خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت صد و دوم :
پرنیان بعد از قطع شدن گوشی لحظهای اندیشید که یک انسان چهطور میتواند هم جدی و هم شوخطبع باشد، اما ترجیح داد به جای فکر وسایلش را جمع کند.
حدس می زد که تهدیدهای کیان جدی نیستند، خطونشان میکشید و از گل نازکتر نمیگفت. این یک حدس بود تا به حال او را این چنین نیآزموده بود
برعکس مهرداد که جدی حرف میزد و عملیش میکرد.
پرنیان قبلا هم یکبار اینگونه رویی از مهرداد
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

ساناز لرکی | نویسنده رمان
انگار دارم باهاتون خداحافظی میکنم چه حس غمیه🥺🥺
۱ سال پیشم.ر
1چقدر زندگی ناملایمات داره چرخ روزگار میچرخه روزی نمی دونست سر چی مهرداد این رفتارها داره الان کیان جوری دیگه 🧡🧡🧡
۱ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️
۱ سال پیشپرنیا
0خوشحالم که الان دارم التماسهای مهرداد و بی تفاوتی های پرنیان رو میبینم عشق فقط کیان و مهربونیاش عشق فقط نگرانی های بینشون 😍😍😍🥰🥰🥰
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0اوو ماایی گاددد...چهه پارتت زیباییی
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0ولی من تو فکر پدر و مادر واقعی پرنیانم...قرار نیست هیچوقت پیدا بشن؟
۱ سال پیشفاطمه زهرا
1گاهی اوقات هم خوبه که مثلا نازی با مهرداد چند روز بره سفر تا پرنیان بتونه کمی استراحت کنه
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0خستهه نباشییی
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0اوخییی...بچه چه ذوق زده شد وقتی پرنیان اونجور گفت🥹(نصف سن کیانو هم ندارم بعد بهش میگم بچه)
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0زندگی بعضی وقتا با ادمای مقرراتی میتونه خیلی سخت باشه....
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0دستت درد نکنه خیلی پارت زیبا و خوانایی بود✨🌱💚
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0این پارت یه کوچولو از واکنش مهرداد ترسیدم🥹💔
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0وای نه...کیان..😭😭
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0اخییی بمیرمم چقدرر قشنگگگگ🥹😭
۱ سال پیشپریسا
0مهرداد خیلی بی رحم ونامرد بوده آدم حتی اگه یکی رو دوست هم نداشته باشه اینطوری اذیتش نمی کنه تازه اینکه هنوزم اینجوری پررو وپرتوقو باشه
۱ سال پیشعلیرضا۲۷
0عاشقانه هاشونو دوست دارم🥹🥹🥹 مهرداد هم خیلی بی رحم بوده هاااا نظرم درموردش عوض ایش😏😏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سمانه
1وای چه عاشقانه های زیبایی پرنیان از دست مهرداد چه ها کشیده