردم همه اتفاقا از سر خیانت بابای اروی اتفاق افتاد اگر خیانت نمی کرد رها با آروی به هم نمیزد رها ترنج نمی دید اون از سر رها طراح نمیشد کاوه هیچ وقت عاشق رها نمی شد حنا حامله نمیشد

    ۳ سال پیش
  • Elham

    1

    وای وای وای مرجان چطوررر همچین چیزایی به ذهنت میرسه من هنوز نمیتونم هضمش کنم لعنتیییی حنا اخه؟ از شدت شوک نفسم بند اومده خدایا تنفس مصنوعی میخوام

    ۳ سال پیش
  • ...

    0

    وای من چقدر این پارت قشنگ بود و در این حال دردناک عالی بود عالی:) درد داره از کسی ضربه بخوری که فکر میکردی مرحم زخمته ولی اون خودش دلیل اون زخم بوده.. چه کردی مرجانی :))))

    ۳ سال پیش
  • ✌️

    2

    😭🤧خونه تاریک، موزیک و صدای بارون،شیرشاه سوال اینجاست چرا من هنوز زنده ام؟؟😭😭😭😭😭😭حنا حنا حنااااااا تو علاوه بر اروی بچم برایانم شکستی🤧💔

    ۳ سال پیش
  • ezat

    1

    مرسی برای انرژی خوبت مرسی برای قلم قشنگت مرسی برای زیبایی شخصیت های رمانت مرسی برای حال خوبی که بهمون میدی مرسی برای نوشتن شیرشاه مرسی واقعا تو فوق العاده ای و در اخر خسته نباشی بهترین دوستدارم

    ۳ سال پیش
  • حدیث

    0

    پشماممممم اخهه تا چه حدد خفن بودننن واییی مرجاننن خیلیییی خفنییی تو دختررر🥲😭

    ۳ سال پیش
  • Rahil

    0

    برگام

    ۳ سال پیش
  • لبخند دردناک

    1

    بچه ها اهنگی ک وقتی گوشش میکنم و تو قصش زندگی میکنم اینهAnlatamam

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!