خلاصه رمان :
داستان با ماجرای پناه دختری شروع میشود که پس از مرگ مادرش، با پیدا کردن دفترچه خاطراتی که به گذشته مادربزرگش مربوط است وارد عمارتی میشود که اهالی روستا آن را نفرین شده می دانند و درگیر ماجراهای عجیب و زیادی می شود. در این مسیر احساسات زیادی را تجربه می کند؛ عشق، ترس و کنجکاوی. ولی به راستی چه کسی پشت این اتفاقات است؟ موجودات ماورایی یا انسان هایی از گذشته؟
قسمتی از متن رمان ماه بانو
باران
0قلم خیلی زیبا و روانی داشت اصلا حس نمی کردی داری رمان می خونی اینقدر که همه چی تمیز شرح داده شده بود و درسی که گرفتم این بود که ذات خوب و بد همیشه سرنوشت ادما رو رقم میزنه، واینکه تو نیکی کن دردجله انداز که ایزد دربیابانت دهد باز عالی بود داستان زیبای ماه بانو. 💖💖
۱۷ ساعت پیششهرزاد
0رمان خیلی خیلی جذابی بود اما ای کاش آخرش انقدر زود تموم نمی شد عاشقانه هاشون طولانی تر بود
دیروزمهلا
0خیلی قشنگ بود ولی کم بود
۲ روز پیشساغر
0رمان فوق العاده ایی بود عالیی بود ممنون از نویسنده
۲ روز پیشنسی
0من خیلی به رمان های رعیت و اربابی علاقه دارم واقعا خیلی خوشم اومد ازش
۳ روز پیشرومینا
0داستان خیلی قشنگی داشت و خلاقانه بود 🥰 یه ستاره کمتر دادم چون داستان خیلی زود تموم شد ولی واقعا از خوندنش لذت بردم💕
۷ روز پیشفرزانه
0عالی بودکیف کردم با خوندش موفق باشید 💕
۷ روز پیشریحانه
1رمان خیلی مختصری بود منکه لذت بردم❤
۲ هفته پیش...
1رمان قشنگی بود خلاصه ومفید فکر میکردم چون خیلی کوتاهه ارزش خوندن نداشته باشه وهمه چی تند پیش بره ولی واقعا قشنگ بود فقط کاش یه قسمت اضافه تر داشت وعشقشون رو بیشتر توصیف میکرد
۲ هفته پیشسمیرا
2رمان خوب و قشنگی بود لذت بردم
۳ هفته پیشفاطی
1واقعا ازت بابت این رمان بی نظیرت ممنونم،من اولین باری بود که همچین رمان تاریخی قشنگی خوندم اون حس و حال عمارت،داستان عاشقانه ی که گفتی ریز به ریزشون قشنگ بود و من ازت به اندازه یه دنیا بابت این رمان قشنگت ممنونم باور کن توی قلبم نگهش میدارم و بهش فکر میکنم رمان محشر بود نویسنده معرکه 🙂❤
۴ هفته پیشF.A
2ممنون از شما نویسنده ی عزیز بسیار لذت بردم از این قلم زیبا و داستان هیجان انگیزی که برای نوشته تون انتخاب کردین جزو معدود رمان هایی بود که از خوندنش پشیمون نشدم و وقتی رسیدم به آخرش لبخندی از رضایت زدم :) دست مریزاد
۴ هفته پیشستایش
0یکم عشقشون ماس مالی نشد آخه کی به همین زودی عاشق میشه ولی بگم رمان فوق العاده بود
۴ هفته پیشنسیم
3سلام باتشکر از نویسنده عزیز برای نوشتن این رمان خفن و زیبا؛ در وهله اول خیلی حس کردم که این داستان واقعیه یعنی عزیزم جوری رمانو به تصویر کشیده بودین که من اینجوری حس کردم؛ انقدر جذاب بود که باوجود فصلای کم ولی ادمو ترغیب به ادامه فصل میکرد؛ شروع و پایان عالی ای داشت هرچند به وسطاش که میرسی
۴ هفته پیشنسیم
0باعرض معذرت جا کم اوردم ؛ به وسطاش که میرسی ژانر غمگین و خشونت امیزم میتونیم تو ژانراش اضافه کنیم ولی در کل عالی بود. تو اواخر فصل اخرش یه نوشته ای خیلی به دلم نشست همون مکالمه پناه و حسام سر مزار خواهرش اونجا که پناه نقل قول از مادرش کرد درباره گریه کردن و دراغوش کشیدنت توسط خدا شاید فقط یه ایده یا
۴ هفته پیشنسیم
0بازم ببخشید ولی اخراشه دیگه یا هرچی ساخته ذهنت بوده باشه گلم ولی حس دوست داشته شدنو به ادم منتقل کردی لااقل برا من که اینطوری بود خیلی ازتون ممنونم بخاطر حوصله و وقتی که برای موبه موی این رمان گذاشته بودین خداقوت ممنون
۴ هفته پیش

Z.A.t
0بنظرم رمان زیبایی بود و دوستش داشتم فقط باید یکم طولانی تر می بود