رمان معصومیت از دست رفته | نسخه کامل
- به قلم فرگل حسینی
- ⏱️۱۱ ساعت و ۳ دقیقه ۵۲ ثانیه
- زبان فارسی
- 157.9K 👁
- 1.3K ❤️
- 1.4K 💬
خلاصه رمان :
رمان معصومیت از دست رفته نوشته فرشته حسین پور، یک رمان عاشقانه، اجتماعی و درام درباره لیلا، دختری است که همیشه تحت تأثیر خواستههای مادرش زندگی کرده است. لیلا نامزد ماهیر، یک فوتبالیست جوان و سادهزندگی است که عاشقانه او را دوست دارد. اما مادر لیلا مردی ثروتمند را برای ازدواج با دخترش انتخاب کرده و حالا لیلا باید میان عشق واقعی خود و آیندهای مرفه، انتخابی سرنوشتساز داشته باشد.
«معصومیت از دست رفته» داستان لیلاست؛ دختری که تمام عمرش را در سایهی خواستهها و تصمیمهای مادرش زندگی کرده است. دختری که از کودکی یاد گرفته اطاعت کند، سکوت کند و برای انتخابهای مهم زندگیاش هم وابسته باشد.تا جایی که حتی رویاها و خواستههایش میان خودخواهی مادرش گم شدهاند. لیلا نامزد ماهیر است. پسری جوان و فوتبالیست که در تیمی کوچک بازی میکند و تمام امیدش رسیدن به تیمهای بزرگ و ساختن آیندهای بهتر است. ماهیر ثروتمند نیست و زندگی سادهای دارد، اما چیزی دارد که لیلا بیش از هر چیز به آن نیاز دارد،عشق. اما مادر لیلا آیندهی دیگری برای دخترش در نظر گرفته.برای دخترش مردی را انتخاب کرده که بسیار ثروتمند است. مردی که میتواند زندگی بیدغدغه و مرفهای برای لیلا و البته خودش فراهم کند. حالا لیلا باید بین مادر و عشقش یکی را انتخاب کند.
قسمتی از متن رمان معصومیت از دست رفته | نسخه کامل
زهرا
0ممنون خیلی عالی بود تشکر از نویسنده 🌸💖👍🏻
۱ هفته پیشمهسا
0نویسنده جان واقعاخسته نباشی عالی بود
۱ هفته پیشمریم
0رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده عزیز امیدوارم موفق باشید 💋😍❤️🥰
۲ هفته پیشHani
در پارت 970خیلی عالی بود عزیزم خسته نباشی قلمت ماندگار♥️♥️♥️
۲ هفته پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
مرسی که خوندی😍
۲ هفته پیشHani
در پارت 940ای خدا یکی مثه ماهیر که به من ندادی نمازاتم بده همون لیلا بخونه
۲ هفته پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خدایااا از دست شما😂😍
۲ هفته پیشHani
در پارت 910تو وب کن دیگه زنیکه ااه
۲ هفته پیشHani
در پارت 900لیلا هر کاریم کرده باشه ماهیر تا اخر عمر مد یونشه که به جاش رفته زندان
۲ هفته پیشHani
در پارت 810فیلم نگیر ***
۲ هفته پیشHani
در پارت 790اون ننش خوبه حالا خیر سرش یه بچه بیشتر نداره نکبت
۲ هفته پیشHani
در پارت 781اون ماهیر اسکل باید وقتی تو راه بود پلیس و درجریان میذاشت
۲ هفته پیشHani
در پارت 760ولی یه مرد عادی نیم ساعت تو *** نمیمونه
۲ هفته پیشHani
در پارت 720مادمازل جان چقدر حرف میزنی
۲ هفته پیشHani
در پارت 710اتفاقا من از مرگ بچه خوش حال شدم این بچه تا اخر لیلا رو به این کصافطا وصل میکرد
۲ هفته پیشHani
در پارت 540اره واقعا لیلا خیلی خوش شانسه هم ماهیر عاشقش بود هم فرهان
۲ هفته پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

دلارام
0سلام رمان قشنگی بود دست نویسنده درد نکنه ولی این جریان بچه اینا با فرمان کاش نبود ولی درکل پایان قشنگی داشت