لیست کلیه پارتهای رمان تیغ بر پرنیان : پارت های 81 تا 86
تعداد کل پارت های منتشر شده : 86
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 81
**** صبح روز بعد، آثار دارو کمرنگ تر از قبل بر تن و جان پریزاد خودنمایی میکرد، به همین خاطر سعی کرد کمی در جایش تکان بخورد؛ اما به محض آنکه از جا بلند شد، صدای جیر جیر چوب های تخت، خواب آرام شهباز را از چشمانش ربود. پریزاد که بالا آمدن سر شهباز از روی دست هایش را دید بار دیگر سر جایش نشست و با ...
بروزرسانی در : ۳۳۶ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 82
نگاه متعجب عاقد از تن لرزان پریزاد به سمت شهباز خان چرخید و تته پته کنان گفت: _م... من که چ... چیزی نشنیدم. این بار مرادقلی پیش از آنکه دستوری بگیرد، دست به کار شد و تیری به سمت میز روبه روی عاقد در کرد که گوشه دفتر بزرگش را هم با خود برد! سپس سر خم کرد و رو به چهره مثل میت شده مرد جوان گفت: _...
بروزرسانی در : ۳۳۵ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 83
شهباز خان که در بدو ورود با دو چشم سیاه عاشق کش رو در رو شده بود، با دیدن آن زیبایی سحر انگیز و کمند گیسوان دلفریب، بی اراده به سمت دخترک قدم برداشت و همچون مردی مسخ شده لب هایش را لیسید و گفت: _بخدا که اگه اجازه میدادم نصیب اون بی صفت بشی به خودم خیانت کرده بودم! پریزاد که با شنیدن صدای پر حرا...
بروزرسانی در : ۳۳۴ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 84
***** میرزا احمد محطاتانه نگاهش را در اطراف مهمان سرا چرخاند و زمانی که از پشت پنجره های اوروسی شهباز خان را در حال پایین آمدن از پلکان دید، رو به دو مامور قزاق همراهش گفت: _آمد. حواستون رو جمع کنید. بلافاصله مامور ها از روی صندلی بلند شدند و اسلحه های خود را به حالت اماده باش در دست گرفتند. ...
بروزرسانی در : ۳۳۳ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 85
آخرین نگاه پریزاد به خدمه عمارت سرد شهباز، دلسوزانه بود. با اینکه هیچ یک از خدمه این عمارت سیاه آن زمان که در تنهایی و بی پناهی دست و پا میزد به دادش نرسیده بودند؛ اما محبت و حس مسئولیتی که همیشه در وجود خود دریافته بود، باعث میشد دلش برای این مردم و رنج هایشان بسوزد. زمانی که از پلکان طبقه دوم ...
بروزرسانی در : ۳۳۲ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 86
سینه دایی مهراب با شنیدن این حرف ها سنگین شد و عذاب وجدان داغ بر روحش گذاشت؛ چرا که با وجود تعریف های سیاوش از پریزاد و نقل هایی که از فداکاری های این دختر شنیده بود، از کرده خود پشیمان شده و تازه میفهمید چه ظلمی در حق او روا داشته! شاید اگر میدانست پریزاد تا این حد با بقیه هم پالکی هایش متفاوت ...
بروزرسانی در : ۳۳۲ روز پیش
