لیست کلیه پارتهای رمان خیال گلستان : پارت های 101 تا 105
تعداد کل پارت های منتشر شده : 105
-
رمان خیال گلستان - پارت 101
پرنیان توی سرش سنجید تنفر!!! برای لحظهای درنگ کرد چون اندیشهای آمد که احتمالا الناز خودش هم نمیداند با آمدن به زندگیاش چه لطف بزرگی کرده است. لطفی که باعث شده بود از یک زن ضعیف و تشنهی مهر، زنی قدرتمند و با عزتنفس ساخته شود. پرنیان را میان وحشت کابوسهای تمام عمرش رها کرده بودند و حال...
بروزرسانی در : ۴۹۷ روز پیش
-
رمان خیال گلستان - پارت 102
پرنیان بعد از قطع شدن گوشی لحظهای اندیشید که یک انسان چهطور میتواند هم جدی و هم شوخطبع باشد، اما ترجیح داد به جای فکر وسایلش را جمع کند. حدس می زد که تهدیدهای کیان جدی نیستند، خطونشان میکشید و از گل نازکتر نمیگفت. این یک حدس بود تا به حال او را این چنین نیآزموده بود برعکس مهرداد که...
بروزرسانی در : ۴۹۶ روز پیش
-
رمان خیال گلستان - پارت 103
پرنیان کنارش نشست و شانهاش را گرفت. کیان سر بلند کرد و او را نگریست. بطری آبی که پرنیان به سمتش گرفت را هنوز یک جرعه نخورده بود که دوباره به سرفه افتاد. چشمهایش قرمز شده بود تنها با علامت سر به پرنیان اشاره کرد که چیزی نیست. چند دقیقهای طول کشید تا سر حال شود و بعد در سکوت ماشین را روشن کرد. چ...
بروزرسانی در : ۴۹۶ روز پیش
-
رمان خیال گلستان - پارت 104
کیان برای لحظهای چشم گشود و پرنیان سعی کرد اشکهایش را باعجله پاک کند. نمیخواست او را اینچنین گریان ببیند. کیان میخواست چیزی بگوید، اما صدایی از گلویش خارج نشد، پرنیان از حرکت لبهایش حدس زد که میگوید دوستت دارم، نترس از هیچی نترس! جان پرنیان به درد آمد چون میدانست خودش هم چه قدر عاشق...
بروزرسانی در : ۴۹۵ روز پیش
-
رمان خیال گلستان - پارت 105
پرنیان به سمت اتاق رفت و با گامهایی لرزان وارد شد. سکوت دستگاهها و هیبت سیمهای بلاتکلیف آویزان شده که انگار سربازان شکست خوردهی جنگ بودند. کیان در زیر آن پارچهی سفید هم وارسته به نظر میرسید. دستان لرزان پرنیان برای کنار زدن ملافه پیش رفت و برای لحظهای درنگ کرد. نه نمیت...
بروزرسانی در : ۴۹۵ روز پیش
