تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت هشتاد و یک :
****
صبح روز بعد، آثار دارو کمرنگ تر از قبل بر تن و جان پریزاد خودنمایی میکرد، به همین خاطر سعی کرد کمی در جایش تکان بخورد؛ اما به محض آنکه از جا بلند شد، صدای جیر جیر چوب های تخت، خواب آرام شهباز را از چشمانش ربود.
پریزاد که بالا آمدن سر شهباز از روی دست هایش را دید بار دیگر سر جایش نشست و با وحشت به او زل زد.
شهباز خان انگار نه انگار که شب گذشته از چه سر مگویی پرده برداشته، کش و قو
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
0ازچشمای ماهرخ معلومه که چقد شروره...
۸ ماه پیشمرضیه
0چه غم انگیز🖤🖤
۸ ماه پیشفخری
0وای چه پارت غم انگیزی نرگس جون آهنگشم که دیگه بینظیر بود.خسته نباشی گلم عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤😔
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌹❣️
۸ ماه پیشالی
2😔😔😔هیچی نمیتونم بگم نویسنده جان
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😢
۸ ماه پیشزهرا z
0ای دل غافل دلم برا پریزاد کباب شد😢😢🙏💯
۸ ماه پیشووووووووووو
0ای بابا شهباز اینجوری که راهش نیست
۸ ماه پیششهد
0من دیگه تحمل این همه ظلم را ندارم
۸ ماه پیشراز
0ای بابا سیاوش کجایی بیچاره پری پرید از دستت
۸ ماه پیشسعادت
0وای خدا یا نه این دیگه خیلی ظلم آخ سیاوش کجایی بدو پسر که اگر دیر کن پریزاد رفت
۸ ماه پیشهیفا
0پوووف یعنی قراره باشهباز ازدواج کنه پس سیاوش کجا موند
۸ ماه پیشSedna
3وای خدا اگه ازدواج کنن خیلی بدمیشه🥺🥺حالا حالا ها باید ازدست شهباز حرص بخوریم انگار🥴😡😣😧🫡
۸ ماه پیشزری
1🥺💔 کمککک . ممنون نرگس جان💘😢
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
❣️🌷
۸ ماه پیششکوه
5ای وای فکرنمیکردم تا اینجا پیش برن مطمئن بودم سیاوش میاد😔 دیگه دوست ندارم بخونم قلبم و شکستی نرگسی جونم😥😢
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🥺💔
۸ ماه پیشبانو
4چه جای حساسی تمومش کردی لطف پارت هدیه نمیتونم تا فردا منتظر بمونم ببینم چی میشه
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
عزیز دل این پارتی که فرستادم پارت هدیه بود دیگه😅
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
1پس سیاوش کی قرار برسه پری ازشراین عوضی نجات بده